close
تبلیغات در اینترنت
اخبار خواندنی

تاریخ ایران در زمان هخامنشیان چگونه بود؟

شاهنشاهی هخامنشی و یا هخامنشیان (۳۳۰–۵۵۰ پیش از میلاد، «۲۲۰ سال») نام دودمانی و یک سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است.۳ پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکردهٔ خاندان پاسارگاد از خاندان‌های پارسیان بوده‌است. هخامنش باید حوالی پایان سدهٔ هشتم یا ربع نخست سدهٔ هفتم پ. م بر مسند قدرت بوده باشد. چش پش، پسر هخامنش در فاصلهٔ تقریبی ۶۷۵ تا ۶۴۰ پ. م، رهبری طوایف پارسی را به دست گرفته بود.۴ هخامنشیان، در آغاز پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد آورد و سپس گرفتن لیدیه و بابل، پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ از نوادگان (شاه انشان، کوروش یکم، کمبوجیه یکم) را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.۵ به پادشاهی رسیدن پارسی‌ها و دودمان هخامنشی یکی از رخدادهای برجستهٔ تاریخ باستان است. اینان دولتی ساختند که دنیای باستان را به استثنای دو سوم یونان زیر فرمان خود در آورد. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند. پذیرش و بردباری دینی از ویژگی‌های شاهنشاهی هخامنشی به شمار می‌رفت.۶ شاهنشاهی هخامنشیان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است. بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می‌کردند.۷ در دوران هخامنشیان سی قوم مختلف تحت لوای این امپراتوری بودند.۸ خاویر آلوارز عیلام شناس معتقد است که آثار و نقش‌برجسته‌های موجود نشان می‌دهد که هخامنشیان هنر خود را در بخش معماری و نقش‌برجسته از عیلامی‌ها آموخته‌اند.۹ قلمرو هخامنشیان بسیار گسترده بود به طوری که از دره سند در هند تا رود نیل در مصر و ناحیه بنغازی در لیبی امروز و از رود دانوب در اروپا تا آسیای مرکزی را در بر می‌گرفت. در این کشور پهناور اقوام بسیاری با آداب و رسوم خاص خود زندگی می‌کردند و فرهنگ ایالتی و قومی خود را پاس می‌داشتند. در حقیقت مشخصه مهم این دولت احترام به آزادی فردی و قومی و بزرگراشت نظم و قانون و تشویق هنرها و فرهنگ بومی و همچنین ترویج بازرگانی و هنر بود.۱۰ کارل شفُلد می‌نویسد: «تمدن بزرگی مانند تمدن هخامنشی را نمی‌توان از روی تأثیراتی که پذیرفته درک کرد. واقع آن است که اهمیت این چنین تمدنی دقیقأ در توانی است که او را به حل و جمع همهٔ این اجزای مختلف در کلیتی واحد قادر ساخته است.»۱۱ شاهان هخامنشی در خلال سال و با تغییر فصل کوچ می‌کردند و معمولاً تمام سال را در یک جا به سر نمی‌بردند بلکه بر حسب اقتضای آب و هوا هر فصلی را در یکی از پایتخت‌های خود سر می‌کردند در فصل زمستان در بابل، دشتستان و شوش اقامت داشتند ودر فصل تابستان به همدان می‌رفتند که در دامنه کوه الوند بود و هوایی خنک داشت. این سه شهر پایتخت سیاسی و اداری و اقتصادی بودند ولی دو شهر دیگر هم بودند که پایتخت آیینی هخامنشیان به شمار می‌رفتند یکی پاسارگاد که در آنجا آیین و تشریفات تاجگذاری شاهان هخامنشی برگزار می‌شد و دیگری پارسه که برای دیگر تشریفات به کار می‌آمد. این دو شهر زادگاه و پرورشگاه و به اصطلاح گهواره پارسیان به شمار می‌رفت البته تخت جمشید ازاین دو بیشتر اهمیت داشت به همین دلیل اسکند ر مقدونی آن را عمداً آتش زد تا گهواره و تکیه گاه دولت هخامنشی را از میان ببرد و به ایرانیان بفهماند که دیگر دوره فرمانروایی آنان به سر آمده است.۱۲  سالشمار نوشتار اصلی: گاه‌شمار هخامنشیان در سال ۵۵۸ پیش از میلاد پادشاهی کوروش بزرگ (کوروش دوم) در انشان (فارس) و خوزستان آغاز شد و پایتخت هخامنشیان به شوش منتقل شد.۱۳ در سال ۵۲۵ پیش از میلاد سپاه ایران تحت فرماندهی کمبوجیه دوم دومین شاه هخامنشی، سرزمین مصر را کاملاً ضمیمه قلمرو پادشاهی این دودمان کرد.۱۴ در سال ۴۹۰ پیش از میلاد جنگی به نام ماراتن بین ایران و یونان در محلی به نام ماراتن در یونان کنونی رخ می‌دهد و ارتش هخامنشی از یونان شکست می‌خورد. این نبرد نخستین پیروزی یونان بر ایران در خشکی بود.۱۵ در سال ۳۳۴ پیش از میلاد اسکندر مقدونی به آسیا حمله می‌کند و سپاه هخامنشیان در تنگه داردانل شکست می‌خورد.۱۶ در سال ۳۳۰ پیش از میلاد داریوش سوم کشته شده و هگمتانه فتح می‌شود، همچنین تخت جمشید به وسیله اسکندر مقدونی ویران شده و حکمرانی هخامنشیان بر ایران پایان می‌پذیرد.۱۷ کشور و سرزمین پارس‌ها مردمانی از اقوام آریایی هستند که نزدیک به سه هزار سال پیش از میلاد مسیح به فلات ایران آمده‌اند. پارسیان باستان از قوم آریایی پارس یا پارسواش بودند که در سنگ‌نوشته‌های آشوری از سده نهم پیش از زادروز مسیح، نام آنان دیده می‌شود. پارس‌ها هم‌زمان با مادها به بخش‌های باختری ایران سرازیر شدند و پیرامون دریاچه ارومیه و کرمانشاهان جای گرفتند. با ناتوانی دولت ایلام، نفوذ خاندان پارس به خوزستان و بخش‌های مرکزی فلات ایران گسترش یافت. برای نخستین بار در سالنامه‌های آشوری سلمانسر سوم در سال ۸۳۷ پ. م، نام خاندان «پارسوا» در جنوب و جنوب باختری دریاچه ارومیه برده شده‌است. برخی از پژوهش‌گران مانند راولین‌سن بر این ایده هستند که مردم پارسواش همان پارسی‌ها بوده‌اند. تصور می‌شود خاندان‌های پارسی پیش از این که از میان دره‌های کوه‌های زاگرس به سوی جنوب و جنوب خاوری ایران بروند، در این سرزمین، ایست کوتاهی نمودند و در حدود ۷۰۰ سال پیش از زادروز در بخش پارسوماش، روی دامنه‌های کوه‌های بختیاری در جنوب خاوری شوش در سرزمینی