close
تبلیغات در اینترنت
سرگرمی

برده‌داری در بندگی بودن اختیاری

برده‌داری در بندگی بودن اختیاری و یا غیر اختیاری یک شخص در دست شخص دیگر است. نظام برده‌داری در مرحله تلاشی کمون اولیه و بر شالودهٔ ازدیاد عدم تساوی اقتصادی که خود ثمره پیدایش مالکیت فردی بود، شکل گرفت. دولت برای نخستین بار در دوران بردگی پدید می‌شود. بردگی نخست در مصر باستان، در بابل، در آشور و در چین و هندوستان پدید گشت ولی در یونان و روم باستان به شکل کلاسیک خود تکامل حاصل کرد. در شرق و از آن جمله در ایران باستان بردگی بیشتر خصلت پدر شاهی و خانوادگی داشت. دو طبقه اصلی این صورت بندی اجتماعی - اقتصادی بردگان و برده داران بودند. طبقات میانه نظیر خرده‌مالکان و پیشه‌وران و عناصر وازده و بدون طبقه که از مالکین کوچک ورشکسته ولی غیر برده تشکیل می‌شدند نیز وجود داشتند. شالوده مناسبات تولیدی در این دوران عبارتست از مالکیت برده دار بر وسائل تولید و بر برده. برده به عنوان شیء قابل خرید و فروش بود و برده دار صاحب جان برده نیز بود. برده داران به اقشار مختلف نظیر مالکان بزرگ زمین، صاحبان کارگاه‌ها و سوداگران می‌گفتند. در شرایط کار عده عظیم بردگان وارزانی بی نهایت آن‌ها، علی‌رغم وسائل بسیار ابتدایی، اضافه محصولی به دست می‌آمد که خود امکان نسبتاً بیشتری (نسبت به کمون اولیه) برای رشد وسائل تولید و پیدایش علوم و هنر فراهم می‌ساخت. ولی پس از رشد معین که خود قرن‌ها به طول انجامید نیروهای تولیدی دیگر در چارچوب روابط تولیدی بردگی نمی‌توانست تکامل یابد. بر اثر تشدید تضادهای طبقاتی که قیام‌های بزرگ بردگان نمونه آنست شالوده برده داری متزلزل شد. به جای دوران برده داری صورت بندی اجتماعی اقتصادی دیگر که آن هم بر شالوده استثمار و استعمار بود دوران فئودالیسم - مستقر شد که به نوبه خود و به نسبت دوران قبل مترقی تر بود و میدان وسیع تری برای رشد نیروهای تولیدی پدیدار شد. اگر چه صورت بندی اجتماعی - اقتصادی بردگی به مثابه یک مرحله تاریخی تکامل اجتماعی از بین رفت ولی وجود برده به شکل‌های مختلف در دوران فئودالیسم حتی تا زمان ما نیز باقی ماند. مثلاً تا یکصد سال پیش در ایالات متحده آمریکا و یا در برخی سرزمین‌های مستعمره تا قرن بیستم.  تبیین برده‌داری ماسای‌های آفریقای شرقی به اسیران خود امان نمی‌دهند . علت آنچنان که راتزل می‌گوید این است که این قوم گله دار هیچ امکان فنی استفاده از کار برده‌وار را ندارند . اما در همسایگی شان واکامباها که کشاورز هستند قادر به استفاده از کار برده‌وارند و بنابراین از کشتن اسرای شان چشم می‌پوشند و آنها را به بردگی می‌گمارند . پس ظهور برده داری مستلزم رسیدن به درجه ی معینی از تکامل نیروهای اجتماعی است و درجه‌ای که به بهره کشی از کار برده اجازه می‌دهد . برده داری یک رابطهٔ تولیدی است که ظهور آن بیانگر آغاز تقسیم جامعه به طبقات است، جامعه‌ای که تا آن هنگام تقسیمات دیگری را به جز تقسیم جنسیتی و سن نشناخته‌است . ۱ انواع برده داری 1-برده به عنوان دارایی: این نوع برده داری فرم اصلی برده داری است که بردگان به عنوان دارایی مالکانشان تلقی و خرید و فروش می شوند. 2-بیگاری کشیدن: در این نوع برده داری فردی نیروی کارش را به رایگان در برابر یک بدهی عرضه می کند. مدت زمان این نوع برده داری ممکن است مشخص نباشد و حتی کودکان به دلیل بدهی والدینشان به بردگی مجبور گردند. این نوع برده داری امروزه رایجترین شکل است. 3- نیروی کار اجباری: این نوع از برده داری زمانی رخ می دهد که فرد مجبور می گردد علارغم میلش تحت خشونت یا مجازات ارباب خود و با محدود گشتن آزادی های شخصی اش به کار بپردازد. 4- ازدواج اجباری: این نوع برده داری زمانی است که یک یا هر دو طرف مجبور به ازدواج علارغم میل خود می گردند. این شکل از برده داری هنوز در جنوب و شرق آسیا و آفریقا قابل مشاهده است.۲ شایان ذکر است که در بسیاری از انواع برده داری، بخصوص در برده داری نوع اول سوء استفاده ی جنسی از بردگان به اشکال گوناگون رایج است. برده‌داری در ادیان نوشتار اصلی: برده‌داری در ادیان در عصر ادیان ابراهیمی و به‌ویژه در سه دین آخر یعنی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) برده‌داری وجود داشته‌است. یکی از اسامی خداوند رب است که در مقابل عبد یا بنده قرار دارد، دو نوع بندگی وجود دارد یکی بندگی برده‌ای برای صاحب خود و دیگری بندگی برای پروردگاری که در جایگاه ارباب آسمانی قرار دارد. در فارسی برای بردهٔ زن کنیز و برای برده مرد غلام اطلاق می‌شود، برده به مثابه کالایی که حقوق انسانی ندارد قابل خرید و فروش است، یک ارباب می‌تواند کنیز خود را در اختیار مرد دیگری بگذارد تا آن مرد از وی کام جنسی برگیرد، بردگانی که از اربابان زمینی خود می‌گریزند همواره در احادیث از قول محمد مطرود هستند. مسلمانان به استناد صریح آیه ۲۴ سوره نساء و آیات دیگر قرآن در جنگ با کفار حق و اجازه آن را از الله دارند که زنان کفار را به اسارت و به بردگی (کنیزی) برگیرند. نگاه اجمالی به آیات قرآن نیز این امر را روشن می سازد.پیامبر اسلام نیز با عمل به این آیه قرآنی در جنگها و غزوات (جنگهایی که خود پیامبر در آنها شرکت داشتند) زنانی را به کنیزی و همسری در اختیار گرفت. ریحانه دختر عمرو بن جنانه از طایفه بنی عمرو بن قریظه یکی از آن زنان محمد بود که در جنگ با بنی قریظه شوهر، برادر و پدر خود را مسلمانان کشت و او را برای همسری در اختیار گرفت



[ دوشنبه 08 شهريور 1395 ] [ 3:25 ] [ حمیدرضا ]

پروین اعتصامی که بود و چه کرد ؟

رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی (زاده ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز – درگذشته ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در تهران) شاعر ایرانی بود گه از وی به عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران یاد شده است.» اعتصامی از کودکی فارسی، انگلیسی و عربی را نزد پدرش آموخت و از همان کودکی تحت نظر پدرش و استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار سرودن شعر را آغاز کرد. پدر وی یوسف اعتصامی، از شاعران و مترجمان معاصر ایرانی بود که در شکل‌گیری زندگی هنری پروین و کشف استعداد و گرایش وی به سرودن شعر نقش مهمی داشت. او در بیست‌وهشت سالگی ازدواج کرد اما به دلیل اختلاف فکری با همسرش، از او جدا شد. پروین بعد از جدایی از همسرش مدتی در کتاب‌خانهٔ دانشسرای عالی، به شغل کتابداری مشغول بود. پروین قبل از دومین نوبت چاپ دیوان اشعارش، بر اثر بیماری حصبه در سن سی‌وپنج سالگی در تهران درگذشت و در حرم فاطمه معصومه، در آرامگاه خانوادگی‌اش، به خاک سپرده شد. زادروز پروین اعتصامی، (بیست و پنجم اسفندماه)، به عنوان «روز بزرگداشت پروین اعتصامی» نام‌گذاری شده است. تنها اثر چاپ و منتشر شده از پروین، دیوان اشعار اوست؛ که دارای ۶۰۶ شعر شامل اشعاری در قالب‌های مثنوی، قطعه و قصیده می‌شود. پروین بیشتر به دلیل به کار بردن سبک شعر مناظره در شعرهایش، معروف است. شعرهای پروین قبل از چاپ به عنوان کتاب، در مجله بهار و «منتخبات آثار» از هشترودی و «امثال و حکم» از دهخدا، چاپ می‌شدند. موفقیت اولین چاپ دیوان اشعار او، باعث شد تا این کتاب برای چاپ‌های بعدی آماده شود. پروین اعتصامی از پیروان «جریان تلفیقی» است. مضامین و معانی اشعار پروین، توصیف‌کننده دلبستگی عمیق وی به پدر، استعداد و شوق فراوان او به آموختن دانش، روحیه ظلم‌ستیزی و مخالفت با ستم و ستمگران و حمایت و ابراز همدلی و همدردی با محرومان و ستم‌دیدگان است. اشعار پروین اغلب از حوادث و اتفاقات شخصی و اجتماعی خالی‌اند. در میان اشعار او، شعری وجود ندارد که با کمک آن بتوان صراحتاً شخص شاعر را شناخت. شعر پروین از دیدگاه طرز بیان مفاهیم و معانی، بیشتر به صورت «مناظره» و «سؤال و جواب» است. در دیوان او بیش از هفتاد نمونه مناظره آمده که وی را از این لحاظ در میان شاعران فارسی مشهور کرده است. این مناظره‌ها نه تنها میان انسان‌ها و جانوران و گیاهان، بلکه میان انواع اشیاء – از قبیل سوزن و نخ – نیز اتفاق می‌افتد و پروین در بیان مقاصد خود از هنرهای «شخصیت‌بخشی» و «تخیل» و «تمثیل»، استفاده بسیار کرده است  منبع‌شناسی دربارهٔ زندگی پروین اعتصامی، کتاب‌های فراوان، آثار و مقالات مختلفی آمده‌است. این آثار در طی سال‌های پس از مرگش و همچنین قبل از آن، توسط افراد مختلفی نوشته شده است. ۲ منابع دست اول برای شناخت زندگی پروین اعتصامی، کتاب‌ها و اسناد منتشر شده از خانواده و نزدیکان اوست که از میان آن‌ها می‌توان به «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی» اثر ابوالفتح اعتصامی، برادر پروین، اشاره کرد. از دیگر منابع دست اول، می‌توان به کتاب «مجموعه مقالات و قطعات و اشعار» اشاره کرد که یک سال پس از مرگ پروین نوشته و در سال ۱۳۲۳، برای نخستین بار چاپ شده است. ۳ همچنین به دلیل این‌که شعرهای پروین در قالب مناظره و با زبانی صمیمی و کودکانه هستند، نویسندگانی مانند مهناز بهمن که نویسنده برای گروه سنی کودک و نوجوان هستند، زندگانی پروین را در قالب کتاب نوشته‌اند. ۴ منابع دیگر برای شناخت زندگانی پروین عبارتند از دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ۵ اثر علی‌اصغر دادبه، با چراغ و آینه اثر محمدرضا شفیعی کدکنی ۶ و «دائرةالمعارف کودکان و نوجوانان» ۷ اثر قاسم قالیباف؛ که فقط در بخش‌هایی از خود به شرح زندگی پروین پرداخته‌اند. مقالات زیادی نیز در مورد شرح زندگی پروین وجود دارد نظیر مقاله پروین اعتصامی نوشته غلامعلی حداد عادل است که در دانشنامه جهان اسلام منتشر شده است. ۳ همچنین مقدمه‌هایی که برای دیوان پروین اعتصامی نوشته شده‌اند نیز بخش‌هایی از زندگی‌نامه وی را نگاشته‌اند که از مقدمه‌های مشهور دیوان پروین، می‌توان به مقدمهٔ چاوش اکبری برای چاپ سوم ۸ و مقدمهٔ انتشارات اقبال در چاپ‌های بعدی ۲ اشاره کرد. زندگی‌نامه کودکی و خانواده عکسی از ۶ سالگی پروین، ۱۲۹۱ هجری شمسی پروین اعتصامی با نام اصلی «رخشنده» در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ هجری شمسی، مطابق با ۱۵ مارس ۱۹۰۷، در تبریز زاده شد. ۱ او فرزند یوسف اعتصامی، ۹ نویسنده و مترجم معاصر ایرانی ۷ و اخترالملوک اعتصامی ۱۰ است. اخترالملوک اعتصامی دختر عبدالحسین مقدّم العداله، از شاعران دوره قاجاریه و متخلص به «شوری»، ۱۱ بود. ۱۲ او تخلص «پروین» را برای خود انتخاب کرد؛ که تا آن زمان نامی مرسوم برای دختران نبود. ۳ بعدها پروین نام خود را از رخشنده به پروین تغییر داد؛ چنان‌چه در شناسنامه‌اش مشاهده می‌شود. ۱۳ پروین بعدها مجبور شد در شعری، توضیح بدهد که پروین، نامی دخترانه است: مرد پندارند پروین را، چه برخی زاهل فضلاین معما گفته نیکوتر که پروین مرد نیست ۳ پروین آخرین فرزند خانواده بود و سه برادر بزرگتر از خود به نام‌های ابوالحسن، ابوالفتح و ابوالنصر داشت. ۱۴ یوسف اعتصامی، در سال ۱۳۲۸ هجری قمری به عنوان نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی انتخاب شد. به همین دلیل در سال ۱۲۹۱ هجری شمسی در هنگامی که پروین ۶ سال داشت، به همراه خانواده‌اش از تبریز به تهران مهاجرت کرد. ۱۱ پروین از کودکی با مشروطه‌خواهان و چهره‌های فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و از استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت. در دوران کودکی، زبان‌های فارسی و عربی و انگلیسی را زیر نظر پدرش در منزل آموخت و پس از آن به مدرسه آمریکایی ایران کلیسا (به انگلیسی: Iran bethel) رفت و در سال ۱۳۰۳ تحصیلاتش را در آنجا به پایان رسانید. او در تمام سال‌های تحصیلش از دانش‌آموزان ممتاز بود و حتی مدتی در همان مدرسه به تدریس زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت. او هم‌زمان با تحصیل، شعر نیز می‌سرود. ۱۴ اشعار کودکی و نوجوانی تصویری از شناسنامه پروین اعتصامی مهناز بهمن می‌نویسد نخستین شعرهای پروین اعتصامی در هفت سالگی بوده است و برخی از زیباترین شعرهایش مربوط به دوران نوجوانی (۱۱ تا ۱۴ سالگی) او هستند. از کودکی پدرش در زمینه وزن و شیوه‌های یادگیری به او کمک می‌کرد. گاهی شعری از شاعران قدیم ایران مانند سعدی یا حافظ را به او می‌داد تا بر اساس آن شعر دیگری بسراید؛ وزن آن را تغییر دهد و یا قافیه‌ای نو برایش پیدا کند. همین تمرین‌ها و تلاش‌ها زمینه‌ای شد که با ترتیب قرارگیری کلمات و استفاده از آن آشنا شود و در سرودن شعر تجربه کسب کند. همچنین پدرش گاهی قطعه‌هایی زیبا و لطیف از کتاب‌های خارجی (انگلیسی، فرانسوی، ترکی و عربی) جمع می‌کرد و پس از ترجمه آن‌ها به فارسی، پروین را تشویق می‌کرد تا آن را به صورت شعر درآورد. برای نمونه، یوسف اعتصامی شعر «قطرات سه‌گانه» از تریللو را ترجمه و در مجله بهار چاپ کرد. سپس پروین با الهام از این سروده، شعرهای «گوهر و اشک» و «دو قطره خون» ۱۵ را سرود. ۱ ۱۶ از معروف‌ترین شعرهایی که او در این سنین سروده است می‌توان به شعرهای گوهر و سنگ، ای مرغک، اشک یتیم، کودک آرزومند، صاعقه ما ستم اغنیاست، سعی و عمل و اندوه فقر اشاره کرد. ۱۶ به نوشته بهمن، شعرهایی که پروین در سنین کودکی می‌سرود بیشتر دارای محتوایی کودکانه، ساده و تخیلی بودند. یکی از شعرهای او در ۸ سالگی، مناظره‌ای بین «نخود و لوبیا» است: ۱۷ نخودی گفت لوبیایی راکز چه من گردم این چنین، تو دراز؟ گفت: ما هردو را بباید پختچاره‌ای نیست، با زمانه بساز متن مربوطه در ویکی‌نبشته: مناظرهٔ کامل نخود و لوبیا یا شعری دیگر، مناظره‌ای بین «سیر و پیاز» است: ۱۷ سیر یک روز طعنه زد به پیازکه تو مسکین چه‌قدر بدبویی گفت:از عیب خویش بی‌خبریزان ره، از خلق عیب می‌جویی متن مربوطه در ویکی‌نبشته: مناظرهٔ کامل سیر و پیاز پروین شعرهایش را در حضور شاعران و دانشمندانی مانند علی اکبر دهخدا، ملک‌الشعرای بهار، عباس اقبال آشتیانی، سعید نفیسی و نصرالله تقوی که از دوستان یوسف اعتصامی بودند و بعضی اوقات به خانه‌او می‌آمدند، می‌خواند و مورد تشویق آن‌ها قرار می‌گرفت. ۱۸ پروین اعتصامی در هجده سالگی فارغ‌التحصیل شد. او در تمام دوران مدرسه‌اش دانش آموزی ممتاز بود البته قبل از ورود به مدرسه فارسی، انگلیسی و عربی را نزد پدر آموخت. او حتی می‌توانست داستان‌های مختلفی را به زبان انگلیسی بخواند. ۱۹ او به دانستن علاقه داشت و سعی می‌کرد در حد توان خود از همه‌چیز آگاهی پیدا کند؛ به همین دلیل در مدرسه قبلی‌اش ادبیات فارسی و انگلیسی تدریس می‌کرد. ۱۹ شولر، رئیس مدرسهٔ آمریکایی، پروین را در یادگیری دروس بسیار مشتاق توصیف می‌کند. او همچنین می‌گوید که پروین در طول زمان تحصیلاتش، با دختری آمریکایی به نام «هلن کالینز» مکاتبه داشته؛ و این مکاتبه را تا آخر عمر ادامه داده است. ۲۰ سخرانی در جشن فارغ‌التحصیلی در خرداد ۱۳۰۳، جشن فارغ‌التحصیلی پروین در مدرسه برپا شد. او در آن جشن دربارهٔ بی‌سوادی و بی‌خبری زنان ایران حرف زد. ۲۱ اعتصامی در قسمت‌هایی از سخنان‌اش که به «اعلامیه زن و تاریخ» معروف است، می‌گوید: «داروی بیماری مزمن شرق، منحصر به تربیت و تعلیم است. تربیت و تعلیم حقیقی که شامل زن و مرد باشد و تمام طبقات را از خوان گسترده معرفت مستفید نماید. ایران، وطن عزیز ما که مفاخر و ماثر عظیمه آن زینت افزای تاریخ جهان است. ایران که تمدن قدیمش اروپای امروز را رهین منت و مدیون نعمت خویش دارد. ایران با عظمت و قوتی که قرنها بر اقطار و ابحار عالم حکمروا بود، از مصائب و شداید شرق سهم وافر برده اکنون دنبال گمگشته خود می‌دود و پدیدار شاهد نیکبختی می‌شتابد. پیداست برای مرمت خرابیهای زمان گذشته، اصلاح معایب حالیه، و تمهید سعادت آتیه چه مشکالتی در پیش است. ایرانی باید ضعف و ملالت را از خود دور کرده، تند و چالاک این پرتگاه‌ها را عبور نماید. امیدواریم به همت دانشمندان و متفکرین روح فضیلت در ملت ایجاد شود و با تربیت نسوان اصلاحات مهمه اجتماعی در ایران فراهم گردد. در این صورت بنای تربیت حقیقی استوار خواهد شد و فرشته اقبال در فضای مملکت سیروس و داریوش بال‌گشایی خواهد کرد. ۲۱ » متن مربوطه در ویکی‌نبشته: متن کامل خطابه زن و تاریخ ازدواج عکسی از پروین اعتصامی، قبل از ۱۳۲۰ شمسی پروین در نوزده تیرماه ۱۳۱۳ با پسر عموی پدرش «فضل‌الله اعتصامی» ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد و ازدواج به همراه همسرش برای زندگی به کرمانشاه رفت. ۲۲ همسر پروین از افسران شهربانی و هنگام ازدواج با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. پروین پس از تقریباً دو ماه زندگی با همسرش به خانه پدرش بازگشت و ۹ ماه بعد، در ۱۴ مرداد ۱۳۱۴، از وی جدا شد. ۲۳ ابوالفتح اعتصامی، برادر پروین، علت جدایی پروین اعتصامی از همسرش را اختلافات روحی و اخلاقی پروین با همسرش و «ناسازگاری روحیه نظامی همسر با روح لطیف و آزاد پروین» دانسته است. ۲۴ ۲۲ پروین تا پایان زندگی‌اش با هیچ‌کس دربارهٔ این ازدواج ناموفق سخن نگفت ۲۴ و فقط غزلی در این باره سرود که سه بیت نخست آن با این ابیات آغاز می‌شود: ۲۲ ای گل تو ز جمعیّت گلزار چه دیدی؟جز سرزنش و بدسری خار چه دیدی؟ رفتی به چمن لیک قفس گشت نصیبتغیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی؟ ای شمع دل‌افروز تو با این همه پرتوجز مشتری سفله به بازار چه دیدی؟ ۲۲ چاپ دیوان اشعار و کتاب‌داری چاپ و انتشار اشعار یوسف اعتصامی پیش از ازدواج پروین، با چاپ مجموعه اشعار او مخالف بود و این کار را با توجه به اوضاع و فرهنگ روزگار، نامناسب می‌دانست. او فکر می‌کرد دیگران چاپ اشعار یک زن جوان را، راهی برای پیداکردن همسر به حساب آورند. ۲۵ اما بعد از ازدواج پروین و جدایی از همسرش به این کار رضایت داد. قبل از نخستین چاپ دیوان پروین، بعضی از اشعار پروین در مجله بهار، «منتخبات آثار» از «سید ضیا هشترودی» و «امثال و حکم» از دهخدا چاپ شده بودند. ۲۴ از انتشار نخستین چاپ دیوان او در سال ۱۳۱۴ هجری شمسی توسط چاپخانه مجلس شورای ملی که همراه با مقدمهٔ از ملک‌الشعرای بهار بود، بسیار استقبال شد. سعید نفیسی در روزنامهٔ ایران به معرفی دیوان پروین پرداخت و وزارت معارف برای تقدیر از پروین، به او نشان علمی اهدا کرد. این باعث خارج شدن پروین از انزوای پس از طلاقش شد. ۲۴ نخستین مجموعه شعر پروین، شامل اشعاری بود که وی تاپیش از ۳۰ سالگی سروده بود و بیش از ۱۵۰ قصیده، قطعه، غزل و مثنوی داشت. ۲۵ البته دیوان پروین شامل همهٔ اشعار سروده شده توسط او نیست، زیرا او چند سال پیش از مرگش، قسمتی از اشعارش را که مطابق میلش نبوده را سوزانده است. ۳ کتاب‌داری نامه پروین اعتصامی به عیسی صدیق، مدیر دانشسرای عالی (چپ) موافقت با درخواست پروین اعتصامی (راست) پروین اعتصامی بعد از نخستین چاپ دیوان اشعارش، در زمانی که عیسی صدیق بر دانشسرای عالی ریاست داشت، به عنوان مدیر کتاب‌خانهٔ آن از خردادماه ۱۳۱۵ مشغول به کار شد. ۲۶ ۲۷ علت این کار این بود که پروین فضای دانشسرای عالی و کتابخانهٔ آن را با روحیهٔ خود سازگارتر می‌دانست. ۲۸ نظم و ترتیب پروین در کتاب‌خانه زبان‌زد دانشجویان و اساتید بود. علاوه بر این، پروین بر پشت جلد برخی کتاب‌ها اظهار نظرهایی می‌نوشت که شاید هنوز باقی باشد، البته آن کتاب‌ها به کتابخانه ادبیات دانشگاه تهران منتقل شده‌اند. ۲۹ اما انزواطلبی پروین باعث شد او به کار خود در دانشسرای عالی ادامه ندهد و پس از ۹ ماه و از آغاز سال ۱۳۱۶ هجری شمسی، به کار خود در آن‌جا پایان دهد. دعوت به دربار پروین اعتصامی در کنار محمدرضا پهلوی در کتابخانه دانشسرای عالی، ۱۳۱۹هجری شمسی ۳۰ در زمان حیات پروین اعتصامی، دولت به دانشمندان، علما و بزرگان علم وادب، مدال‌های لیاقت یا نشان‌های دولتی اعطا می‌کرد؛ مدالی که نشانه سپاس و احترام دولت از خدمات علمی و فرهنگی فرد موردنظر است، و سپس دولت آن‌ها را در مراسمی خاص مورد قدردانی قرار می‌داد. ۳۱ در سال ۱۳۱۵، مدال درجه سه لیاقت به پروین داده شد ولی او این مدال را قبول نکرد. او حتی پیشنهاد رضاشاه را برای تدریس ملکه و ولیعهد نپذیرفت زیرا به گفته خودش، اعتقاداتش در مورد ایستادگی در برابر استبداد، به او اجازه نمی‌داد در چنین مکان‌هایی حاضر شود. او پس از رد کردن مدال لیاقت، شعر «صاعقه ما ستم اغنیاست» را سرود. ۳۱ برزگری پند به فرزند دادکای پسر، این پیشه پس از من تراست مدت ما جمله به محنت گذشتنوبت خون خوردن و رنج شماست کشت کن آنجا که نسیم و نمی استخرمی مزرعه، ز آب و هواست مرگ پدر مرگ پدر پروین در دی ماه ۱۳۱۶ در سن ۶۳ سالگی او را مدتی از کار ادبی‌اش بازداشت. ۳۲ پروین پس از مرگ پدرش، بسیار منزوی شد و تنها مکاتباتی با سرور مه‌کامه محصص لاهیجانی و رفت و آمدهای اندکی با خانوادهٔ سیمین بهبهانی داشت. در آن زمان از طرف وزارت معارف از پروین درخواست شد که به مناسبت «هفتصدمین سال تصنیف گلستان و بوستان»، قطعه‌ای در ستایش مقام سعدی بسراید. هرچند عبدالحسین زرین‌کوب این دوران زندگی پروین را «دوران تلخی و حسرت» توصیف کرده است. ۲۴ مرگ دست خط پروین اعتصامی، شعری که برای سنگ قبر خودش سروده است پروین اعتصامی در فروردین ۱۳۲۰ به بیماری حصبه مبتلا شد. این در زمانی بود که برادر وی، ابوالفتح اعتصامی، دیوان او را برای دومین چاپ آماده می‌کرد. اما وخیم بودن وضعیت پروین باعث می‌شود که او در ۳ فروردین در بیمارستان بستری شود. ۳۳ گفته شده سهل‌انگاری پزشک او در معالجه پروین سبب مرگ او شده است؛ زیرا در شب ۱۴ فروردین وضعیت پروین بسیار وخیم می‌شود. خانوادهٔ او کالسکه‌ای به دنبال پزشک معالجش می‌فرستند اما او نمی‌آید. ۳۳ و سرانجام پروین اعتصامی در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ (۴ آوریل ۱۹۴۱) در سن ۳۴ سالگی در تهران درگذشت و در حرم فاطمه معصومه در قم در آرامگاه خانوادگی به خاک سپرده شد. او در هنگام مرگ، در آغوش مادرش، جان سپرد. پس از مرگش، قطعه‌ای با عنوان «این قطعه را برای سنگ مزار خودم سروده‌ام» از او یافتند که مشخص نیست او چه زمان برای سنگ مزار خود سروده بود؛ که آن قطعه را بر سنگ مزارش نقش کردند. ۳۳ ۳۴ پس از درگذشت پروین، مراسم رسمی دولتی به مناسبت بزرگداشت برگزار نشد. مدیر کانون زنان ایران، به دلیل برخی مسایل سیاسی، از برای برگزاری مجلس یادبود برای پروین در آن کانون خودداری کرد. ۱۳ از پاسخ محرمانه فرمانداری قم در تاریخ هجدهم فروردین ۱۳۲۰ به تلگراف وزارت کشور در باب «موضوع حمل جنازه دختر اعتصام‌الملک»، به روشنی می‌توان دریافت که دستگاه امنیتی رضاشاه نسبت به او حساسیت داشته است. ۱۳ این حساسیت می‌تواند ریشه در رد کردن نشان لیاقت توسط پروین داشته باشد. اما بعد از برکناری رضاشاه از قدرت و به حکومت رسیدن محمدرضاشاه، دوستان و علاقه‌مندان پروین به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت او در فروردین ۱۳۲۱، مجلس یادبودی برای وی برپا کردند و با سرودن اشعار نسبت به سکوت و بی‌مهری دوران استبداد در حق پروین واکنش نشان دادند. ۳ شخصیت و اندیشه تندیس پروین اعتصامی در جلوی پلکان خانه‌اش در تبریز در طول زندگی پروین، عواملی چون پدر وی، دوستان پدرش، مدرسه آمریکایی و از همه مهم‌تر تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه ایران، بر شخصیت و اندیشه پروین تأثیرگذار بوده‌اند. ۳۵ یوسف اعتصامی به دلیل شغل مترجمی و همچنین انتخاب شدن به عنوان نمایندهٔ مجلس، چهره‌ای سیاسی به شمار رفت و همین باعث آشنایی پروین با ادبیات کلاسیک غربی شد. محافل ادبی یوسف اعتصامی که از محتوایی عمیق برخوردار بودند در شکل‌گیری دیدگاه سیاسی پروین نقش مهمی داشتند. ۳۶ همچنین حضور پروین در مدرسه آمریکایی ایران کلیسا، باعث آشنا شدن وی با اندیشه‌های غربی و مسائل زنان در غرب شد. ۳۵ تأثیر مسائل اجتماعی روزگار بر شعر پروین دوران زندگی پروین با صدور فرمان مشروطیت، فروپاشی حکومت قاجار، بر تخت نشستن رضا شاه و استبداد بیست سالهٔ او و جنگ جهانی اول همراه بود که تمامی این رویدادها باعث آگاه شدن پروین به مسائل روزگار خود و حساس شدن او به این رویدادها شد. ۳۵ پروین در دورانی زندگی می‌کرد که هر دو یا سه سال تحولی سیاسی رخ می‌داد. به علت کمبود روزنامه و دیگر وسائل ارتباط جمعی در آن زمان، تنها راه آشنایی پروین با مسائل سیاسی، پدرش بود. شعر پروین شامل مسائلی چون ظلم ستیزی، فقر ستیزی، عدالت‌خواهی وآرمان‌خواهی است ۳۷ علی اصغر دادبه مدعی است به همین علت بسیاری پروین را از معماران تاریخ و اندیشه سیاسی ایران دانسته‌اند. ۳۵ بعد ادبی ادبیات کهن فارسی در شکل‌گیری بعد ادبی شخصیت پروین، ادبیات کهن فارسی و ادبیات نوین غربی نقش داشته‌اند. در مورد نقش ادبیات کهن، مهم‌تر از همه سروده‌های شاعران بین قرن‌های ۵–۸ هجری قمری است که این مورد تاثیرگرفته از محافل ادبی یوسف اعتصامی و اعضا تشکیل دهنده آن است. ۲۸ ۳۶ برای نمونه قطعه «اشک یتیم» متأثر از یکی از سروده‌های انوری است. ۳۸ همچنین شعرهایی چون «پایمال آز»، «جولای خدا»، «مست و هشیار» و «لطف حق» یادآور قصه‌های مثنوی معنوی و لحن و طرز فکر مولانا است. ۳۹ یا شعرهایی مانند «کعبه دل»، «جامه عرفان» و «صید پریشان» دارای لحنی مانند شعرهای عطار می‌باشند. ۴۰ ۲۸ ادبیات غرب در مورد نقش ادبیات غرب، مهم‌تر از همه پیروی پروین از سروده‌های شاعران آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی مانند هراشیو اسمیت، لافونتن، آرتور بریزبان و ازوپ است. بیشتر این سروده‌ها، سروده‌هایی بودند که به‌وسیله یوسف اعتصامی ترجمه می‌شدند و در در مجله بهار چاپ می‌شدند. برای نمونه، پروین با مطالعهٔ شعرهایی چون «به یک مومیایی»، «خروس و مروارید»، «زنجره و مورچه» و «نغمه پیراهن» تصمیم گرفت که با تقلید از برخی از آن‌ها شعر دیگری بسراید. ۲۸ به عنوان نمونه، شعر «یاد یاران» پروین اقتباسی از یک قطعه معروف هراشیو اسمیت است که اصل آن را پدرش، از فرانسوی به فارسی ترجمه و منتشر کرده بود. ۴۱ یا شعر «جولای خدا» با الهام از مقاله «عزم و نشاط عنکبوت» اثر آرتور بریزبان، نویسنده آمریکایی، پدید آمده است، که قبل از آن توسط یوسف اعتصامی ترجمه و در مجله بهار منتشر شده بود. ۴۲ سبک شعری سنگ مزار پروین اعتصامی به نوشته علی‌اصغر دادبه بعد از انقلاب مشروطه در ایران، دو جریان فکری در ایران به نام‌های «جریان تلفیقی» و «جریان نیمایی» به وجود آمد. جریان تلفیقی عبارت است از ترکیب سبک شعر سنتی و اندیشه‌های تازه. می‌توان گفت که جریان تلفیقی، ادامهٔ سبک «بازگشت ادبی» است اما قالبی امروزی‌تر دارد. ۴۳ سبک شعری پروین تحت تأثیر تفکر جریان تلفیقی قرار داشت. ۴۴ ملک‌الشعرای بهار در مقدمهٔ دیوان پروین دربارهٔ سبک شعری چنین می‌نویسد: « این دیوان ترکیبی است از دو سبک و شیوهٔ لفظی و معنوی آمیخته با سبکی مستقل، و آن دو یکی شیوه خراسان است خاصه استاد ناصر خسرو قبادیانی و دیگر شیوهٔ شعرای عراق و فارس است به ویژه شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی علیه الرحمه و از حیث معانی نیز بین افکار و خیالات حکما و عرفاً است، و این جمله با سبک و اسلوب مستقلی که خاص عصر امروزی و بیشتر پیرو تجسم معانی و حقیقت جوئی است ترکیب یافته و شیوه‌ای بدیع و فاضلانه به وجود آورده است. ۴۵ ۴۶ » ویژگی‌ها سبک ادبی پروین از چهار دیدگاه قابل بررسی است: لفظی و زبانی دیدگاه لفظی، شامل سبک شاعران خراسانی و استفاده از واژه‌ها و اصطلاحات قدیمی است؛ مانند «مانا»، «خلقان»، «گفتا»، «شنیدستم»، «سرخ گل»، «بوریا» و «می‌خمید». از همین جهت می‌توان در شعر پروین از ویژگی‌های لفظی و زبانی سخن گفت. ۴۷ نحوی و ساختاری ”روح دیوان پروین، قطعه‌های اوست. این قطعه‌ها خستگی خواننده که ممکن است از مطالعه قصاید به وجود آمده باشد را به طور کامل برطرف می‌کند.“ —ملک‌الشعرای بهار در مقدمهٔ دیوان پروین. ۴۷ ویژگی ساختاری، شامل به کار بردن زبان گفتاری در نوشته است که بیشتر به دلیل گویا و روان ساختن متن به کار می‌رود. تلفیق دیدگاه ساختاری و دیدگاه لفظی با وجود وفادار بودن به دیدگاه لفظی، در شعرهای پروین بسیار مشاهده می‌شود. ۴۸ این کار بیشتر در قطعه‌ها و مثنوی‌های پروین مشاهده می‌شود و در قصیده‌ها زیاد به چشم نمی‌خورد. تلفیق ویژگی ساختاری و لفظی، که در قطعه معمول‌تر است، باعث شده تا قطعه‌های پروین نسبت به قصیده‌هایش بسیار مشهورتر باشند. ۴۷ پروین را از لحاظ سبک جزو شاعران کهن‌سرا قرار می‌دهند، هرچند در برخی شعرهای او ابتکارهایی برای دست یافتن به قالبهای تازه مشاهده می‌شود. ۴۸ دیدگاه بلاغی در شعرهای پروین می‌توان ویژگی‌های بلیغ زبان را به وضوح یافت. بهار «اوج بلاغت و سخن‌دانی پروین» را قطعه‌های او می‌داند اما قزوینی قصیده‌های پروین را «اوج فصاحت و متانت او» می‌داند. ۴۹ ۵۰ در بیشتر شعرهای پروین آرایه‌های معنوی از نوع مناظره (سؤال و جواب)، مَثَل، خلاف‌آمد، تشخیص و تمثیل است. ۴۹ دیوان پروین، شامل ۲۳۸ قطعه شعر می‌باشد، که از آن میان ۶۵ قطعه به صورت مناظره است. ۵۱ این مناظره‌ها میان اشیاء، جانوران و گیاهان وجود دارد. ۵۱ «مثل» نیز صنعتی در شعرهای پروین است که یوسف اعتصامی به کار بردن این صنعت را در شعرهای پروین، بی‌شمار می‌داند. «خلاف‌آمد»، که در ادبیات جدید با نام متناقض‌نما شناخته می‌شود، صنعتی است که در آن نویسنده یک نماد آرمانی (مثل ضرب‌الامثل) را بر خلاف معنی همیشگی توضیح می‌دهد و به کار می‌برد. ۴۹ «تشخیص» نیز در شعرهای پروین به ویژه در مناظره‌هایش، به وفور دیده می‌شود. همچنین تمثیل را که داستانی از زبان انسان یا حیوانات است و در انتها با پیامی اخلاقی به پایان می‌رسد، در شعر پروین مشاهده می‌شود. ۴۹ دیدگاه فکری–فلسفی علی اصغر دادبه می‌گوید بر خلاف دیدگاه منتقدان که در دیوان پروین نظمی منسجم نمی‌بینند، بسیاری از محققان عقیده دارند که دیوان پروین، مجموعه‌ای است یکپارچه با خصوصیت‌های سبک شناختی و هماهنگ است. بعضی نیز این دیوان را نمایندهٔ فرهنگ و تمدن ایرانیان می‌دانند. ۴۹ همچنین دادبه دیدگاه فکری–فلسفی در شعرهای پروین را به دو دسته تقسیم می‌کند: اول، حوزه نظری؛ که شامل مفاهیمی مانند عشق حقیقی، تجلی مذهب، قضا و قدر و تأکید پروین بر جنبش و حرکت و عمل می‌باشند. ۷ دوم، حوزه عملی؛ که شامل تهذیب اخلاق در شعرهای پروین است. پروین در شعرهایش کوشیده است تا با شیوه‌ای تازه، خصوصیات‌های بد اخلاقی را در نظر خوانندگان خوار و فضیلت‌های اخلاقی را در نظر آنان، زیبا جلوه دهد. ۵۲ اشعار پروین در نظر دیگران نقدهای مثبت به طور کلی نقدهایی که اشعار پروین دریافت کرده‌اند، مثبت هستند. از پروین به عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» یاد می‌شود. ۳ در دو و سه دههٔ اول پس از مرگ پروین، او و شعرش چندان مورد علاقه روشنفکران و نوپردازان نبودند. ۵۳ علی اصغر دادبه می‌نویسد که تعداد بسیار زیادی از منتقدان ادبی، پروین را شاعری بزرگ می‌دانند و او را با شاعران تراز اول ایران مقایسه می‌کنند. حداد عادل در مقالهٔ خود، نصرالله تقوی را یکی از منتقدان معرفی می‌کند که پروین را با شاعران تراز اول مقایسه می‌کنند. ۳ ملک‌الشعرای بهار دیوان او را «گلدسته‌ای از ازهار نوشکفته» توصیف می‌کند. ۴۴ او نیز اضافه می‌کند که اگر تنها شعر «سفر اشک» از دیوان او منتشر می‌شد، جایگاه والایی در علم و ادب فارسی پیدا می‌کرد. پدر پروین، یوسف اعتصامی، نیز پروین را «روح جامعه» می‌خواند. همچنین او گفتهٔ شخصی گمنام را که گفته است: «در این کهنه زمین گاه سعدی و گاه پروین به ظهور می‌رسد» تأیید کرده است. ۴۴ محمد قزوینی پروین را «رابعه دهر» و «ملکه‌النسا الشواعر» توصیف می‌کند و قصاید او را با قصاید ناصر خسرو برابر می‌داند. نادر نادرپور پروین را نخستین زنی می‌داند که به معنای واقعی شاعر بوده است. ۵۴ محمدعلی جمال زاده، شعر او را از لحاظ استقلال و اصالت از حافظ و صائب تبریزی بهتر می‌داند. ۴۴ محمدعلی اسلامی ندوشن نیز پروین را بزرگ‌ترین شاعر زن در ادبیات فارسی می‌داند. ۴۴ ۵۵ غلامحسین یوسفی، ۵۶ عبدالحسین زرین‌کوب، ۵۷ و سعید نفیسی ۵۸ پروین را شاعری ارجمند و بلندمرتبه دانسته‌اند. ۵۸ همچنین محمد حسین شهریار در شعری بلند در سبک شعر نو دربارهٔ پروین سروده است: ۵۹ به راستی که یکی از نوابغ ادب استمیان شاعره‌ها تاکنون نظیرش نیست به یادم است که او شاعر شهیری بودقصایدش به مجلات منتشر می‌شد از آن پس من و او آشنای هم بودیم خیال می‌کنم که او بیست سال کمتر داشت هزار و سیصد و دو یا سه، او محصل بودهنوز