که بخشی از کشور ایلام بود، جای گرفتند. از سنگ‌نوشته‌های آشوری چنین بر می‌آید که در زمان شلمنسر (۷۱۳–۷۲۱ پ. م) تا زمان پادشاهی آسارهادون (۶۶۳ پ. م)، پادشاهان یا فرمانروایان پارسوا، پیرو آشور بوده‌اند. پس از آن در زمان فرورتیش (۶۳۲–۶۵۵ پ. م) پادشاهی ماد به پارس چیرگی یافت و این دولت را پیرو دولت ماد نمود. سبک و روش حکومت تورج دریایی مورخ و ایرانشناس در دانشگاه کالیفرنیا، علی موسوی مدرس تاریخ در دانشگاه کالیفرنیا و خداداد رضاخانی محقق تاریخ از دانشگاه برلین در کتاب «واکاوی یک شاهنشاهی» با عنوان فرعی «گذر زمان در تاریخ‌نگاری هخامنشیان»، سبک حکومت هخامنشیان را اینگونه ذکر می‌کنند: حضور این سلسله پادشاهی بر مناطق تحت حکومت خود، حضوری خفیف و ملایم یا به بیان دیگر حداقلی بود. اول از آنجا که ایرانی‌های حاضر در امپراتوری در اقلیت بودند و دریافته بودند که تنها با مدارا می‌توانند در مناطق متنوع تحت امرشان توازن ایجاد کنند. روش مداراگرایانه (روامداری) هخامنشیان این بود که هر منطقه‎ای را آزاد می‌گذاشتند که بر مبنای فرهنگ و ساختار محلی و منطقه‌ای خود اداره شود. شیوه حکمرانی هخامنشیان بر اساس استثمار ملل تحت حاکمیت خود نبوده و از منابع این سرزمین‌ها بهره‌برداری نمی‌کرد و همچنین نمی‌خواسته همه فرهنگ‌ها را تحت یک «مرکز اجتماعی و فرهنگی و سیاسی» ادغام کنند؛ هرچند یک قدرت مرکزی برای حکمرانی همواره وجود داشت: «در نتیجه، مناطق تحت کنترل هخامنشیان، علی‌رغم همبستگی با امپراتوری، مستقیماً تحت تأثیر برنامه دولت مرکزی با اثرات دراز مدت قرار نمی‌گرفت.» ساختار امپراتوری هخامنشی مبتنی بر سلطه سیاسی یک قدرت متمرکز بود که با «بهره‌برداری از اقتصاد پیرامونی، پردازش مرکزی و توزیع منابع اقتصادی» در واقع به شکل نظام جهانی والرشتاینی قابل توضیح است.۱۸ آنتونیو پانینو، پژوهشگر ایران‌شناس درباره‌اینکه آیا نظام هخامنشی با توجه به اینکه سرزمین‌های وسیعی را شامل می‌شده، نظامی روادار بوده یا تمامیت‌خواه، اینگونه پاسخ می‌دهد: پانینو از کتاب «سیاست ارسطو» کمک می‌گیرد تا مسئله رواداری یا تمامیت‌خواهی هخامنشی را بررسی کند و می‌نویسد پادشاهی پارسیان، از نوع خودکامگی نبود، می‌توان آن را نوعی حکومت استبدادی دانست اما نه به طور کامل چون شاه بنا به قانون، قلمروهای خود را اداره می‌کرد. با رویکرد ارسطویی، حکومت هخامنشیان، آریستوکراتیک یا حکومت شایسته سالاران بود که افراد در آن به طور مورثی به قدرت می‌رسیدند. ارسطو تصور می‌کرد کوروش بزرگ مردمش را آزاد کرد و پادشاهی بود که به دلیل فضیلت شخصی، قدرت را کسب کرده بود. برخی یونانیان معتقد بودند سیستم حکومتی ایران با اینکه مردم را از ورود به قدرت بازمی‌داشت، اما به نفع عامه مردم و همگام با قانون بود. اما به نظر پانینو، رواداری در سلسله هخامنشی، از نوع انسان‌گرایی یا اومانیسم نوع غربی نبود، بلکه «رواداری پارسیان، ابزار هوشمند قدرت و حکومت‌داری بود، که به وسیله آن، تعداد معدودی از پارسیان بر عده کثیری نظارت و کنترل داشتند، عده کثیری از مردم که دارای فرهنگ، زبان، دین، و آداب متفاوت بودند.» این نوع رواداری را باید به حکومت‌داری خردمندانه تعبیر کرد. در این نوع رواداری، برخی آزادی‌ها، حقوق و امتیازات به حکومت‌داران محلی و دشمنان شکست خورده اعطا می‌شد.۱۹ مردم و خاندان‌ها هرودوت می‌گوید: پارس‌ها به شش خاندان شهری و ده‌نشین و چهار خاندان چادرنشین بخش شده‌اند. شش خاندان نخست عبارت‌اند از: پاسارگادیان، مارافیان، ماسپیان، پانتیالیان، دروسیان و گرمانیان. چهار خاندان دومی عبارت‌اند از: دایی‌ها، مردها، دروپیک‌ها و ساگارتی‌ها. از خاندان‌های نام‌برده، سه خاندان نخست بر خاندان‌های دیگر، برتری داشته‌اند و دیگران پیرو آنها بوده‌اند و پاسارگادها از همه برترند.۲۰ بر اساس بن‌مایه‌های یونانی در سرزمین کمنداندازان ساگارتی (زاکروتی، ساگرتی) (همان استان کرمانشاه کنونی) مادی‌های ساگارتی می‌زیسته‌اند که گونهٔ بابلی - یونانی شده نام خود یعنی زاگرس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان باختر فلات ایران داده‌اند. نام همین خاندان است که در پیوند خاندان‌های پارس نیز باشنده (موجود) است و خط پیوند خونی خاندان‌های ماد و پارس از سرچشمهٔ همین خاندان ساگارتی‌ها (زاکروتی، ساگرتی) است. خاندان پارس پیش از حرکت به سوی جنوب، دورانی دراز را در سرزمین‌های ماد می‌زیستند و بعدها با ناتوانی دولت ایلام، نفوذ خاندان‌های پارس به خوزستان و بخش‌های مرکزی فلات ایران گسترش یافت و رو به جنوب رفته‌اند. بر اساس نوشته‌های هرودوت، هخامنشیان از خاندان پاسارگادیان بوده‌اند که در پارس جای داشته‌اند و سر دودمان آنها هخامنش از فرزندان پرسئوس بوده‌است.