کالج و دارالمعلمین می‌دید کتاب زیربغل داشت، در ورود از دربه زیر چادر مشکی وپیچه، ماهی بود ۶۰ محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب با چراغ و آینه، پروین را شاعری با شیوهٔ خاص خود و او را «مستقل‌ترین شاعر دورهٔ شعر فارسی پس از مشروطیت» می‌داند. او همچنین معنی و مضمون شعرهای پروین را دارای تازگی می‌داند و از نظر او همین ویژگی، او را به مستقل‌ترین شاعر مکتب قدیم شعر فارسی در قرن اخیر تبدیل کرده است. ۶۱ کدکنی قالب قطعه‌های پروین را بازگشت نقش تاریخی از دست رفته در دوره سلجوقی ۶۲ و شعر او را «شعر خرد و عاطفه» می‌داند. ۶۳ علاوه بر این، کدکنی ظهور پروین را در شعر پس از دوران مشروطیت، «یک واقعه بزرگ ادبی» توصیف می‌کند ۶۴ او شاعران هم‌دورهٔ پروین یا حتی مسن‌تر از او را متأثر از شعرهای پروین می‌داند؛ به عنوان نمونه، کدکنی شعرهای سال‌های ۱۳۰۶–۱۳۱۶ نیما یوشیج (مانند شعرهای «خروس ساده»، «کرم ابریشم»، «اسب‌دوانی»، «کچپی»، «خروس و بوقلمون»، «پرنده منزوی» و «دود») را تأثیر پذیرفته از شعرهای پروین می‌داند. ۶۴ نقدهای منفی منتقدان شعرهای پروین به دو دسته تقسیم می‌شوند: گروه اول، گروهی هستند که پروین اعتصامی را نه شاعر می‌دانند و نه ناظم. آن‌ها اشعار منسوب به پروین را متعلق به شاعر دیگری مانند پدرش می‌دانند. آن‌ها همچنین صحبت دربارهٔ پروین را صحبت دربارهٔ «شاعری» نمی‌دانند؛ بلکه صحبت دربارهٔ «تهمت شاعری» می‌دانند. ۲۸ این گروه ملک‌الشعرای بهار را نیز به دلیل تعریف از شعرهای پروین و نوشتن مقدمه‌ای برای دیوان او، مورد انتقاد قرار دادند. البته ملک‌الشعرای بهار این منتقدان را «طرفداران سیدضیاءالدین طباطبائی» می‌داند و این اتهمات را «دروغ‌های دلالان استعمار» توصیف می‌کند. ۳ گروه دوم، گروهی هستند که پروین را شاعر نمی‌دانند اما او را «ناصر خسروی مؤنث» و یا «لافونتن مؤنث» خطاب می‌کنند زیرا اعتقاد دارند که پروین فقط نظم‌دهنده‌ای بر تمثیل‌های حیوانی است. ۶۵ سید علی خامنه‌ای در ۲۲ شهریور ۱۳۹۳، در حالیکه در بیمارستان بستری بود و عده‌ای از فرهیختگان به عیادت او آمده بودند، به مقایسهٔ پروین اعتصامی با شاعرانی مانند فروغ فرخزاد پرداخت و از کسانی که پروین را «شاعر نخود و لوبیا» می‌دانند، انتقاد کرد. او همچنین پروین را «شاعری که سعی می‌شود چهره‌اش پوشانده شود» عنوان کرد و معتقد است که منتقدان برای بالا بردن جایگاه ادبی فروغ فرخزاد، پروین را کنار زدند. ۶۶ اشعار معروف مضامین شعرهای پروین ترسیمی از چهره پروین اعتصامی، نقاشی‌شده در ۱۲ ژانویه ۲۰۱۲، با آبرنگ مضامین و معانی اشعار پروین، توصیف کننده دلبستگی عمیق وی نسبت به پدر، استعداد و شوق فراوان او به آموختن علم و دانش، روحیه ظلم ستیزی و مخالفت با ستم و ستمگران و حمایت و ابراز همدلی و همدردی با محرومان و ستم‌دیدگان است. ۶۷ اشعار پروین از حوادث و اتفاقات شخصی و اجتماعی تقریباً خالی‌اند. البته به‌جز قطعهٔ «در تعزیت پدر» که پس از مرگ پدرش سروده، شعری که برای سنگ مزار خود سروده و نیز شعر «نهال آرزو» که برای جشن فارغ‌التحصیلی کلاس خود در خرداد ۱۳۰۳ گفته است. ۳ در میان اشعار او شعری بتوان صراحتاً به شناخت شخص شاعر کمکی کند، وجود ندارد. شعر پروین از دیدگاه طرز بیان مفاهیم و معانی، بیشتر به صورت «مناظره» و «سؤال و جواب» مشاهده می‌شوند. در دیوان او بیش از هفتاد نمونه مناظره آمده که وی را از این لحاظ در میان شاعران فارسی مشهور کرده است. ۳ این مناظره‌ها نه تنها میان انسان‌ها و جانوران و گیاهان، بلکه میان انواع اشیاء از قبیل سوزن و نخ نیز اتفاق می‌افتد ۶۸ و پروین در بیان مقاصد خود از هنر «شخصیت بخشی» و «تخیل» و «تمثیل»، بسیار استفاده کرده است. ۶۹ تعداد زیادی از اشعار پروین، بیان‌گر انتقاد پروین از شاهان و ظلم و ستم قدرتمندان است. پروین در شعر «صاعقه ما ستم اغنیاست» «ظلم» را نماد وقاحت و بی‌شرمی شخص ظالم توصیف می‌کند. در شعر «ای رنجبر» زحمتکشان را به انقلاب در برابر ستمگران فرا می‌خواند، در شعر «تیره بخت» فقر را به تصویر می‌کشد و در شعر «اشک یتیم» مشروعیت سیاسی دولت را مورد شک و تردید قرار می‌دهد. ۷۰ از این رو، شعر پروین رنگ و بوی سیاسی نیز به خود می‌گیرد و چون تعداد این‌گونه اشعار در دیوان او زیاد است، بعضی از منتقدان، شعر او را شعر «سیاست و اخلاق» نامیده‌اند. البته باید توجه داشت که این اشعار در زمان استبداد رضاشاه با شاعران آزادی‌خواه، سروده شده‌اند. ۳ بعضی اشعار معروف اشعار پروین اعتصامی به دلیل محتوای پندآموز و زبان گویا و روان خود، از قبل از انقلاب تاکنون، در کتاب‌های ادبیات مقاطع مختلف تحصیلی ایران نگاشته شده‌اند. تعداد زیادی از شعرهای پروین، دارای محتوای داستانی می‌باشند که پروین در این‌گونه شعرها مناظرهٔ دو چیز را در قالب داستان آورده است. ۲ اشک یتیم یکی از معروف‌ترین اشعار وی که تا سال‌ها در کتاب فارسی سال پنجم دبستان قرار داشت قطعه «اشک یتیم» است در داستان این شعر، پیرزنی در حال تماشای گذر پادشاه است. ۱ ۷۱ این شعر، تحت تأثیر شعر انوری، که در سال ۱۹۲۱ سروده شده، قرار گرفته است که از این روی نمی‌تواند اشاره مستقیم به رضاشاه داشته باشد؛ زیرا شعر انوری (با نام: نغمه صبح) در ابتدای قدرت‌گیری رضاشاه سروده شده بود و به نظر نمی‌رسد مرتبط به دوران ترور در آن مقطع زمانی باشد. اما جدا از تأثیر پذیری «اشک یتیم» از شعر نغمه صبح، که جهت‌گیری خاصی نسبت به رضاشاه نداشت، به ظاهر با فضای خفقان آن دوره در ارتباط است. ۱ در تعزیت پدر قطعهٔ «در تعزیت پدر» با دست خط خود پروین پدر او نقش بسیار زیادی در گرایش پروین به شعر سرودن، آگاهی او از تحولات سیاسی روزگار و مشهور شدن پروین داشت. مرگ او در دی ماه ۱۳۱۶، بر انزوای پروین بعد از طلاقش، افزود و مدتی او را از فعالیت ادبی‌اش بازداشت. او دو قطعه دربارهٔ مرگ پدرش و تأثیر آن بر زندگی‌اش، سروده است که «در تعزیت پدر» و «بی پدر» نام دارند. بخشی اندک از آنچه که پروین در «در تعزیت پدر» سروده‌است: ۷۲ ۷۳ پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اَجلتیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من پروین در شعر «بی پدر» نیز به مرگ پدرش اشاره کرده است: ۷۵ }} به سر خاک پدر، دخترکیصورت و سینه به ناخن می‌خست که نه پیوند استعاره ۱ و نه مادر دارمکاش روحم به روح پدر می‌پیوست ۷۴ زن در ایران پروین در طول عمر خود دربارهٔ ارتقاء رتبه و مقام زن کوشید ۲ و حتی شعری نیز به نام «زن در ایران» در این باره سروده است. به نوشتهٔ حداد عادل، سرودن «زن در ایران» به مناسبت دستور رفع حجاب توسط رضاشاه بوده است. ۳ به عقیدهٔ او، گرچه در ابیات اولیه اشاره به ظلم‌ها و محدودیت‌هایی دارد که در آن روزگار برای زنان وجود داشته، اما بیشتر شامل نصیحت به زنان است که در بند ظاهر و زینت و لباس نباشند و ساده زیستی و تقوا و دانش دوستی را پیشه کنند؛ از این رو با اوضاع زنان متجدد آن روزگار انطباق کامل ندارد. با این حال این شعر تنها شعر دیوان پروین است که در آن یکی از کارهای رضاشاه مورد تأیید پروین قرار گرفته و به سبب تأیید کشف حجاب و مذمّت چادر موجب ناخشنودی عده‌ای شده است. ۳ همچنین پروین در این شعر، به تیره‌روزی زنان و وضعیت بد حقوق آنان در جامعه مانند منع زنان از سوادآموزی، پرداخته است. او همچنین زن را اسیر نادانی و پریشانی اوضاع جامعه می‌داند. این قصیده در حقیقت ۲۶ بیت دارد؛ اما از چاپ سوم دیوان پروین به بعد، چهار بیت آخر این شعر به دلیل مغایرت با احکام اسلام در مورد حجاب، حذف شده است و تنها ۲۲ بیت اول، ذکر می‌شود. ۷۶ چشم دل را پرده می‌بایست اما از عفافچادر پوسیده را بنیاد مسلمانی نبود خسروا دست توانای تو آسان کرد کارورنه در این کار سخت امید آسانی نبود شه نمی‌شد گر در این گمگشته کشتی ناخدایساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود باید این انوار را پروین به چشم عقل دیدمهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود پند و نصیحت «پند و نصیحت» شعری است که در قالب قطعه که در کتاب متوسطه سوم دوره اول (سوم راهنمایی پیشین) چاپ شده است و محتوایی اندرزگونه دارد. این قطعه، ۸ بیت دارد که در آن به پندهایی چون «دوری از خودشیفتگی»، «غنیمت شمردن دوران جوانی»، «بردباری و صبر»، «نگاه به همه چیز به عنوان یک آموزگار» و «انتخاب راه درست در زندگی» اشاره می‌شود. ۷۷ جوانی گه کار و شایستگی‌ستگه خود پسندیو پندار نیست ای مرغک ای مرغک، از معروف‌ترین شعرهای پروین است که وی در دوازده سالگی سروده است. قالب این شعر «اعنات» است، یعنی علاوه بر حفظ قافیه در مصراع‌های زوج، درمصراع‌های فرد نیز کلمات قافیه مانند آورده شده است. به طور مثال کلمات «پریدن» و «چمیدن» کلمات قافیه هستند اما در مصراع‌های فرد نیز کلمات «آشیانه» و «کودکانه»، هم‌وزن و قافیه مانند هستند. این شعر در کتاب درسی اول راهنمایی یا متوسطه اول دوره اول قرار دارد. همچنین پیروی پروین از سبک شعری و اصطلاحات سعدی، به خوبی دیده می‌شود. ۷۸ به عنوان نمونه، مصراع آخر این شعر این‌گونه است: «بر مردم چشم دیدن آموز» که معنی کلمه مردم در این‌جا، مردمک چشم است که در شعرهای سعدی نیز بیشتر جاهایی که کلمه مردم به کار رفته، منظور مردمک چشم است. ۷۸ آرزوی پرواز شعر «آرزوی پرواز»، مناظره‌ای در قالب مثنوی بین جوجه کبوتر و مادرش است که در کتاب درسی اول راهنمایی یا متوسطه اول دوره اول، قرار دارد. سبک شعری این مثنوی نشان دهنده پیروی پروین از سبک مولانا است؛ زیرا در این شعر، آرایهٔ ادبی تمثیل دیده می‌شود که اغلب سبک شعرهای مولانا است. در این شعر جوجه کبوتر با خودسری شروع پرواز می‌کند اما چون هنوز پرواز را بلد نیست، از پا می‌افتد و مادرش شروع به نصیحت کردن جوجه کبوتر می‌کند؛ و در پایان شعر به مفهوم «باتجربه شدن در سایهٔ سعی و تلاش» اشاره می‌شود. ۷۸ ۷۹ متاع جوانی شعر متاع جوانی در کتاب سال اول دبیرستان یا متوسطه اول دوره دوم چاپ شده است که مناظره‌ای بین جوان و پیرمرد است. محتوای این شعر، استفاده از تجربه‌های دیگران و غنیمت شمردن دوران جوانی است. قالب این شعر، غزل است و دارای ۷ بیت می‌باشد. ۸۰ متن مربوطه در ویکی‌نبشته: مثنویات و تمثیلات و مقطعات جشنواره‌ها جایزه ادبی پروین اعتصامی نوشتار اصلی: جایزه ادبی پروین اعتصامی آرامگاه پروین اعتصامی، قم، حرم فاطمه معصومه جایزه ادبی پروین اعتصامی در سال ۱۳۸۳ به تلاش معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی آغاز به کار کرد. نخستین دوره این جشنواره، در ۱۵ مرداد همان سال برگزار شد. ۸۱ این جایزه، با هدف تقدیر از خدمات و شخصیت پروین اعتصامی، پیشرفت خلاقیت‌ها و آثار ادبی زنان، ایجاد همبستگی بین ادبیات ملت‌ها به ­ویژه در حوزه جهان اسلام، معرفی چهره‌های شاخص زنان ادیب و پژوهشگر و تقدیر از زنان در عرصه ادبیات فارسی، توسط «دبیرخانه جوایز سال» به زنان نویسنده اهدا می‌شود. ۸۲ این جایزه در روز بیست‌وپنجم اسفندماه، مطابق با روز بزرگداشت پروین اعتصامی، با مشارکت معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مؤسسه خانه­ کتاب، در مراسمی به همین نام به برندگان اهدا می‌شود. ۸۳ این جایزه در بخش‌های مختلف شعر، ادبیات داستانی، ادبیات نمایشی، ادبیات پژوهشی، شعر کودک و نوجوان، داستان کودک و نوجوان و بخش جنبی برگزار می‌شود و از برندگان مشهور این جایزه می‌توان به مریم زندی، رؤیا صدر، بهناز علیپور گسکری، ترانه علیدوستی، فریبا کلهر، گیتا گرکانی و عرفان نظر آهاری را نام برد. جشنواره فیلم پروین اعتصامی جشنواره فیلم پروین اعتصامی، هر سال به برخی زنان فیلم‌ساز که دارای فیلم بلند سینمایی می‌باشند، جایزه اهدا می‌کند. این جشنواره بر اساس طرحی از «مازیار رضاخانی» در دی ماه ۱۳۸۳ تشکیل شد و تاکنون هرساله برگزار می‌شود. ۸۴ موضوعات فیلم‌های این جشنواره، نقش زنان در تحکیم بنیان خانواده، نقش زنان در تنظیم اقتصاد خانواده و زنان سرپرست خانوار است. این جشنواره تاکنون در ۸ دوره برگزار شده و توانسته ۸۴۴ فیلم‌ساززن را شناسایی و معرفی کند. ۸۵ یادبود تابلوی ورودی خانه پروین اعتصامی در تبریز بیست و پنجم اسفندماه در تقویم رسمی ایران، به مناسب سالروز تولد پروین اعتصامی، «روز بزرگداشت پروین اعتصامی» نامگذاری شده است. ۸۶ دانشسرای عالی پس از انقلاب فرهنگی ایران، به دانشگاه خوارزمی تغییر نام یافت و امروزه پروین اعتصامی از مفاخر آن دانشگاه محسوب می‌شود. ۲۸ همچنین تعداد زیادی تندیس از پروین اعتصامی در سراسر ایران وجود دارد که از مشهورترین آن‌ها می‌توان به مجسمه پروین در برج میلاد تهران، مجسمه پروین در میدان اعتصامی شهرک ولیعصر تبریز ۸۷ و تندیس پروین در ابتدای پلکان خانه‌اش در تبریز اشاره کرد. خانه نوشتار اصلی: خانه پروین اعتصامی خانه پروین اعتصامی در تبریز، خیابان عباسی، جنب مسجد میرآقا، کوچه ساوجبلاغی، پلاک ۶ واقع شده است. ساخت بنای خانهٔ پروین در تبریز به دوران پهلوی اول برمی‌گردد. در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۵، این خانه به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران با شماره ۱۸۶۸۱ به ثبت رسید. ۸۸ هم‌اکنون این خانه به موزه پروین اعتصامی تبدیل شده است و برخی از لوازم شخصی و کتاب‌های اعتصامی در آن‌جا نگهداری می‌شود. ۸۹ خانه وی در تهران، اما، هم‌اکنون به محل دفتر یک شرکت، واحدی مسکونی و یک کارگاه مبل‌سازی تبدیل شده‌است



[ دوشنبه 08 شهريور 1395 ] [ 3:24 ] [ حمیدرضا ]

گِرمی - آشنایی با شهرهای قدیمی استان اردبیل

گِرمی از شهرهای قدیمی استان اردبیل ایران و مرکز شهرستان گرمی و جزئی از دشت مغان است.  جغرافیا شهرستان مغان(گرمي) شهرستان مغان(گرمي)در شمال غرب كشور ايران در فاصله 110 كيلومتري مركز استان اردبيل داراي طول جغرافيايي'3˚48 ، عرض جغرافياي '1˚39 و ارتفاع مركز شهرستان(شهر گرمي) از سطح درياي آزاد 1100 متر مي باشد اين شهر ستان در مناطق كوهستاني قرار گرفته كه از شمال به شهرستانهاي بيله سوار و پارس آباد واز جنوب به شهرستان مشكين شهر و از شرق به جمهوري آذربايجان و از غرب به شهرستان كليبر متصل مي باشد. فاصله شهرستان مغان(گرمي) با شمالي ترين شهر دشت مغان يعني پارس آباد 95كيلو متر و با بيله سوار 55كيلومتر و با اردبيل 110كيلومتر و فاصله هوايي آن با تهران 496 كيلومتر است و حدود 33%درصد از كل مساحت(وسعت)دشت مغان و 6/9 درصد از كل وسعت استان اردبيل را شامل مي شود.براساس تقسيمات كشوري شهرستان مغان( گرمي ) داراي وسعتي معادل 17252 كيلومتر مربع مي باشد اين شهرستان داراي دو شهر و سه بخش و نه دهستان و شامل 319 روستا بوده كه 312 تاي آن داراي سكنه و 7 تاي آن خالي از سكنه مي باشد. براساس سرشماری آمار نفوس مسکن 1390 جمعیت شهرستان مغان (گر مي) به تفكيك شهري و روستايي ارائه شده است كه در اين ميان تعداد جمعيت شهر ي حدود30هزار نفر و تعداد جمعيت روستايي آن حدود 53هزار نفر مي باشد دراين سال حدود 08/35 درصد جمعيت در نقاط شهري وحدود 92/64 درصد درنقاط روستايي سكونت داشته اند. شهر مغان (گرمی) گرمی در ۱۰۰ کیلومتری شمال شهر اردبیل قرار دارد. کالبد شهر گرمی (گئرمی Germi) را می‌توان به دو قسمت هموار و کوهستانی تقسیم کرد. محلات قدیمی شهر همچون موجره، یوخاری باش، قلعه باشی و سرچشمه، و همچنین کاربری‌های سنتی همچون مسجد جامع، بازار و شهردای در قسمت کوهستانی شهر واقع شده‌اند. قسمت هموار شهر شامل محله‌های جدیدتر همچون هلال احمر و ابیش آباد (روستایی که با گسترش شهر به صورت محله‌ای از آن درآمده‌است) است. همچنین بعد از حادثه رانش محله کوتول قسمتی از اهالی شهر مجبور به کوچ و اسکان در شهرک ولیعصر شدند. رودخانه‌های گئرمی چایی (رودخانه تولون)، الّه دره (در مکاتبات دولتی "الّه درق") و کوئل چایی از داخل شهر گرمی عبور می‌کنند همه این کوهها از جنوب به شمال جریان دارند و به رودخانه بولقارچای (بالهاری = بالهارود) و نهایتاً به دریای خزر می‌ریزند. ارتفاع نقاط مختلف شهر گرمی از سطح دریا بسیار متفاوت و از ۶۰۰ متر در محله هلال احمر تا ۱۲۰۰ متر در محله اله دره متغیر است. کوه‌های مهم اطراف شهر عبارتند از: آزنا، قاراخان داغی ایرناواش و یالقوز بولاغی بیگ باغی (۲ کیلومتر), ایلخچی (۳ کیلومتر)آرانچی (۵ کیلومتر) شهرک ولیعصر (۴ کیلومتر) اظماره (۴ کیلومتر)Brosen windrose.svgرحیم لو (۲ کیلومتر) ساری درق (کیلومتر۲), چلک (۳ کیلومتر)تنگ (۱ کیلومتر)مغوان (۵ کیلومتر) مردم‌شناسی مردم این شهر به ترکی آذربایجانی صحبت می‌کنند. تاریخ گرمی از سال 1355 با جدایی شهرستان مغان از شهرستان مشگین‌شهر به مرکز شهرستان تبدیل شد. تاریخچه پیدایش این شهر در عصر جدید حیات آن به حدود سال ۹۰۰ هجری قمری باز می‌گردد که ۵ طایفه شیعه که ساکن شهرهای امپراطوری عثمانی و برخی نقاط سنی نشین دیگر بودند به دستور و اجازه شاهان صفویه به آن مهاجرت و درآنجا ساکن شدند. اقتصاد بیشتر اهالی این شهر به کارهای بازرگانی، کشاورزی و دامداری فرش وگلیم بافی مشغول هستند. جاذبه‌های توریستی مسجد جامع گرمی از بناهای تاریخی مذهبی این شهر به‌شمار می‌رود. از جاذبه‌های طبیعی این شهر دریاچه گیلارلو و قالقانلو در کنار شهرک ولیعصر و روستای خان کندی می‌باشد. از دیگر جاهای دیدنی گرمی می‌توان به روستاهای بخش موران شامل داشدیبی، افچه، اوماسلان، سلاله، تازه کندو... قره یتاق و بخش مرکزی شامل روستاهای تنگ، تولون، خان کندی، شوکورلو، گیلارلو و روستاهای بخش انگوت و اینی و آبشارهای اینی وسالالا و... اشاره نمود. طبیعت گرمی مغان وال پیپر طبیعت کوههای مجاور گرمی قالغانلو طبیعت دریاچه قالغانلو در روستای خان کندی خان كندي طبیعت روستای خان کندی در مرز جمهوری آذربایجان خان كندي رویش لاله‌های خان یوردی روستای خان کندی خان كندي شبنم روی گلهای آسمانی خان کندی خان كندي گلهایی از گلستان خان یوردی ابشار همیشگی کول باارتقاع زیاد جغرافیای زیستی انواع گونه‌های حیات جانوری در شهرستان گرمی وجود دارد. از آن جمله کبک که در ارتفاعات گرمی و روستاهای حومه به وفور یافت می‌شود. دامنه کوههاوبستررودخانه‌های این شهر درششماه از سال پوشیده از انواع گیاهان دارویی مثل بویمادرن، گل گاوزبان، آویشن، پونه و... می‌باشد. دانشگاهها دانشگاه پیام نور مرکز گرمی دانشگاه پیام نور مرکز گرمی بزرگترین دانشگاه شهر با بیش از ۳۵۰۰ نفر دانشجو است.



[ دوشنبه 08 شهريور 1395 ] [ 3:23 ] [ حمیدرضا ]