۲۱ پس از نابودی دولت ایلامیان به دست آشور بنی پال، چون سرزمین ایلام ناتوان شده بود، پارسی‌ها از دشمنی‌های آشوری‌ها و مادی‌ها استفاده کرده و انزان یا انشان را گرفتند. این رخداد تاریخی در زمان چیش‌پش دوم شاه انشان پارس کیمن روی داده‌است. با توجه به بیانیه کوروش بزرگ در بابل، می‌بینیم او نسب خود را به شاه انشان پارس کیمن می‌رساند و او را شاه انزان می‌خواند. پس از مرگ چیش‌پش (شاه انشان پارس)، کشورش میان دو پسرش «آریارمنه»، پادشاه پارس و کوروش که بعدها عنوان پادشاه پارسوماش، به او داده شد، بخش گردید. چون در آن زمان کشور ماد در اوج پیشرفت بود و هووخشتره در آن فرمانروایی می‌کرد، دو کشور کوچک تازه، ناچار زیر فرمان پیروز نینوا بودند. کمبوجیه فرزند کوروش یکم، دو کشور نام‌برده را زیر فرمانروایی یگانه‌ای در آورد و پایتخت خود را از انزان به پاسارگاد منتقل کرد. کوروش بزرگ‌ترین پادشاه هخامنشی است. شاهنشاهان هخامنشی نوشتار(های) وابسته: گاه‌شمار هخامنشیان مهم‌ترین سنگ‌نوشته هخامنشی از دید تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ‌نبشته بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ‌نوشته بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش یکم را در نخستین سال‌های فرمانروایی‌اش که سخت‌ترین سال‌های پادشاهی وی نیز بود، به گونه‌ای دقیق بازگو می‌کند. این سنگ‌نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست؛ و از آن می‌توان استفاده‌های زیادی کرد. تاریخ ایران تاریخ ایران دوران باستان نیا-ایلامی ۳۲۰۰–۲۷۰۰ پ.م. عیلام ۲۷۰۰–۵۳۹ پ.م. منائیان ۸۵۰–۶۱۶ پ.م. شاهنشاهی ماد ۶۷۸–۵۵۰ پ.م. (سکاها ۶۵۲–۶۲۵ پ.م.) هخامنشیان ۵۵۰–۳۳۰ پ.م. سلوکیان ۳۱۲–۶۳ پ.م. اشکانیان ۲۴۷ پ.م.–۲۲۴ پس از میلاد ساسانیان ۲۲۴–۶۵۱ سده‌های میانه خلفای ثلاثه ۶۵۱–۶۵۶ امامان معصوم ۶۵۶–۶۶۱ امویان ۶۶۱–۷۵۰ خلافت عباسیان ۷۵۰–۱۲۵۸ زیاریان ۹۲۸–۱۰۴۳صفاریان ۸۶۷–۱۰۰۲ آل بویه ۹۳۴–۱۰۵۵سامانیان ۸۷۵–۹۹۹ غزنویان ۹۶۳–۱۱۸۶ سلجوقیان ۱۰۳۷–۱۱۹۴ خوارزمشاهیان ۱۰۷۷–۱۲۳۱ ایلخانان ۱۲۵۶–۱۳۳۵ چوپانیان ۱۳۳۵–۱۳۵۷ مظفریان ۱۳۳۵–۱۳۹۳ جلایریان ۱۳۳۶–۱۴۳۲سربداران ۱۳۳۷–۱۳۷۶ تیموریان ۱۳۷۰–۱۴۰۵ قراقویونلو ۱۴۰۶–۱۴۶۸ تیموریان ۱۴۰۵–۱۵۰۷ آق‌قویونلو ۱۴۶۸–۱۵۰۸ معاصر اولیه صفویان ۱۵۰۱–۱۷۳۶ افشاریان ۱۷۳۶–۱۷۵۰ زندیان ۱۷۵۰–۱۷۹۴افشاریان ۱۷۵۰–۱۷۹۶ قاجاریان ۱۷۹۶–۱۹۲۵ معاصر خاندان پهلوی ۱۹۲۵–۱۹۷۹ دولت موقت ایران ۱۹۷۹–۱۹۸۰ جمهوری اسلامی ۱۹۸۰–امروز نوشتارهای مرتبط نمایش این جعبه: نمایش بحث ویرایش سرستون گاو دوسر کاخ آپادانا شوش، کاخ داریوش بزرگ به درستی که با باشندگی (وجود) فراوانی بن‌مایه‌های میان‌رودانی، مصری، یونانی و لاتین نمی‌توان با تکیه بر آنها تبارشناسی درستی از خاندان هخامنشی، از هخامنش تا داریوش را به دست آورد. برای همین نوشتار سنگ‌نوشته بیستون زمان مناسبی را در اختیار تاریخ‌نگار می‌گذارد که در آن شاه شاهان، نوشته بلند خود را با تأیید دوبارهٔ خویشاوندی‌ش با خاندان شاهنشاهی پارسیان آغاز می‌کند و به آرامی پیشینیان خود را نام می‌برد: ویشتاسپ، آرشام، آریارمنه، چیش‌پش و هخامنش. این تبارشناسی به شوندهای (دلایل) گوناگون زمان‌های درازی نادرست دانسته شده بود. زیرا در این سیاهه (فهرست) نام دو نفر از شاهان هخامنشی که پیش از داریوش فرمانروایی می‌کردند، یعنی کوروش بزرگ و کمبوجیه یکم به چشم نمی‌خورد. همین جریان موجب شده‌است که مفسران سنگ‌نوشته نسبت به نوشتارهای سنگ‌نوشته داریوش با شک و دو دلی نگاه کنند و او را غاصب پادشاهی هخامنشیان بدانند که با نوشتن این سنگ‌نوشته تلاش داشته‌است برای مشروعیت بخشیدن به پادشاهی خود از نگاه آیندگان، تبارنامه‌ی خود را دست‌کاری کند. بر اساس نوشته‌های هرودوت، گل‌نوشتهٔ نبونید، پادشاه بابل، بیانیهٔ کورش بزرگ (استوانه کورش)، کتیبه بیستون داریوش یکم، و سنگ‌نوشته‌های اردشیر دوم و اردشیر سوم هخامنشی، ترتیب شاهان این دودمان تا داریوش یکم، چنین بوده‌است: (لازم به گفتن است درستی این جدول از هخامنش تا کوروش بزرگ و نیز در شاخه فرعی جای تردید است). هخامنش ۱ چیش‌پش یکم ۲ کمبوجیه یکم ۳ کورش یکم ۴ کمبوجیه یکم شاخه اصلی: ۵ کوروش بزرگ (دوم) ۶ کمبوجیه دوم (فاتح مصر) ۷بردیا ۸ کوروش سوم ۹ کمبوجیه سوم شاخه فرعی: آریارمن (فرزند هخامنش) آرشام ویشتاسپ داریوش بزرگ (یکم) با بررسی کلی همهٔ بن‌مایه‌ها می‌توان به این گونه نتیجه گرفت. در یک‌چهارم نخست سده ششم پ. م، چیش‌پش، پسر هخامنش فرمانروایی پارس را به پسر بزرگ‌ترش آریارامنه داد، در حالی که پسر کوچک‌ترش، کوروش یکم به فرمانروایی انشان گماشته شد. پس از مرگ آریارامنه، پسر وی آرشام جایگزین وی شد ولی پس از کوروش یکم، پسرش کمبوجیه یکم و پس از او نیز پسر وی کوروش دوم جانشین او شد. این رویدادها در میانهٔ سده ششم پیش از زادروز به رخ داد. در این دوران، کوروش بزرگ توانست مادها را به پیروی خود در آورد و به افتخار و ثروت دست یابد. چندی پس، کوروش بزرگ بخش‌های بزرگی از سرزمین‌های خاورمیانه را به تصرف خود در آورد. پس از او نیز کمبوجیه راه پیروزی‌های پدرش را ادامه داد و بر گستره شاهنشاهی هخامنشی افزود. پس از مرگ کمبوجیه تاج شاهنشاهی به داریوش از شاخه فرعی هخامنشی می‌رسد. آنچه به دیده راستین می‌رسد، این است که داریوش در زمان زندگی پدر و پدربزرگش (آرشام پدربزرگش یا پسرش ویشتاسب، پدر داریوش)، و با هم‌رایی آنها، پادشاهی را به دست گرفت. چرا که در زمان ساخت کاخ داریوش در شوش در آغاز فرمانروایی وی، بر اساس آگاهی‌های گل‌نوشته‌های یافته از پی ساختمان‌ها، این دو زنده بودند. کوروش بزرگ کمبوجیه بردیای دروغین (گوماته مغ) داریوش بزرگ (۵۲۲ تا ۴۸۶ پیش از میلاد) - ۳۶ سال حکومت خشایارشا (۴۸۶ تا ۴۶۶ پیش از میلاد) - ۲۰ سال حکومت اردشیر یکم (۴۶۶ تا ۴۲۳ پیش از میلاد) - ۴۳ سال حکومت خشایارشای دوم چهل و پنج روز حکومت سغدیانوس ۶ ماه حکومت داریوش دوم (۴۲۳ تا ۴۰۳ پیش از میلاد) - ۲۰ سال حکومت اردشیر دوم (۴۰۳ تا ۳۵۹ پیش از میلاد) - ۴۴ سال حکومت اردشیر سوم (۳۵۹ تا ۳۳۸ پیش از میلاد) - ۲۱ سال حکومت ارشک (شاه هخامنشی) (آرسس) (۳۳۸ تا ۳۳۶ پیش از میلاد) - ۲ سال حکومت داریوش سوم (۳۳۶ تا ۳۳۰ پیش از میلاد) - ۶ سال حکومت هخامنش شاه انشان آریارمنه * فرماندار پارس کوروش یکم * شاه انشان آرشام * فرماندار پارس کمبوجیه یکم * شاه انشان ویشتاسپ شاهزاده کوروش دوم شاه ایران داریوش یکم شاه ایران کمبوجیه دوم شاه ایران گئومات بردیای دروغین آرتیستون شاهدخت آتوسا شاهدخت خشایارشا شاه ایران اردشیر یکم شاه ایران خشایارشای دوم شاه ایران سغدیانوس شاه ایران داریوش دوم شاه ایران آرسیتس شاهزاده پروشات شاهدخت بغابوخش شاهزاده اردشیر دوم شاه ایران آمستریس شاهدخت کوروش کوچک شاهزاده کوروش چهارم شاهزاده اوستن شاهزاده اردشیر سوم شاه ایران اچا شاهزاده رودوگونه شاهزاده آپاما شاهزاده سیسیگامبیس‏ شاهدخت آرشام شاهزاده ارشک شاه ایران پروشات دوم شاهدخت اخاشتره شاهزاده داریوش سوم شاه ایران اسکندر مقدونی شاه مقدونیه و ایران استاتیرای سوم شاهدخت پادشاهی کورش بزرگ درفش هخامنشیان در زمان کوروش بزرگ با برآمدن پسر کمبوجیه، کوروش بزرگ، که به حق بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی دانسته می‌شود، تحول شگرفی رخ داد. وی در مدت تقریبأ بیست سال در طی لشکرکشی‌هایی ماد، لودیا و بابل، یعنی پادشاهی‌های پرآوازهٔ آن روز جهان و سرزمین‌های خاور پارس را فرمانبردار خویش ساخت و گسترهٔ جغرافیایی بزرگی تقریبأ به اندازهٔ خاورمیانهٔ امروزین را، از ترکیه و سواحل مدیترانه تا مرزهای هند و از استپ‌های روسیه تا اقیانوس هند، زیر سیطرهٔ خود درآورد.۲۲ هرودوت و کتزیاس، افسانه‌های باورنکردنی دربارهٔ زادن و پرورش کورش بزرگ (۵۲۹–۵۹۹ پ. م) بازگو کرده‌اند. اما آنچه از دیدگاه تاریخی پذیرفتنی است، این است که کورش پسر فرمانروای انشان، کمبوجیه اول و مادر او ماندانا، دختر ایشتوویگو پادشاه ماد می‌باشد. در سال ۵۵۳ پ. م. کوروش بزرگ، همهٔ پارس‌ها را علیه ماد برانگیخت. در جنگ بین لشکریان کوروش و ماد، چندی از سپاهیان ماد به کورش پیوستند و در نتیجه سپاه ماد شکست خورد.۲۳ پس از شکست مادها، کورش در پاسارگاد شاهنشاهی پارس را پایه‌گذاری کرد، پادشاهی او از ۵۲۹–۵۵۹ پ. م. است. کورش بزرگ که پادشاهی ماد را به دست آورد و برخی از استان‌ها را به وسیله نیروی نظامی پیرو خود ساخت، همان سیاست کشورگشایی را که هووخشتره آغاز نموده بود، ادامه داد. کورش بزرگ دارای دو هدف مهم بود: در باختر تصرف آسیای صغیر و ساحل دریای مدیترانه و همهٔ جاده‌های بزرگی که از ایران می‌گذشتند و به بندرهای آن می‌رسیدند و از سوی خاور، تأمین امنیت. در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پ. م. کورش بزرگ پادشاه ایران، بابل را شکست داد و آن سرزمین را تصرف کرد و برای نخستین بار در تاریخ جهان فرمان داد که هر کس در باورهای دینی خود و انجام آیین دینی خویش آزاد است، و بدین‌سان کورش بزرگ قانون سازگاری بین دین‌ها و باورها را پایه‌گذاری کرد و منشور حقوق بشر را بنیان نهاد. کورش به یهودیان دربند در بابل، امکان داد به سرزمین یهودیه باز گردند که شماری از آنان به ایران کوچ کردند.۲۴ گسترش کشور و سرزمین پس از آنکه تهاجم کیمیری‌های آناتولی، گردیوم پایتخت فریگیه را در سال ۶۷۶ پ. م ویران ساخت، لیدیه مهم‌ترین پادشاهی منطقه بود. سارد، پایتخت لیدیه، در حدود هفتاد کیلومتری کرانهٔ غربی ترکیه کنونی قرار داشته است. کرزوس افسانه‌ای بر لیدیه فرمان می‌راند و به سبب داشتن طلا و دادن هدیه‌های سخاوتمندانه به کاهنهٔ عبادتگاه دلفی مشهور شده بود. کرزوس پس از شنیدن پاسخ دو پهلوی دلفی که: «کرزوس پس از گذشتن از رود هالیس یک امپراتوری بزرگ را نابود خواهد کرد.» تشجیع شد که به ایرانیان حمله برد.۲۵ عمومأ، آغاز جنگ ایران ولیدیه را در سال ۵۴۷ پ. م دانسته‌اند. در جنگی که بین کورش بزرگ و کرزوس پادشاه لیدیه در گرفت، کورش در «کاپادوکیه» به کرزوس پیشنهاد کرد که پیرو پارس شود. کرزوس این پیشنهاد را نپذیرفت و جنگ بین‌شان آغاز گردید. سرانجام جنگ سختی در «پتریوم» پایتخت هیتی‌ها روی داد، در این نبرد نظم اسبان لیدیایی بر اثر بوی شترهای ایرانیان از هم گسیخت. کرزوس به سمت سارد فرار کرد و در آنجا بست نشست. کورش شهر را دوره کرد و کرزوس را دستگیر نمود. لیدیه گرفته شد و به عنوان یکی از استان‌های ایران به شمار آمد. هر چند باستانشناسان پس از هجده حفاری نتوانستند به ارگ کرزوس دست پیدا کنند، اما لایه‌های سوخته و پیکان‌های مانده از حملهٔ ایرانیان را یافتند.۲۶ کرزوس از این پس مشاور بزرگ هخامنشیان شد. پس از گرفتن لیدی، کورش متوجه شهرهای یونانی شد و از آنها نیز، تسلیم بی اما و اگر را خواست که یونانیان نپذیرفتند. در نتیجه شهرهای یونانی یکی پس از دیگری گرفته شدند. رفتار کوروش با شکست‌خوردگان در مردم آسیای صغیر اثر گذاشت.۲۷ کورش، گرفتن آسیای صغیر را به پایان رساند و سپس متوجه مرزهای خاوری شد. زرنگ، رخج، مرو و بلخ، یکی پس از دیگری در زمره استان‌های تازه درآمدند. کورش از جیحون گذر کرد و به سیحون که مرز شمال خاوری کشور بود، رسید و در آنجا شهرهایی سخت‌بنیاد، برای جلوگیری از یورش‌های مردم آسیای مرکزی ساخت. کورش در بازگشت از مرزهای خاوری، عملیاتی در درازای مرزهای باختری انجام داد. ناتوانی بابل، به واسطه بی‌کفایتی نبونید، پادشاه بابل و فشارهای مالیاتی، کورش را متوجه آنجا کرد. بابل بدون جنگ شکست خورد و پادشاه آن دستگیر شد. کورش در همان نخستین سال پادشاهی خود بر بابل، فرمانی بر اساس آزادی یهودیان از بند و بازگشت به کشور و دوباره‌سازی پرستش‌گاه خود در بیت‌المقدس پخش کرد. او دیگر بردگان را هم آزاد کرد، و به گونه‌ای برده‌داری را از میان برداشت. نام سرزمین‌های وابسته، در