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ۲ یا وخش۳ – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار۴۵۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳پارسی‌گوی است۱۴۱۵۱۶۱۷.۱۸۱۹ نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.  مولوی، پیونددهندهٔ ملت‌ها شعر مولانا، جلال الدین بلخی، بر روی دیوار : از محبت خارها گل می‌شوند مولوی زادهٔ بلخ (خراسان قدیم،‌ افغانستان کنونی)۲۱۲۲ یا وخشنیازمند منبع بود و در زمان تصنیف آثارش (همچون مثنوی) در قونیه در دیار روم می‌زیست. با آنکه آثار مولوی به عموم جهانیان تعلق دارد، ولی پارسی‌زبانان بهرهٔ خود را از او بیشتر می‌دانند، چرا که حدود شصت تا هفتاد هزار بیت او فارسی است و خطبه‌ها و نامه‌ها و تقریرات (تعالیم او به شاگردانش که آن را ثبت کردند و به فارسی غیرادبی و روزانه است)۲۳ او نیز به فارسی می‌باشد؛ و تنها حدود هزار بیت عربی۲۴ و کمتر از پنجاه بیت به زبانهای یونانی/ترکی (اغلب به طور ملمع در شعر فارسی)۲۵۲۶ شعر دارد. پارسی گو گرچه تازی خوشتر استعشق را خود صد زبان دیگر است و پسر مولانا نیز چندان بنا به اعتراف خودش در زبانهای ترکی/یونانی خوب روان نبوده است:: بگذر از گفت ترکی و رومیکه از این اصطلاح محرومی گوی از پارسی و تازیکه در این دو همی خوش تازی آثار مولانا به علاوه مناطق فارسی زبان، تاثیر فراوانی در هند و پاکستان و ترکیه و آسیای میانه گذاشته است.۲۹ آثار مولانا تأثیر فراوانی روی ادبیات و فرهنگ ترکی نیز داشته‌است. دلیل این امر این است که اکثر جانشینان مولوی در طریقهٔ تصوف مربوط به او از ناحیهٔ قونیه بودند و آرامگاه وی نیز در قونیه است.۳۰ ای بسا هندو و ترک همزبانای بسا دو ترک چون بیگانگان برخی مولوی‌شناسان (ازجمله عبدالحسین زرین‌کوب) برآن‌اند که در دوران مولوی، زبان مردم کوچه و بازار قونیه، زبان فارسی بوده‌است.۳۱. جلال الدین همایی در این رابطه به این بیت پسر مولانا (که پس از چند بیت عربی آن را سرود) اشاره می‌کند۳۲. فارسی گو که جمله دریابندگرچه زین غافلاند و در خوابند زندگی‌نامه آغاز زندگی موزهٔ مولانا در قونیه جلال‌الدین محمد بلخی در ۶ ربیع‌الاول (برابر با ۱۵ مهرماه) سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد.۲ پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان‌العلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بود و نسبت خرقهٔ او به احمد غزالی می‌پیوست. وی در عرفان و سلوک سابقه‌ای دیرین داشت و چون اهل بحث و جدال نبود و دانش و معرفت حقیقی را در سلوک باطنی می‌دانست نه در مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی، پرچم‌داران کلام و جدال با او مخالفت کردند. از جمله فخرالدین رازی که استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود و بیش از دیگران شاه را بر ضد او برانگیخت. سلطان‌العلما احتمالاً در سال ۶۱۰ هجری قمری، هم‌زمان با هجوم چنگیزخان از بلخ کوچ کرد و سوگند یاد کرد که تا محمد خوارزمشاه بر تخت نشسته، به شهر خویش بازنگردد. روایت شده‌است که در مسیر سفر با فریدالدین عطار نیشابوری نیز ملاقات داشت و عطار، مولانا را ستود و کتاب اسرارنامه را به او هدیه داد. وی به قصد حج، به بغداد و سپس مکه و پس از انجام مناسک حج به شام رفت و تا اواخر عمر آن‌جا بود و علاءالدین کیقباد پیکی فرستاد و او را به قونیه دعوت کرد. مولانا در نوزده سالگی با گوهر خاتون ازدواج کرد. سلطان‌العلما در حدود سال ۶۲۸ هجری قمری جان سپرد و در همان قونیه به خاک سپرده شد. در آن هنگام مولانا جلال‌الدین ۲۴ سال داشت که مریدان از او خواستند که جای پدرش را پر کند.۳۳ همه کردند رو به فرزندشکه تویی در جمال مانندش شاه ما زین سپس تو خواهی بوداز تو خواهیم جمله مایه و سود سید برهان‌الدین محقق ترمذی، مرید پاکدل پدر مولانا بود و نخستین کسی بود که مولانا را به وادی طریقت راهنمایی کرد. وی سفر کرد تا با مرشد خود، سلطان‌العلما در قونیه دیدار کند؛ اما وقتی که به قونیه رسید، متوجه شد که او جان باخته‌است. پس نزد مولانا رفت و بدو گفت: در باطن من علومی است که از پدرت به من رسیده. این معانی را از من بیاموز تا خلف صدق پدر شوی. مولانا نیز به دستور او به ریاضت پرداخت و نه سال با او همنشین بود تا اینکه برهان‌الدین جان باخت. بود در خدمتش به هم نه سالتا که شد مثل او به قال و به حال مؤمنه خاتون مؤمنه خاتون همسر بهاءالدین ولد و مادر جلال الدین محمد مولاناست. گور او در قرامان / لارنده کشف شده، بنابر این باید بین سالهای ۶۲۶-۶۱۹/۱۲۲۹-۱۲۲۲ از دنیا رفته باشد.۳۴ در سالهای بعد از ۶۱۷ هجری یعنی اواسط دهه ۱۲۲۰ میلادی بهاءالدین ولد و خانواده‌اش که جلال الدین محمد بلخی (مولوی) نیز در آن بود به آناتولی مرکزی، روم رسیدند. لقب رومی جلال الدین از اینجاست. آنان مدتی در لارنده / کرمن کنونی توقف کردند. مردم آن سامان هنوز هم به دیدن مسجد کوچکی که به افتخار او – مؤمنه خاتون – ساخته شده می‌روند.۳۵ کرمن، پایتخت سلجوقیان روم، در حدود یکصد کیلومتری جنوب خاوری قونیه واقع است، علاالدین کیقباد که عالمان و عارفان سراسر دنیا را گرد خود جمع کرده بود، بهاءالدین ولد پدر مولوی را به این شهر فرخواند.۳۶ قونیه شهری بود که بهاءالدین ولد و خانواده اش پس از چهار سال اقامت در لارنده در سال ۶۲۶ یا ۶۲۷ هجری = ۱۲۲۸ میلادی در آنجا سکنی گزیدند.۳۷ شرع اسلام ازدواج با چهار زن را به طور همزمان مجاز می‌داند. نمی‌دانیم بهاءالدین چند زن را همزمان در عقد خود داشته‌است، اما از زن‌های متعدد نام می‌برد که والاترینشان مؤمنه خاتون، مادر مولانا جلال الدین است؛ در مسافرت به سوی غرب همراهش بوده و قبل از رسیدن به قونیه مرده‌است. معارف از زنی به نام بی بی علوی سخن می‌گوید که زرین کوب آن را نام خودمانی مؤمنه خاتون می‌داند، اما «مایر» آن را نام همسری دیگر می‌خواند.۳۸ مولویه او را مادر سلطان می‌نامند.۳۹ به گفتهٔ بعضی دیگر، سلطان العلماء بهاءالدین ولد: فقیه، واعظ و عارف، دستکم سه همسر اختیار کرد؛ از جمله مؤمنه خاتون. در باره فرزندانش از وجود فاطمه خاتون و علاء الدین محمد و جلال الدین محمد آگاهی داریم.(از تعلیقات رساله سپهسالار) به گفتهٔ بعضی دیگر، بهاءالدین ولد دو همسر به طور هم‌زمان داشته‌است. بهاءالدین نیز در یادداشت‌های خود مانند پسرش، بندرت ذکری از مؤمنه خاتون می‌کند و به جایش از آن دو تای دیگر نام می‌برد. در کنار دختر قاضی شرف به خود می‌گوید که «الله» خوشی او را در راحات و عقوبات بدین وسیله بدو فرستاده است و این هرد و سری در آن سوی دارد. در کنار بی بی علوی به دل او می‌آید که انسان اینجا نیز مقهور اراده «الله» است و در برابر «الله» نباید امر صواب را از نظر دور دارد. در مورد سوم که از او هم در روابط خاص زناشویی ذکری به میان می‌آید و ترکان نام دارد که به معنای بانو است و نیز ممکن است اسم خاص برای زنان باشد چیزی روشن نیست.۴۰ ظاهراً مولانا و برادرش علاءالدین – که بعدها مولوی یکی از پسرانش را به نام او نامگذاری کرد – از دختر قاضی مشرف بوده‌اند و بهاءولد زن و یا زنان دیگری داشته و احتمالاً از آنها نیز صاحب فرزندانی بوده‌است. بهاءولد در معارف خود از دو زن یاد کرده‌است.۴۱ بهاءالدین در جایی دیگر بدون شرمساری از میل جنسی خود نسبت به دختر قاضی شرف الدین سخن می‌کند، که تصور می‌کنیم زن دیگر او باشد. همچنین بی پرده از میل خود به جماع با ترکان نامی سخن می‌گوید که شاید نام همسر چهارمین، یا شاید لقب و نام خودمانی یکی از همسرانی باشد که در بالا نام بردیم.۴۲ نظر بهاءالدین نگرش اسلام را نسبت به مسائل جنسی نشان می‌دهد؛ بهاءالدین حکایت می‌کند که یک روز صبح چشم به تنور خشت پزان دوخته از سر معنا در صفات آتش به تفکر می‌پرداخت؛ در این میان سگ بانگ کرد و او را مشوش ساخت. آنگاه بی بی علوی برخاست و صبحدم پیش او رفت، و در این وقت شهوتی به قوت در او پدید آمد. کوشید تا با جنبش نفس بستیزد، اما به دلش آمد که این میل از الهام «الله» است؛ پس جنبانیدن او شر نباشد.۴۳ بعضی مدعی شده‌اند که خانواده پدری بهاءالدین از احفاد ابوبکر، خلیفه اول اسلام هستند، این ادعا چه حقیقت داشته باشد و چه نداشته باشد، در باره پیشینه قومی این خانواده هیچ اطلاع مسلمی در دست نیست. نیز گفته شده که همسر بهاءالدین از خاندان خوارزمشاهیان بوده‌است که در ولایات خاوری حدود سال ۳-۴۷۲ هجری حکومت خود را پایه‌گذاری کردند، ولی این داستان را هم می‌توان جعلی دانست و رد کرد. خوارزمشاه در سال ۳-۶۰۲ هجری قمری بلخ موطن جلال الدین را که در تصرف غوریان بود تسخیر کرد.۴۴ اسلاف مولانا - چنانکه فرزند او سلطان ولد نیز بدین معنا اشارت دارد از تباری عظیم و بزرگ بودند. البته شاید روایتی که در انتساب سلطان العلما به خلیفه اول یعنی ابوبکر بن ابی قحافه به افواه افتاده و رواج یافته، از آن باشد که نام جد مادری وی «ابوبکر» بوده‌است، و بعدها نام شمس الائمه ابوبکر محمد، با نام ابوبکر – نخستین خلیفه راشدین در آمیخته باشد.۴۵ خاندان بهاءولد هم نسبت صدیقی و بوبکری داشت و هم نسبت علوی ادعا می‌کرد.جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی



[ دوشنبه 08 شهريور 1395 ] [ 3:22 ] [ حمیدرضا ]

خبر: خارج‌سازی یک شناور اقیانوس‌پیما از آبهای خورموسی

 رییس سازمان بنادر و دریانوردی گفت: سال گذشته در اروند‌ و در مسیر بندر خرمشهر حدود 20 شناور مغروقه خارج شد. از هفت فروند شناور مغروقه در خورموسی نیز یک شناور در سال گذشته خارج شد و شناور دوم نیز درحال خارج‌سازی است که امیدواریم تا سال آینده این شناور اقیانوس‌پیما خارج شود.

 

8 طرح در بخش فولاد سازی شامل راه اندازی 5 واحد یک میلیون تنی احیای مستقیم فولاد استانی (قائنات، نی ریز، شادگان، سپید دشت و میانه)، فاز دوم احیای مستقیم شهید خرازی مجتمع فولاد مبارکه (1.5 میلیون تن آهن اسفنجی در سال)، افزایش ظرفیت فولاد آلیاژی (از200 به 450 هزار تن) بنا بر این گزارش، شرکت پتروشیمی

 

به گزارش خبرنگار راه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در راستای پاکسازی آبراه‌های کارون و اروند به عنوان یکی از منابع مهم تجارت منطقه و کشور از سال 89 تا کنون 43 مغروقه توسط متخصصان ایرانی شناورسازی شده است که سه فروند از مغروقه‌ها امسال شناور شده‌اند.

 

ت بودن سایر پیش‌بینی‌های اساسی قبلی، مبلغ 443 ریال برای هر سهم اعلام کرده است.واهد شد. ماداگاسکار در ساحل جنوب شرقی آفریقا قرار دارد و چهارمین جزیره بزرگ جهان پس از گرین‌لند، گینه نو و برونئی است. انتهای پیام وزیر ریال ریال تعاون، 22,116 بات شد.ارداتی به کلیه یکصد از بنگاه‌های ریلانکا ریال، 7,760 می

 

بر اساس مصوبات سفرهای استانی هیأت دولت مبنی بر خارج‌سازی مغروقه‌های به جا مانده از جنگ تحمیلی در آبراه کارون، عملیات شناورسازی تحت نظارت اداره ایمنی و حفاظت دریایی اداره کل بندر و دریانوردی خرمشهر همچنان ادامه دارد.

 

زاری فارس، مدیران عامل دو شرکت پتروشیمی پردیس و شیراز با ارسال نامه‌ای به رئیس اداره نظارت بر ناشران بورس درباره تأثیر افزایش نرخ کود اوره بر سود شرکت شفاف‌سازی کردند.از تعداد طرح های قابل راه اندازی، 8 طرح در بخش فولاد سازی شامل راه اندازی 5 واحد یک میلیون تنی احیای مستقیم فولاد استانی (قائنات، نی

 

به گفته رییس سازمان بنادر و دریانوردی گفت: تعدادی از شناور‌ها در زمان جنگ تحمیلی در آب‌های مشترک ایران و عراق غرق شده‌اند که با هماهنگی کشور مربوطه نسبت به خارج‌کردن شناورهای مغروقه اقدام می‌شود.

 

سید عطاء‌الله صدر - معاون وزیر راه و شهرسازی - به ایسنا گفت:‌ خارج کردن شناور در عمق‌های زیاد کار بسیار سختی است و تجهیزات خاصی را می‌طلبد.

 

وی افزود: خارج کردن شناور در عمق‌های بالا توسط شرکت‌های بزرگ خارجی صورت می‌گرفت که در سال گذشته توانستیم با توان داخلی نسبت به خارج کردن شناور در عمق‌های بسیار زیاد اقدام کنیم.

 

صدر گفت: سال گذشته در اروند‌ و در مسیر بندر خرمشهر حدود 20 شناور مغروقه خارج شد. از هفت فروند شناور مغروقه در خورموسی نیز یک شناور در سال گذشته خارج شد و شناور دوم نیز درحال خارج‌سازی است که امیدواریم تا سال آینده این شناور اقیانوس‌پیما خارج شود.

 

معاون وزیر راه و شهرسازی با بیان این‌که در آب‌های تمامی استان‌های ساحلی کشور شناور غرق شده وجود دارند، اظهار کرد: خارج‌سازی آن دسته ازشناورهایی برای سازمان بنادر و دریانوردی دارای اهمیت است که در مسیرهای 10 گانه جابه‌جایی مسافر در آب‌های جنوبی کشور قرار دارند.

 

به گزارش ایسنا هزینه خارج‌سازی شناورهای غرق شده بسیار بیشتر از خرید یک شناور جدید است؛ به طوریکه برای خارج‌سازی شناور مغروقه در مسیر بندرعباس، سال گذشته بیش از یک میلیارد تومان هزینه شد.

 

معاون سازمان بنادر و دریانوردی پیش از این گفته بود: بعد از شناسایی شناورهای غرق شده در مسیرهای آبی کشور، خارج‌سازی آن‌ها از نظر هزینه و نیز میزان ایجاد امنیت اولویت‌بندی شده و در دستور کار قرار می‌گیرد.

 

به گفته استیری زمان تصمیم‌گیری برای خارج‌سازی شناورهای غرق شده از مالکان شناورها درخواست می‌شود برای خارج کردن آن اقدام کنند اما با توجه به آن‌که هزینه خارج‌سازی شناور بسیار بیشتر از هزینه خرید یک شناور دیگر است، مالکان اقدام نمی‌کنند و سازمان بنادر بنا بر وظیفه خود در حفظ ایمنی آب‌ها و شناورها شناورهای مغروقه را خارج می‌کند.



[ دوشنبه 08 شهريور 1395 ] [ 3:16 ] [ حمیدرضا ]

ضرب المثل طنز نوروزی / جدید 95

ماهی را هروقت از آب بگیری ، به دست آسیب پذیر نمی رسد.

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

 

صدتا سفره ی هفت سین ، بچینید ، یکیش سکه ندارد.

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

 

همه را برق می گیرد ، ما را بته چهارشنبه سوری

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

 

کسی که به تعطیلات عید می رود ، فکر بلیت برگشتش را هم می کند.

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

 

مرا به پسته نوروز امید نیست ، تخمه آفتابگردان برسان

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

 

کسی که از روی بته چهارشنبه سوری می پرد ، فکر رفوی شلوارش را هم می کند.

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

 

یکی را توی فروشگاه راه نمی دادند ، سراغ « ماهی سفید » شب عید را می گرفت.

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

 

کارد و چنگال هفت دست ، میوه و شیرینی هیچی

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

 

صدتا چاقو بیاورد ، یکیش پرتقال روی میز عید را پوست نمی کند.

 

منبع : ttanze.blogfa.com



[ پنجشنبه 03 دي 1394 ] [ 15:2 ] [ حمیدرضا ]

جوک خنده دار جدید, مطالب خنده دار


 

معلم از دانش اموز میپرسه دیوار بزرگ چین در کجاست دانش اموز میگه در عربستان

 

مطالب طنز و خنده دار, جوکهای جدید و خنده دار

 

 طنز نوشته های کوتاه جدید

 

تو مغازه رفته بودم چیزی بخرم

یهو دختره اومد گفت ببخشید اقا سلام خدافظ دارین؟

همه این شکلی شدن 0_o

یهو دختره گفت ای بابا چرا هیشکی نمیفهمه من چی میگم ؟

های بای منظورمه دیگه …

میگن افق شلوغه

من برم شفق محو شم !

 

مطالب طنز و خنده دار, جوکهای جدید و خنده دار

 

جوکهای جدید و خنده دار

 

ﺩﯾﺸﺐ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻗﻄﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﯾﺪﻡ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺧﻮﻧﻪ

ﻧﯿﺴﺖ , ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺧﻮﻧﻪ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ...

ﯾﻬﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﺗﻮ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﯿﮑﺎﺭ

ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟؟

ﺧﻮﺩﻣﻮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻌﺪ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﺨﻨﺪﻩ !!!

ﺣﺪﺱ ﺑﺰﻥ ﭼﯽ ﮔﻔﺖ !

ﮔﻔﺖ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺍﯾﻨﺎ ۳ ۴ ﻣﺎﻫﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﮐﺸﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﻓتن

 

مطالب طنز و خنده دار, جوکهای جدید و خنده دار

 

جملات کوتاه طنز

 

هر موقع عکس شناسناممو می بینم

می فهمم این ذات آدمه که باید قشنگ باشه …!

 

مطالب طنز و خنده دار, جوکهای جدید و خنده دار

 

 مطالب جالب خنده دار

 

انصافا تخمه ی آفتابگردون

به مراتب با نظم و ترتیب بیشتری نسبت به انار یکجا نشسته

حیف که استعدادش به چشم نیومده

 

مطالب طنز و خنده دار, جوکهای جدید و خنده دار

 

مطالب خنده دار

 

طبقه بندی ایکیویی/نابغه-باهوش-کم هوش-معمولی-باعقل-بی عقل- کم فهم-نفهم-گیج-پرت-پسر.

 

مطالب طنز و خنده دار, جوکهای جدید و خنده دار

 

 طنز نوشته های کوتاه جدید

 

یارو برای بچه شیش ساله ش تـبـلـت خریده بود ، بعد 2 روز انداخته بود تو وان حموم . . . .

بچشو دعوا نکرده بود که یه وقت تو روحیش تاثیر منفی نذاره . . . .

من سوم ابتدایی بودم خط کش چوبی سی سانتـی بابامو بردم مدرسه ازم بلند کردن . . . .

آقام بعد یه هفته با وساطت های بزرگان فامیل منو راه داد تو خونه

 

مطالب طنز و خنده دار, جوکهای جدید و خنده دار

 

جوکهای خنده دار لاین و وایبر

 

پشت یه نیسان جمله سنگینی نوشته بود کمرم شکست …

همه دنبال یارن من به دنبال بارم ، فوق لیسانس شهید بهشتی هم دارم …

لامصب گند زد تو انگیزم با این جملش

من دیگه درس نمیخوووونم اصلا !!!

 

مطالب طنز و خنده دار, جوکهای جدید و خنده دار

 

مطالب طنز و خنده دار

 

دیروز داشتم غذا نذری پخش میکردم

یه پیرزنه اومد گفت : خیر از جوونیت ببینی یه غذا بده به من

گفتم : مادر جان غذا تموم شده

گفت : خدا بزنه تو کمرت و رفت…

 

مطالب طنز و خنده دار, جوکهای جدید و خنده دار

 

جوکهای جدید و خنده دار

 

یارو چند تا زردالو میخره میکنه تو استینش بعد تو راه چند تا بچه میبینه می گه هرکی بگه تو استینم چیه زردالویی که از همه بزرگتره بهش میدم

 

مطالب طنز و خنده دار, جوکهای جدید و خنده دار

 

 طنز نوشته های کوتاه جدید

 

۳ روز میشه پسورد وایرلس رو عوض کردم هیچ همسایه ای تحویل نمیگیره !

دیگه جواب سلامم رو هم نمیدن…

امروز همسایه بقلی داشت به اون یکی میگفت :نامرد گدا نذاشت اون سریاله رو کامل دانلود کنم !!

 

مطالب طنز و خنده دار, جوکهای جدید و خنده دار

 

جملات کوتاه طنز

 

پیرمرده دم‌ عابر کارتشو‌ داده به من

میگه موجودی بگیر برام

براش گرفتم ، میگم ۵ هزار تومنه پدر جان

گفت خاک بر اون سرت کنن با این موجودی گرفتنت و رفت

 

مطالب طنز و خنده دار, جوکهای جدید و خنده دار

 

جملات کوتاه طنز

 

برایت در رویا هایم گیتار میزنم

.

.

.

.

در واقعیت هنوز گیتار بلد نیستم

اما .میتونم با قوطی برات بندری بزنم

 

مطالب طنز و خنده دار, جوکهای جدید و خنده دار

 

 طنز نوشته های کوتاه جدید

 

ﺍﯾﻦ ﮐﻪ شوهرتون ﭘﯿﮑﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﺎ پورشه ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭه

ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :

.

.

.

بلهههههه درست حدس زدین

مهم اینه که شوهر داشته باشین

 

مطالب طنز و خنده دار, جوکهای جدید و خنده دار

 

مطالب جالب خنده دار

 

رفیقم سندتوال داد من چقد تنهام. هیچکسی نیست باهاش حرف بزنم؟

پی ام دادم تا منو داری چرا تنهایی؟ چ خبر؟

گفت: هیچی بابا گغتم ببینم چند تا بیکار تو  ادد لیست دارم زیاد باشن براشون گروه درست کنم

ولی دیدم فقط تویی

 

گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته



[ پنجشنبه 03 دي 1394 ] [ 15:1 ] [ حمیدرضا ]

جوکهای خنده دار تلگرام سری جدید


جوکهای خنده دار تلگرام سری جدید 

تو اینستاگرام یکی کامنت گذاشته بود:

کی بریم انقل؟

هی می‌گم منظورش چیه

.

.

.

دیدم منظورش میدون انقلابه

مردم با میدون هم صمیمی می‌شن

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام

 

حالا واویلا لیلی کتاب داریم خیلی.

علوم اسیرم کرد

ریاضی پیرم کرد

تا صبح بیدار موندم

تا اجتماعی خوندم

حالا واویلا دیکته

من میزنم سکته

واویلا هی مشق

من میکنم هی غش

مبادا روزی امتحانی باشه

نمره ی مازیره دوازده ای باشه

حالا واویلا لیلی بد بخت شدیم خیلی

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

مطالب طنز و خنده دار

 

ﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﺩﺯﺩ ﮔﯿﺮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭼﯿﺴﺖ ؟

.

.

.

ﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﺩﺯﺩﮔﯿﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻟﮕﺪ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ

ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺑﯿﺎﺩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻭ ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﻨﻪ

ﻭﮔﺮﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺑﺎ ﺩﺯﺩ ﮔﯿﺮ , ﺩﺯﺩ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ

ﻭﺍﻻﺍﺍ

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

جوکهای خنده دار 

 

ﺁﻗﺎ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻦ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﻰ ﺍﻳﺮﺍﻧﻦ

ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺧﺎﺭﺟﻴﻦ ...

.

.

.

ﺍﻣﺎ ﺯﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺑﺮﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ

ﺍﻳﺮﺍﻧﯽ ﻣﯿﮕﺮﺩﻥ !

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

جوکهای خنده دار تلگرام

 

بچه ها ببینید كی اینجااااااس

.

.

.

.

من

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

جکهای جدید و باحال تلگرام

 

به یک عدد دوس دختر

.

.

.

جهت فراموش کردن دوس دختر قبلی نیازمندیم

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام

 

دلیل اینکه من خلبان نشدم اینه که

از خون میترسم

.

.

.

درسته ربطی نداره ،

ولی به توام ربطی نداره

.

.

یاد نگرفتی تو زندگی کسی دخالت نکنی؟؟؟

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

طنز های خنده دار

 

ﺁﯾـﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺗﻌـﺪﺍﺩ ﻣــﮋﻩ ﻫﺎﯼ ﻫــﺮ ﺷــﺨﺺ

ﺍﻧــﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﻃــﻮﻝ ﻋــﻤﺮ ﺍﻭﺳـﺖ.. ؟؟

.

.

.

.

ﻣﻨــﻢ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﺴﺘــﻢ ﺍﺯ ﺧــﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻡ

کپی کن بابا کی به کیه

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

مطالب طنز و خنده دار

 

با دوس دخترم رفته بودیم قصابی ..

‌‌دوس دخترم گفت اقا یه جیگره خوب بده....

مرده گفت بغلته که.....

بهتراز این نداریم..‌‌‌‌.

.

.

.

.

نمیدونستم انقد جیگرمااااااا.....

اووووف برین کنار رد بشم..جیگری نشین

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

طنز جدید

 

گلابی کیست؟

.

.

.

گلابی آدمی است که سه ساعت با او درد دل می‌کنی بعد میگه:"چی بگم والا، باز خودت بهتر میدونی!"

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

جوکهای خنده دار تلگرام

 

دخترخالم ۵ سالشه اومده گوشیشو گذاشته رو تاقچه برگشته میگه:

مامان یه وقت مسیجامو نخونیا

.

.

اونوخت من تا ۱۰ سالگی فک میکردم گوزن ها شوهر آهوها هستن

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

جکهای جدید و باحال تلگرام

 

یکی تو پیجش نوشته بود: 

بچه ها من پام شكسته يه مدت نميتونم بيام فيسبوك... 

گزيده اى از كامنت هاى هموطنان غيورمان را با يكديگر مرور ميكنيم:

1.عـــــــــــــــــه!!!!!! مگه پياده مياى فيسبوك...؟؟؟؟؟!!!!! 

2.مگه تو با پات تايپ ميكنى...؟؟؟!!!! 

3.اين سريو با تاكسى بيا كرايت با من... 

4.ببين من مسيرم ميخوره ها!!! ميتونم تا يه جايى برسونمت!!! 

5.عيب نداره به مارك ميگيم واست مرخصى استعلاجى رد كنه!

هنر نزد ایرانیان بود و رفت

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام

 

رفتم مغازه اسد بقال یه دختره اومد تو هل شدگفت :!!!

سلام عدس اقا اسد دارید؟؟ 

.

.

.

من فشارم افتاد از خنده 

عدس عاقا افتاد مرد 

اسد اقا هم مغازشو جمع کرد رفت یه شهر دیگه

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

جوکهای جدید و خنده دار

 

ﺯﻧﻬﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻨﺪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﻨﺪ !!!

ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺗﺮﻧﺪ ﮔﻮﺷﻮﺍﺭﻩ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !!

ﻏﻤﮕﯿﻦ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺎ ﻣﻮﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻭﺭ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ !!

ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ،ﮐﻔﺶ ﻣﯽ ﺧﺮﻧﺪ، ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯽ ﺧﺮﻧﺪ، ﻗﻬﻮﻩ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯽ

ﺧﻮﺭﻧﺪ !!!

.

.

ﺧﻼﺻﻪ ﺗﺎ ﺟﺪ ﻭ ﺁﺑﺎﺩ ﭘﻮﻝ ﺭﻭ ﺧﺎﮎ ﻧﻜﻨﻦ ﺑﻲ ﺧﻴﺎﻝ ﻧﻤﯿﺸﻦ

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

مطالب طنز و خنده دار

 

یه توپ دارم قلقلیه

.

.

.

.

.

.

عــآآخــه عزیز من هم سنُ سالای تو دارن اورانیوم غنی میکنن 

اونوقت تو اومدی این پایین ببینی توپه چه رنگیه؟

حالا مثلا بگم سرخ و سفید و آبیه , مشکلاتت حل میشه؟!

واست نون و آب میشه؟ !!

به خودت بیـــا دیگه...

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

مطالب طنز و خنده دار

 

ﻣﻴﮕﻦ ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺑﺮﻑ ﺳﺎﻝ ﺭﻭ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻛﺴﻲ ﺑﺎﺷﻲ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻱ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭﺵ ﻣﻴﻤﻮﻧﻲ

.

.

.

ﺩﻭﺳتت ﺩﺍﺭﻡ شوفاژ...

 

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام , مطالب طنز و خنده دار

 

جوکهای خنده دار تلگرام 

 

 امروز رفتم واتساپم را باز کردم

.

.

.

دیدم پیام داد

چه عجب برو به تلگرام جونت برس



[ پنجشنبه 03 دي 1394 ] [ 15:0 ] [ حمیدرضا ]

بیمارستان (خاطرات خنده دار)

یه مدت میرفتم بیمارستان واسه دیدن دوره 

 

یه روز داشتم از ملت خون میگرفتم 

 

یه پسری به پستم خورد اومده بود, واسه اهدا خون, خونو که 

 

ازش گرفتم گفتم: که تا 24 ساعت نباید ورزش های سخت داشته باشه!

 

_ نه خانم من امروز بعدازظهر مسابقه دارم!!!

 

_ عاقا من واسه خودتون میگم ضعف میکنین!

 

_ نه الا و بلا من امروز باید مسابقمو برم..