سنگ‌نوشته‌ای در آرامگاه داریوش که در نقش رستم می‌باشد، به تفصیل این گونه آمده‌است: ماد، خووج (خوزستان)، پرثوه (پارت)، هریوا (هرات)، باختر، سغد، خوارزم، زرنگ، آراخوزیا (رخج، افغانستان جنوبی تا قندهار)، ثته‌گوش (پنجاب)، گنداره (گندهارا) (کابل، پیشاور)، هندوش (سند)، سکاهوم ورکه (سکاهای فرای جیحون)، سگاتیگره خود (سکاهای تیزخود، فرای سیحون)، بابل، آشور، عربستان، مودرایه (مصر)، ارمینه (ارمن)، کته‌په‌توک (کاپادوکیه، بخش خاوری آسیای صغیر)، سپرد (سارد، لیدیه در باختر آسیای صغیر)، یئونه (ایونیا، یونانیان آسیای صغیر)، سکایه تردریا (سکاهای آن سوی دریا: کریمه، دانوب)، سکودر (مقدونیه)، یئونه‌تک‌برا (یونانیان سپردار: تراکیه، تراس)، پوتیه (سومالی)، کوشیا (کوش، حبشه)، مکیه (طرابلس باختر، برقه)، کرخا (کارتاژ، قرطاجنه یا کاریه در آسیای صغیر). مرگ کورش بزرگ در اثر یورش ماساژت‌ها که یک ایل ایرانی‌تبار و نیمه‌بیابان‌گرد و تیره‌ای از سکاهای آن سوی رودخانه سیردریا بودند، به شهرهای شمال شرقی ایران، مرزهای شمال خاوری شاهنشاهی ایران مورد تهدید قرار گرفت. کورش بزرگ، کمبوجیه را به عنوان شاه بابل برگزید و به جنگ رفت و در آغاز پیروزی‌هایی به دست آورد. تاریخ‌نویسان یونانی در داستان‌های خود مدعی شده‌اند که ملکه ایرانی‌تبار ماساژت‌ها، تهم‌رییش۲۸ او را به درون سرزمین خود کشاند و کورش در نبردی سخت، شکست خورد و زخم برداشت و بعد از سه روز درگذشت و این‌که پیکر وی را به پاسارگاد آوردند و به خاک سپردند. پس از مرگ کوروش بزرگ، فرزند بزرگ‌تر او کمبوجیه به شاهنشاهی رسید. امپراطوری بزرگ هخامنشیان که بنیانگذار آن کوروش بزرگ از نواده شاه انشان کیمن-کوروش یکم-کمبوجیه یکم بود در سازمان جهانی یونسکو به بزرگترین و اولین امپراطوری جهان طبق اسناد به ثبت رسیده است. البته گزنفون در کتاب خود مرگ کورش را طبیعی آن هم در پاسارگاد بیان می‌کند، همچنین تاریخ در مورد حجم این شورش اطلاعاتی به ما نمی‌دهد در ضمن باید توجه داشت که کورش در این زمان در سن بالایی قرار داشته و نیازی نبوده که پادشاه بزرگی چون کورش خود به میدان جنگ برود همان‌طور که در ۱۰ سال پایانی امپراطوری خود در هیچ جنگی حضور نداشته پس می‌توان این احتمال را در نظر گرفت که کورش سرکوبی این شورش را به یکی از سرداران خود سپرده باشد و خود به میدان جنگ نرفته باشد.۲۹ پادشاهی کمبوجیه تمدن‌های باستانی آسیای غربی میان‌رودان، سومر، اکد، آشور، بابل حتیان، هیتی‌ها، لیدیه ایلام، اورارتو، منائیان، ماد، هخامنشی امپراتوری‌ها / شهرها سومر: اوروک – اور – اریدو کیش – لاگاش – نیپور – اکد بابل – ایسین – اموری - کلدانی آشور: آسور، نینوا، نوزی، نمرود ایلامیان – شوش هوری‌ها – میتانی کاسی‌ها – اورارتو گاهشماری شاهان سومر شاهان ایلام شاهان آشور شاهان بابل شاهان ماد شاهان هخامنشی زبان خط میخی آرامی – هوری سومری – اکدی زبان مادی ایلامی اساطیر میان‌رودان انوما الیش گیل گمش – مردوخ نیبیرو جانشین کوروش بزرگ پسرش کمبوجیه بود. اگر چه کمبوجیه فرمانروایی را در سال ۵۳۰ پ. م آغاز کرد که سال نشستن او بر تخت بود، نخستین سال رسمی شاهی او مطابق با نظام تاریخگذاری ویژهٔ ایرانیان در بهار سال ۵۲۹ پ. م آغاز شد. بزرگترین دستاورد هشت سال سلطنت او فتح مصر در سال ۵۲۵ پ. م بود.۳۰ بر اساس یکی از داستان‌ها، کمبوجیه، هنگامی که قصد لشکرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه، دستور کشتن برادرش بردیا را داد. در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که به بردیا مانند بود، خود را به جای بردیا گذاشته و پادشاه خواند. بر اساس یکی دیگر از داستان‌ها، گئومات مغ با آگاهی از این که بردیا کیست، وی را کشته و سپس چون هم‌مانند بردیا بود، به تخت پادشاهی نشست. کتیبه سه زبانی خشایارشاه بر جرز غربی ایوان جنوبی کاخ تچر چگونگی مرگ کمبوجیه هنوز هم مبهم و رازآمیز است. تنها این را می‌دانیم که او در تابستان سال ۵۲۲ پ. م، در فاصلهٔ ژوئیه و اوت، درگذشته است. اما دربارهٔ مرگش گزارش‌های متفاوتی وجود دارد. بنا به کتیبهٔ داریوش اول، کمبوجیه «به مرگ خویش مرده است». این خود عبارتی گنگ و سؤال برانگیز است و روشن نیست که او به مرگ طبیعی درگذشته یا آنکه خود خویشتن را از پای درآورده است. بنا به نوشته‌های هرودوت و کتزیاس او به طور تصادفی بر ران خود زخمی وارد آورد و از آن زخم مرد.۳۱ کمبوجیه در بازگشت از مصر مرد؛ ولی برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه خویشاوندان می‌دانند اما روشن است که وی در راه بازگشت از مصر مرده‌است ولی شوند (دلیل) آن تا کنون ناگفته به جای مانده‌است. پس از مرگ کمبوجیه کسی وارث پادشاهی هخامنشیان نبود. بر اساس گفته‌ای کوروش بزرگ، در بستر مرگ، بردیا را به فرماندهی استان‌های خاوری شاهنشاهی ایران گماشت. کمبوجیه دوم، پیش از رفتن به مصر، از آنجا که از احتمال شورش برادرش می‌ترسید، دستور کشتن بردیا را داد. مردم از کشته شدن او خبر نداشتند و در سال ۵۲۲ پ. م. شخصی به نام گوماته مغ خود را به دروغ بردیا و شاه ایران نامید. چون مردم بردیا دوست داشتند و به پادشاهی او راضی بودند و از سویی هیچ‌کس از راز کشتن بردیا آگاه نبود، دل از پادشاهی کمبوجیه برداشتند و پادشاهی بردیا (گئوماتا) را با جان و دل پذیره شدند و این همان خبرهایی بود که در سوریه به گوش کمبوجیه رسید و سبب خودکشی او شد. برخی از تاریخ‌نگاران نیز، کشته شدن بردیا را کار گئومات می‌دانند. در نوشتارهای تاریخی از وی به