 

_خب حالا چه مسابقه یی؟

 

_مــِنـــچ ^__^

 

خدایا یه پولی به من بده یه عقلیم به این بده :|

 

نمـــک >_<

فرستنده : ژیلا بانو ^_^ Kurd



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 14:8 ] [ حمیدرضا ]

ولی دلم براش سوخت... (خاطرات خنده دار)

روز کنکور تجربی رفتیم سر جلسه دقیقا یه پسره کناره من نشسته بود قیافش جوری بود که فکر تقلب اینا داشتش...
خلاصه کنکور شروع شد به من برگه ی d افتاد به اون f من شروع کردم به تست زدن سر زبان بودم که متوجه شدم من هر چی دارم میزنم اینم داره همونو میزنه بعضی سوالاتم که نزدم اونو داره برای خودش میزنه...
خلاصه رسیدیم به اختصاصیا اونا هم زدم یه نگاه به ساعت کردم دیدم 5 دقه مونده منم که کارم تموم شده بود یه نگاه کردم به دوستم علامت دادم تموم شد بریم گفتش باشه این پسره هم سمت چپم بودش نگاهش کردم دیدم داره یه جوری خوشحالی میکنه که نگو.خلاصه پاسخنامه رو برداشتم که برم تحویل بدم...رفتم در گوشش گفتم داداش نابود شدی..!!
گفت: چرا؟
گفتم سوالای من d برای تو f ... گریش گرفته بود که نگو من در میون راه که برم پاسخنامه رو بدم داشتم از خنده زمینو گاز میزدم...
ولی دلم براش سوخت...
:))



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 14:5 ] [ حمیدرضا ]

معلم جالب ما (خاطرات خنده دار)

عاقامایه معلم داریم دست خودمون نیست تامیبینیمش میخندیم عاقایه روزسرکلاس انقدرمسخره بازی درآورده بودیم خندیده بودیم که نگو
بنده خداداشت نکته ادبی درس میدادیه دوست دارم اسمش(حمیده اس)اون روز به معلم میگه اجازه نهادچیه؟بیچاره توضیح داد گفت گذاره چیه؟توضیح داد گفت فاعل ومفعول چیه؟اون بدبخت فلک زده هم توضیح دادعاقامن نمیدونم اون روزدوستم چیزی کشیده بودخوابش میومدالکی شادبودمعلم روبرای پاک کردن نیم کیلوباقالی لازم داشت اصن نمیدونم 
دوستم برگشته میگه فعل چیه؟
قیافه مااون لحظه=-O =-O =-O =-O 
قیافه معلم:-$ :O وجمله ای که نمیدونم باچی قاطی کردگفت حمیده دیگه خیلی بسه دیگه
بیچاره رفت ماودوستمونوخنده هامونوجمع کنه بدترگندزد
وای مااون روزکل کلاس روازخنده گاززدیم کلاس تموم شدمعلم بیچاره خودشم انقدخندیده بوددیگه نمیتونست حرف بزنه
تاگیرتون بیادازاین دوستاومعلما



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 14:4 ] [ حمیدرضا ]

آقا (خاطرات خنده دار)

آقا(آره داداش درستش این شکلیه) امروز اولین روزی بود که واسه کار آموزی رفتم اداره گاز. توبخش خدمات مشترکین یه میز با یه سیستم بهم دادن فعلا مشغول باشم. از قضا اغلب مشترکین عزیزودوست داشتنی والبته بسیار گرامی برای راهنمایی راجب قبوض،بدهی ها،نصب،تعمیرات والبته شکایاتوغیره به من مراجعه میکردن وازم راهنمایی میخواستن(فکر کنم چون خیلی خوشتیپم فقط به من مراجعه میکردن) (نه داره آخه،تو منو دیدی که میگی خوشتیپ نیستم) (بگذریم).بعد از این که من راهنماییشون میکردم بقیه بروبچه های گل اداره صداشون میکردنو دوباره بهشون میگفتن که چیکار کنن و بازهم در اغلب موارد کاملا برعکس اون چیزی که من میگفتم راهنماییشون میکردن.خخخخخخخخخخ
بنده خداها بیشتر از این که حواسشون به کارشون باشه به من بود که خرابکاریامو درست کنن.
شانس اداره گازو میبینی!!!!!
کارآموز گرفتن عصای دستشون باشه شدم بلای جونشون.خخخخخخخخخ
راستی اینم بگم اون اربابان رجوع هم که نمیدونستم چه جوابی بدم مستقیم میفرستادمشون سراغ رییس،کار به جایی رسیده بود که بعد از نماز رییس اومده بود تو خدمات مشترکین.خخخخخخخخ
کلا بخام بگم امروز سخت ترین روز کاریه اداره بود.خدابه دادشون برسه فرداوفرداهای دیگه روهم باید برم پیششون.
همینجور اگه پیش بریم فکر کنم تا پایان کارآموزی کارکردن تو این اداره جزء مشاغل سخت قرارداده بشه.
ولی نمیدونید راه انداختن کار مردم و لبخندروی صورتشون چه حس خوبی به آدم میده.
لطفا فحش ندید قول میدم کمتر خرابکاری کنم.



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 14:2 ] [ حمیدرضا ]

خانوم چیکار میکنی (خاطرات خنده دار)

چند ماه پیش یه وانت پیچید جلوم ترمز گرفتم ولی چون سرعت زیاد بود خردم به سپرش چراغ راهنمای ماشین من شکست
وانتیه:خانوم چیکار میکنی؟!
من:ببخشید یهو پیچیدم جلوتوناااا
وانتیه:ندیدمتون
منo_O دلیل میشه بپیچید یهو وسط خیابون الان هم اشکال نداره راه بیافتید بریم ترافیک درست نشه چیزی نشده که
وانتیه:بریم ؟!
من:پ ن پ میخواهید وایستم از سپرتون معذرت خواهی کنم؟!!
وانتیه@_@
ملت:-D
من:-)



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 14:2 ] [ حمیدرضا ]

دستشویی دانشگاه(خاطرات خنده دار)

سلام بر همه.

آقا این خاطره ای که میخام بگم،بیشتر مربوط به اساتید محترم هست، حتما توجه کنن!!

 

آقا ما یه مدتی هست که توی ساختمون دانشکده مون بنایی داریم. یعنی هر جا میری، می بینی یه تپه از سیمان و خاک و فرغان و این چیزا هست!! چون دارن در سطح وسیعی توی دانشکده مون، تعمیرات انجام میدن. یکی از جاهایی که دارن تعمیر میکنن، گلاب به روتون، دسشویی هاست!!

 

خلاصه، بچه های کلاس ما چند روز پیش امتحان داشتن، (من این درس رو ترم پیش پاس کردم) ، جاتون خالی چه امتحانی!! از قرار معلوم خیلی سخت بوده...

ترم های پیش، استاده، از نمونه سوالای ترمای قبلی سوال میداد، ولی این ترم،سوالای جدید و سخت طرح کرده بود!!

 

آقا خلاصه، بعد از امتحان چند تا از این همکلاسی های ما میرن پیش استاد واسه التماس نمره و این حرفا، که اونجا با یه صحنه خیلی خنده دار رو به رو میشن...!!

سقف بالا سر استاده، انگار سوراخ بود و نشتی داشت، از اون بالا، یه آبی می ریخت روی میزش!! حالا مهم اینه که این، آبه چیه... عرضم به حضورتون که بالاسر اتاق استاد ما، دقیقا دسشویی قرار داشته و آب فاضلاب همینجوری می ریخته روی میز این استاد ما!! حالا بچه های ما هم مگه می تونن جلوی خنده شونو بگیرن؟!! خلاصه همونجور دست از پا درازتر بر می گردن!! خخخخخ

 

خلاصه میخاستم بگم که اساتید محترم! بترسید از اون روزی که خدا بخواد تلافی این امتحانای سختی که از بچه ها می گیرین رو در بیاره...!!! خخخخخخ

 

 

کلید اسرار - این داستان : دسشویی دانشگاه



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 14:1 ] [ حمیدرضا ]

مریضی دبیر زیست (خاطرات خنده دار)

امروز دبیر زیستمون بدفرم مریض بود،درسمونم انتشار بود(زیست۲)گفت هرکس بیاد جای من تدریس کنه مستمرشو بیست میدم تا آخر ترمم از پرسش نمیکنم!

منم یه جو گرفتم(ینی برق سه فاز بگیره اما جو نگیره!)بلندشدم گفتم من میام!

خلاصه یه قسمتی رو به خوبی و خوشی گفتم آخراش بود دیگه دیدم نمیتونم!

جاتون خالی یهو با سرعت نور برگشتم ماژیکو پرت کردم سمت بچه تنبل کلاس:

+مسعودی الان چی گفتم؟

-میدونم چی گفتی ولی حال ندارم تکرارش کنم

+بچه ها همه این قسمتو فهمیدن؟

-بحله

+پس سریع ی برگه دربیارید میخوام از همین قسمت کوییز بگیرم!!

دبیر:زهرا چیکار میکنی؟!

+خانوم خودت گفتی تدریس کنم!

*آره ولی نگفتم پرسشم بکن!

+خانوم گه نمیدونی تدریس و پرسش دو جز جدا ناشدنی علم هستن؟!نکنه بخاطر مریضی سلولای مغزیت نابود شدن؟!دهنتو باز کن بگو آآآآآآ...

کل کلاس:هارهارهار...

من::D:)):))):))))))

دبیر:زهرا میتمرگی سرجات یا بتمرگونمت؟!

من:بیست مستمرمو رد کردی میشینم!!

دبیر:بشین بیستت دادم!!:))):)))

من::دی دی دی

(دوستان ببخشید طولانی شد!!)



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 14:0 ] [ حمیدرضا ]

ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﻡ ﺟﻬﻨﻢ (خاطرات خنده دار)

ﺧﺎﻧﻢ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻣﯽﮔﻔﺖ :

ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺠﺮﻭﺣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﯿﻬﻮﺵ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ اﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻮﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﺪ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ .

ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﻣﺮﺩﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻣﻦ ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪﻡ؟

ﺭﮒ ﺷﯿﻄﻨﺘﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺬﺍﺭ ﮐﻤﯽ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﺮﺵ ﺑﺬﺍﺭﻡ!
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻡ ﺁﺭﻩ ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪﯼ !

ﺑﺎﺯ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﺻﺪﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺣﻮﺭﯼ ﻫﺴﺘﯽ؟



ﺩﯾﺪﻡ ﺷﯿﻄﻨﺘﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺪﺟﻨﺴﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻠﻪ ﻣﻦ ﺣﻮﺭﯼ ﻫﺴﺘﻢ !

ﮐﻤﯽ ﻣﮑﺚ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ از ﺗﻮ بهترنبود..
ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﻡ ﺟﻬﻨﻢ :)))))))



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 13:59 ] [ حمیدرضا ]

زمان دانشجویی (خاطرات خنده دار)

زمان دانشجویی یه روز رفتیم سفرعلمی چون استادمون تو وزارت جهاد اون موقع هم یک پست عالی داشت تمام کارهای سفر را خودش جور کرده بود الحق و والانصاف امکانات پذیرایی و کارگاه هایی که هماهنگ شده بود واسه بازدید بیست بودن .موقع ناهار تو یک رستوران شیک پیاده شدیم جاتون خالی زرشک پلو با مرغ بود آخرای غذا خوردن بودیم یکی از همکلاسام که شوخ هم بود دستهاشو به علامت شکرگذاری از خدا بالا گرفت وگفت:خدایا شکرت اولین باره تو زندگیم میبینم برنج بشقابم تموم شده ولی مرغ هنوز تو بشقاب هست و تموم نشده!!!... یهو رستوران از شلیک خنده هشتاد دانشجو منفجر شد



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 13:58 ] [ حمیدرضا ]

بعد از کلاس دانشگاه (خاطرات خنده دار)

دیشب خسته و کوفته از دانشگاه داشتم برمیگشتم نزدیکای خونمون بودم دیدم یکی دم خونمون یه پراید گذاشته اومدم با لگد بزنم صداش در بیاد دیدم درش داغونه کلا رفته تو گفتم ولش کن اینو خدا زده کاریش نداشته باشم بهتره و مورد لطف و کرامتم قرارش دادم !!!

رفتم تو خونه دیدم آقای مدنی همکار بابام اومده خونمون و بعد از بوس و تف مالی و از این صوحبتا گفتم ماشینو کجا گذاشتید آقا مدنی ؟؟؟تونستید پارکش کنید ؟؟؟

همکاربابام: آره امین جان باهزار بدبختی بلاخره تونستیم با بابات پارک کنیم !!!

من : آره معلوم نیس کدوم بیشعوری دوباره ماشینشو گذاشته جلو در ما حالا خوبه نوشتیم همسایه عزیز لطفا اینجا پارک نکنید!!! 

آقای مدنی: امین جان من پارک کردم جلو در ماشینمو عوض کردم!!!:| 

آقا منم دیدم سوتی دادم اومدم حرفو عوض کنم گفتم ببخشید من نمیدونستم حالا در ماشینتون چی شده با چی تصادف کردید ؟؟؟ 

همکاربابام: تصادف نکردم یه درگیری پیش اومد جای لگده جای ماشین نیستش ....

من: خخخخخخ عجب خری بوده یارو چه زوری داشته کلا در ماشین رو زده رفته تو !!!:) 

همکار بابام : پدرم زده عباس آقا :|

حسینمون پووف زد زیرخنده بابام و مامانم رنگشون پرید بابام بهش گفت حسین گمشو بیرون ^_^ 

آقا منم دیدم دوباره سوتی دادم یه لبخند تلخ زدم گفتم منظورم این بود چه خری بوده اون یارو که پدرتون رو عصبانی کرده که اونجوری لگد زده . 

همکار بابام : راستش با مادرم دعواش شده بود عصبانی بود :| 

آقا دیدم این سری دیگ واقعا ریدم ادامه بدم کار به زن و بچه ش میکشه قضیه ناموسی میشه :)) یه نگاه به بابام کردم گفتم بابا من با حسین لفت میدیم میریم سرخیابون شام هوس فلافل کردیم شما با آقای مدنی و خانوادشون راحت باشید!!!^_^



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 13:57 ] [ حمیدرضا ]

به دنیا آمدن آبجیم (خاطرات خنده دار)

آبجیم تازه ب دنیا اومده بود رفته بودیم بمونیم خونه مادربزرگمینا چون هم عید بود و هم آبجیم تازه ب دنیا اومده بود مهمون خونشون زیاد رفت و آمد میکرد...

بعد این آبجیه من ی ذره تپل بودو ی ذره موهای سرش زیاد بود بعدم همه از موهاش تعریف میکردن ک آره بچه ب این کوچیکی موهاش چ زیاده

عاقا گذشتو روز دوم/سوم عید مهمون اومد زنه این مهمونامونم از این زنای پرحرف بود(ینی فقط حرف میزدا...) نشسته بودیم ک این یهو شرو کرد ک وای چقد این بچه خوشگله واای چقد نازه وااای موهاش چقده زیاده وااااای.....

ک یهو پدر بزرگم برگش گف:ظاهرا واجب شد برم ی بار دیگه ببینم من این بچه رو!!!!!! شاید من خوب ندیدم یا اشتباهی دیدم!!!!....

(خخخخخخخخخ)

ینی مهمونا ک رفتن ما همگی کف زمین از این حرف باحال پدربزگم پخش شده بودی بس ک خندیدیم

پدربزرگ با حاله داریم؟؟؟؟؟؟

سلامتی همه پدربزرگا (اگ دارین خدا عمرشون بده اگ فوت کرده خدا رحمتشون کنه)ی صلوات بفرستیم....

من ک عاشقشم....



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 13:56 ] [ حمیدرضا ]