عنوان بردیای دروغین یاد شده‌است. در کتیبه بیستون نزدیک کرمانشاه، گوماته‌ی مغ زیر پای داریوش بزرگ نشان داده شده‌است. داریوش شاه که از سوی کورش بزرگ به فرمانداری مصر برگزیده شده بود، پس از دریافتن این رخداد به ایران می‌آید و بردیای دروغین را از پای درآورده، به تخت می‌نشیند. کارهای گوماته مغ سبب سؤظن درباریان هخامنشی شد که سرکردهٔ آنان داریوش، پسر ویشتاسب هخامنشی بود. هفت تن از بزرگان ایران که داریوش بزرگ نیز در شمار آنان بود، توسط یکی از زنان حرم‌سرای گئوماتا که دختر یکی از هفت سردار بزرگ ایران و موفق به دیدن گوش‌های بریده او شده بود، پرده از کارش برکشیدند و روزی به کاخ شاهی رفتند و نقاب از چهره‌اش برگرفتند و با این خیانت بزرگ، او، برادرش و دوستان او را که به دربار راه یافته بودند، نابود کردند و به فرمانروایی هفت‌ماهه او پایان بخشیدند. پادشاهی داریوش بزرگ سنگ‌نبشته بیستون در کرمانشاه مهمترین متن تاریخی در دوران هخامنشیان کتیبه داریوش بزرگ در کاخ آپادانای شوش کتیبه سه زبانه خشایارشا در ترکیه داریوش بزرگ (داریوش یکم) (۵۴۹–۴۸۶ پ. م) سومین پادشاه هخامنشی (پادشاهی از ۵۲۱ تا ۴۸۶ پ. م). فرزند ویشتاسپ (گشتاسپ) بود. ویشتاسپ، فرزند آرشام و آرشام پسر آریارمنا بود. ویشتاسپ پدر او در زمان کورش، ساتراپ (استان‌دار) پارس بود. داریوش در آغاز پادشاهی با دردسرهای بسیاری روبرو شد. دوری کمبوجیه از ایران چهار سال به درازا کشیده بود. گئومات مغ هفت ماه خود را به عنوان بردیا، برادر کمبوجیه بر تخت نشانده و بی‌نظمی و هرج و مرج را در کشور گسترش داده بود. در بخش‌های دیگر کشور هم کسان دیگر به دعوی این که از دودمان شاهان پیشین هستند، پرچم استقلال برافراشته بودند. گفتاری که از زبان داریوش در کتیبه بیستون از این رویدادها آمده، جالب است و سرانجام همه به کام او پایان یافت. داریوش این پیروزی‌ها را در همه جا نتیجهٔ خواست اهورامزدا می‌داند، می‌گوید: «هرچه کردم به هر گونه، به خواست اهورامزدا بود. از زمانی که شاه شدم، نوزده جنگ کردم. به خواست اهورامزدا لشکرشان را درهم شکستم و ۹ شاه را گرفتم... سرزمین‌هایی که شوریدند، دروغ آن‌ها را شوراند. زیرا به مردم دروغ گفتند. پس از آن اهورامزدا این کسان را به دست من داد و با آن‌ها چنان‌که می‌خواستم، رفتار کردم. ای آن که پس از این شاه خواهی بود، با تمام نیرو از دروغ بپرهیز. اگر اندیشه کنی: چه کنم تا کشور من سالم بماند، دروغگو را نابود کن...». پزشکی به نام دموک دس که در دستگاه اری‌تس بود و دربند به زندان داریوش افتاده بود، هنگامی که زخم پستان آتوسا دختر کورش و زن داریوش را درمان می‌کرد، او را واداشت که داریوش را به لشکرکشی به سرزمین یونان ترغیب کند. باید خاطرنشان ساخت که این پزشک، یونانی بود و داریوش او را از بازگشت به کشورش محروم کرده بود. دموک‌دس به ملکه گفته بود که خود او را به‌عنوان راهنمای گرفتن یونان به داریوش بشناساند و بگوید که شاه با داشتن چنین راهنمایی، به خوبی می‌تواند بر یونان چیره شود. این پزشک یونانی خود را به همراه گروهی از پارسیان به یونان رساند و در آن جا به خلاف خواستهٔ داریوش، در شهر کرتن که میهن راستین او بود، ماند و دیگر به ایران نیامد و گروه پارسی که برای آشنا شدن با روزگار یونان و فراهم کردن زمینهٔ گرفتن آن دیار رفته بود، بی‌نتیجه به میهن بازگشت. داریوش پس از فرو نشاندن شورش‌های درونی و سرکوبی شورشیان، دستگاه‌های کشوری و دیوانی منظمی درست کرد که براساس آن همهٔ کشورها و استان‌های پیرو شاهنشاهی او بتوانند با یکدیگر و با مرکز شاهنشاهی مربوط و از دیدگاه سازمان اداری هماهنگ باشند. لشکرکشی داریوش به اروپا: در زمان‌های گوناگون تاریخی ایل‌های آریایی سکاها در بخش‌های گوناگون سرزمین پهناوری که از ترکستان تا کنارهٔ دانوب، در مرکز اروپا امتداد داشت، جای گرفته بودند. به طور کلی از دید شهرنشینی در پایهٔ پایینی بوده‌اند. هرودت در گفتار یورش داریوش به سکاییه نوشته‌است که سکاها از جنگ با او دوری کردند و به درون سرزمین خود پس کشیدند و چون بیابان پهناوری در پیش پای آنها بود، آن قدر داریوش را به‌دنبال خود کشیدند که او از ترس پایان خوراک بر آن شد به ایران برگردد. اما با اینکه در این یورش، پیروزی شاهانه‌ای به دست نیاورد، سکاها را برای همیشه از یورش به ایران و ایجاد دردسر برای مردم شمال این آب و خاک منصرف ساخت. گرفتن هند: داریوش متوجه پنجاب و سند شد. در سال ۵۱۲ پ. م. ایرانیان از رود سند گذشتند و بخشی از سرزمین هند را گرفتند. داریوش فرمان داد تا کشتی‌هایی بسازند و از راه دریای عمان به پنجاب و سند بروند. این دو سرزمین زرخیز و پرثروت برای ایران آن روز بسیار مهم بود. این چیرگی پارسیان در تاریخ هند، آغاز دوران تازه‌ای گردید و سرنوشت هند را دگرگون ساخت. داریوش جانشین خود را برگزید و هنگامی که آخرین زمینه چینی‌های خود را برای جنگ مصر و یونان می‌دید پس از ۳۶ سال پادشاهی درگذشت. این رویداد در سال ۴۸۶ پ. م. بوده‌است. آرامگاه داریوش یکم در چهار هزار و پانصد متری پارسه، در نقش رستم است. در زمان او مرزهای سرزمین‌های شاهنشاهی ایران از یک سو به چین و از سوی دیگر به درون اروپا و آفریقا می‌رسید. وضع اجتماعی و اقتصادی در دوره هخامنشی اقتصاد هخامنشیان با توجه به موقعیت جغرافیایی آنها و کمبود آب در ایران بیشتر بر پایهٔ اقتصاد تجاری بود. سرزمین هخامنشیان به عنوان واسطه کالاهای ترانزیتی بین سه قارهٔ آسیا، اروپا و آفریقا عمل می‌نمود و از این راه درآمد سرشاری نصیب شاهنشاهان هخامنشی می‌شد. در دورهٔ هخامنشیان تجارت اهمیت به سزایی دشت. جنبهٔ محلی تجارت عبارت بود از مبادلهٔ کالا بین مردم ده نشین و کوچ نشین. ضمنأ بین ایالات مترقی حکومت و کشورهای همسایه نیز تجارت اشیای زینتی و همچنین منسوجات و بعضی از فراورده‌های کشاورزی، از قبیل غلات و خرما رواج داشت. این تجارت در شاهراه‌های بزرگی که در جهات متفاوت کشور با یکدیگر تقاطع داشتند انجام می‌شد.۳۲ در عهد هخامنشی نخستین قدم‌ها در تنظیم اقتصاد ملی برداشته شد. دولت مالیاتی وضع کرد که از املاک، مزارع، باغ‌ها، احشام و معادن گرفته می‌شد. نوعی مالیات متعلق به زمین وجود داشت که کاملأ شبیه مالیات بر مصنوعات صنعتی بود. عوارضی بر رصیف‌های بنادر وضع کرده بودند. مالیاتی که توسط عمال جمع‌آوری می‌شد، در صندوق ایالات گرد می‌آمد و سپس به خزانه ارسال می‌شد. از زمان ایجاد شاهنشاهی هخامنشی، جهان در عصر اقتصادی مساعدی قدم گذاشته بود. روابط تجارتی بین نواحی که سابقاً وجود نداشته – مثلاً بین بابل و یونان- ایجاد شد و توسعه یافت. بر اثر احتیاج به محصول، نرخ منافع (بهره)، مانند بهای جنس افزوده شد، به استثنای اجناسی که حمل آنها مشکل بود مانند گاو، به عکس بهای زمین در ایران و یونان پائین آمد.۳۳ در زمینه مناسبات ارضی اسناد موجود نشان می‌دهند که نظام مالیاتی براساس مسّاحی دقیق زمین‌ها تعیین می‌شد و به نسبت پر آبی و کم آبی منطقه و حاصل‌خیزی زمین، تغییر می‌کرد. چنان‌که متذکر شدیم، آبیاری مصنوعی چه به وسیله ایجاد قنات‌ها یا بستن آب‌بندها- و به اصطلاح امروز سدها- در بالا بردن سطح درآمد کشاورزان به ویژه دولت اهمیت داشت. مالکان زمین‌ها، اگر صاحبان قنات‌ها نبودند می‌توانستند با دادن آب‌بها از آن استفاده کنند و در مواقع کم بارانی و پائین رفتن سفرهٔ آب‌های زیرزمینی و در نتیجه کم شدن آب قنات‌ها و حتی خشک شدن موقتی آنها، از میزان مالیات زمین کاسته می‌شد. در سراسر متصرفات آسیایی هخامنشیان سد و قنات دو عامل عمده کشاورزی بود که اولی، یعنی سدها را، جز در مناطق کنار رودخانه‌های کوچک محلی، دولت می‌ساخت و در اختیار داشت و احتمال دارد که در دوره مورد بحث ما کمک‌هایی نیز به کشاورزان در جهت ایجاد قنوات و آب‌بندهای محلی صورت می‌گرفت. در همه ممالک به کارهای عام‌المنفعه- که استعداد تولیدی را افزون می‌کرد- اقدام نمودند. حفر قنوات زیرزمینی، که در ایران و بعضی نواحی کم آب دارای اهمیت اساسی است، کاری است که در زمان شاهان هخامنشی تحقق یافت. باید قبول کرد که در آن زمان، در شاهنشاهی هخامنشی به خشک کردن باتلاق‌ها می‌پرداختند، زیرا یونانیان این کار را در همان عصر انجام می‌دادند. کشاورزی توسعه یافت، و بر اثر جنگها، خارجیان نباتات سودمند و ایران را شناختند و در کشور خود کاشتند. در درجه اول آنها اسپست قرار داشت که به وفور در دره‌های ماد به عمل می‌آمد، و خوراک عالی اسبان به شمار می‌رفت. جنگهای مادی آن را برای تغذیه سواره نظام پارس به یونان برد، و مردم آن کشور کاشت آنرا اقتباس کردند. در نتیجه همان جنگها خروس، کبوتر سفید و طاوس- که بومی آسیا هستند- به اروپا حمل شدند.۳۴ کورش در دوران زمامداری خود، از سیاست اقتصادی و اجتماعی عاقلانه‌ای که کمابیش بر اساس خواسته‌های کشورهای وابسته بود، پیروی می‌کرد او تمامی زمین‌های قابل کشت را دقیقأ مساحی نمود و در اختیار مردمان تهیدست قرار داد، حفر قنوات زیرزمینی نیز از دیگر اقدامات اساسی او و جانشینانش بود.۳۵ از این سخن او که می‌گوید: «رفتار پادشاه با رفتار شبان تفاوت ندارد، چنان‌که شبان نمی‌تواند از گله‌اش بیش از آنچه به آنها خدمت می‌کند، بردارد. همچنان پادشاه از شهرها و مردم همان‌قدر می‌تواند استفاده کند که آنها را خوشبخت می‌دارد.» و نیز از رفتار و سیاست همگانی او، به خوبی پیداست که وی تحکیم و تثبیت پادشاهی خود را در تأمین خوشبختی مردم می‌دانست و کمتر به دنبال زراندوزی و تحمیل مالیات بر کشورهای وابستهٔ خود بود. او در دوران کشورگشایی نه تنها از کشتن و کشتارهای وحشتناک خودداری کرد بلکه به باورهای مردم احترام گذاشت و آنچه را که از کشورهای شکست‌خورده ربوده بودند، پس داد. «بر اساس تورات، پنج هزار و چهار سد ظرف طلا و سیم را به بنی‌اسراییل می‌بخشد، پرستش‌گاه‌های مردم شکست‌خورده را می‌سازد و می‌آراید.» و به گفتهٔ گزنفون، رفتار او به گونه‌ای بوده که «همه می‌خواستند جز خواستهٔ او چیزی بر آنها حکومت نکند.» کمبوجیه با آنکه از کیاست کورش بهره‌ای نداشت و از سیاست آزادهٔ وی پیروی نمی‌کرد، در دوران توانمندی خود به گرفتن مالیات از مردم شکست‌خورده نپرداخت، بلکه مانند کورش بزرگ به گرفتن هدیه‌هایی چند قانع بود.۳۶ اما از دورهٔ خشایارشا به بعد به واسطهٔ عدم لیاقت شاهنشاهان هخامنشی وضع اقتصادی هخامنشیان دچار رکود شد و مالیات بومیان ساکن ایران را خرد می کردفزونی پی در پی خراج و آزمندی مأموران هخامنشی که دو عامل برجسته بودند، مانع پیشرفت و گسترش کشاورزی و آبیاری، داد و ستد و بازرگانی و تولید فراورده‌های دست ساخته می‌شد که همه از ویژگی‌های روزگار آغازین و پر آرامش شاهنشاهی هخامنشی از دورهٔ کورش تا خشایارشا بودند و مایهٔ رونق و بهره جویی بسیاری از مردم می‌شدند.۳۷۳۸ طبقات اجتماعی به سبب فقدان منابع سودمند، مطالعهٔ طبقات اجتماعی در ایران باستان بسیار دشوار است. بلند پایگان بزرگ شاهنشاهی، مانند ساتراپ‌ها، اعضای شورای شاهنشاهی، اعضای دیوان عالی کشور و به ویژه سرداران، متعلق به طبقهٔ شاه بودند. اسناد، به ویژه الواح خزانهٔ دربار تخت جمشید، در زیر این طبقهٔ حاکم سه طبقهٔ اجتماعی را از هم متمایز می‌کند.۳۹ ۱- نخستین طبقهٔ پارسیان یا به طور کلی ایرانیان بودند که به ایلامی Shalup گفته می‌شدند. هالک این واژه را gentlemen ترجمه کرده است. چون ظاهرأ شمار این‌ها زیاد بود، بهترین معادل این اصطلاح آزادان» است یا شاید «شهروندان کامل». در هر حال این طبقه در درون خود لایه‌های گوناگونی داشت. ۲- در اواح خزانه برای طبقهٔ دوم نه یک واژهٔ ایلامی که یک واژهٔ فارسی باستان به کار رفته است، یعنی gardhya که لفظأ به معنای «خانگیان» یا «چاکران» است. در بسیاری موارد این لفظ به معنای «کارگر» است و در اسناد مذکور به هزاران کارگر در دربار اطلاق می‌شود؛ به خصوص بر کارگران نیمه آزاد یا موظفان اجباری. آن‌ها را باید از نظر اجتماعی «نیمه آزادان» نامید. آن‌ها معمولأ برای مدتی به کار اجباری فراخوانده می‌شدند. این نکته را داندامایف به استناد اسناد بابلی نشان داده است. ۳- طبقهٔ سوم که در اسناد با کلمهٔ اسلامی Libap نشان داده شده است خادم‌ها بودند. شمار اینان به مراتب کمتر از آزادان و نیمه آزادان بود. جیرهٔ غذایی این دسته در واقع دو سوم جیرهٔ معمول یک کارگر سادهٔ نیمه آزاد بوده است. دربار بردگان بسیار کمی در اختیار داشت و بردهٔ زن اصلأ. در اسناد مختلف در برابر هر صد نفر کارگر زن یا مرد تنها به یک برده بر می‌خوریم. در اصل بردگان همان جایگاه اجتماعی را داشتند که اسیران جنگی. اما آنچنان که پیداست، ناظران پارسی «برده دار» نبوده‌اند. بیش تر می‌شود چنین استنباط کرد که برای رسیدن به بازده بیشتر از شیوهٔ پرداخت جیرهٔ بیشتر استفاده می‌شد که در ظاهر نتیجهٔ آن هم مطلوب بوده است.۴۰ اوزان و مقادیر هنگامی که پارس‌ها در حدود سال ۷۰۰ پیش از میلاد به انزان آمدند، اوزان و مقدیر ایلامیان بومی را گرفتند، که این‌ها بیشتر آن را از بین‌النهرین به ارث برده بودند. پارس‌ها به اوزان و مقادیر ایلامی‌ها نامی پارسی دادند و واحدهای تازه‌ای به آن افزودند. سپس داریوش آن‌ها را تبدیل به معیارهای هخامنشی کرد. از ادارهٔ اوزان و مقادیر داریوش چند وزنه از دیوریت سبز بر جای مانده است.۴۱ اطلاعات مربوط به وزن، بر همهٔ وزنه‌ها در سطر اول می‌آید و مربوط می‌شود به واحد پارسی، کرشَه، که در واقع به معنی وزن است. کرشَه به وزن ۸۳ و یک سوم گرم در سراسر فرمانروایی تا به مصر رواج داشت. کرشَه برابر با ده شِکِل (۸ و یک سوم گرم) بابلی بود. بزرگترین واحد، تالان، برابر با ۶۰ مینه یا پوند (۱/۳۰ کیلوگرم) بود. اصطلاح پارسی آن بر جای نمانده است. پارس‌ها برای اندازه‌گیری طول از ذراع ایلامی استفاده می‌کردند که به فارسی باستان اَرَشنیش (فارسی جدید اَرَش) خوانده می‌شد و با واژه روسی arshinهم خانواده است. فریدریش کرفتر این واحد اندازه‌گیری را بر پایهٔ اندازه‌های کاخ‌های تخت جمشید دقیقأ ۳۶/۵۱ سانتی‌متر محاسبه کرده است. با این همه، پارس‌ها یک واحد اندازه‌گیری خودی نیز پدیدآوردند که آرش شاهی نامیده می‌شد و احتمالأ به داریوش باز می‌گردد. آرش شاهی دو پا طول داشت، یعنی ۴۸/۶۸ سانتی‌متر.۴۲ پیمانه (کِیل) در زندگی اقتصادی هخامنشی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود، چون در آن روزگار بیش تر مواد خوراکی را به جای وزن کردن، اندازه می‌گرفتند. پیمانهٔ پایه، پیمانهٔ بسیار کهن بین‌النهرینی قَه بود، که تورو-دانژَن ۹۷/۰ لیتر محاسبه کرده است. واژهٔ فارسی باستان برای آن دَثویَه به معنی یک دهم بود. یعنی یک دهم پیمانهٔ ایرانی گریوَه (جریب) که معادل بار بین‌النهرینی و ایلامی بود؛ یعنی ۷/۹ لیتر. پیمانه‌ای که یونانیان ارتابه می‌نامند اختراعی پارسی است. در فارسی باستان به آن ردبهَه می‌گویند که لفظأ به معنای کشیده و راست است و ظاهرأ منظور از آن یک کیل یهودی بوده است. ارتبه ۳۰ پیمانه بود، برابر با ۱/۲۹ لیتر. در مصر این پیمانه با نام اِردَب یک قرن بعد هم بدون دگرگونی بر جای بود. پیمانه پایهٔ ۹۷/۰ لیتری برای مایعات نیز به کار می‌رفت. ده پیمانه، یعنی۷/۹ لیتر، یک کوزه بود. پارس‌ها برای کوزه واژهٔ بازیش را به کار می‌بردند، که باج هم‌معنی می‌دهد.۴۳ ظاهرأ در روزگاران کهن مالیات را در کوزه‌ها یی به نام «مَریس» جمع می‌کرده‌اند. با این همه «مَریس» - نام ایلامی واژه کوزه- در بین پارس‌ها چنان مرسوم بود که حتی به صورت وام واژه وارد زبان فارسی باستان شد. واژهٔ ایلامی «مَریس» به واسطهٔ پارس‌ها به زبان یونانی راه یافت.۴۴ کشاورزی پارسیان باستان به پیروی از دین زرتشت، کوشش در کاشت مزارع را وظیفه‌ای می‌دانستند در قبال اهورامزدا. در اوستا -کتاب مقدس زرتشتیان- می‌خوانیم که یک اصل زندگی پرهیزگاران کشت غلات است. با این کار «نظم درست» می‌بالد و از فرمانروایی اهریمن بدخواه کاسته می‌شود. این عقیده به خود پیامبر ایران باستان، زرتشت، باز می‌گردد. امشاسپند آرمیتی در آموزهٔ زرتشت موکِل بر شکوفایی زمین بود و از همین رو عجیب نیست که «نیمه مشرکان» بعدی از سپنتا آرمیتی، مراقبهٔ مقدس، ایزد بانوی باروری ساختند، که حتی به صورت سپَندَرَمِت (Spandaramet) به میان ارمنیان راه یافت.۴۵ نگرش مسرت بار به کشت و زرع در میان همهٔ پارسیان جاری بود و در برابر هنر جنگ نیز عرض اندام می‌کرد. مثلأ هنگامی که اسکندر وارد آسیای صغیر شد، مِمنون (memnon)، فرمانده مزدوران یونانی، به فرماندهان پارسی پیشنهاد کرد که اصل زمین سوخته را به کار گیرند. این کار پیشروی اسکندر را دشوار می‌کرد و کمبود مواد غذایی او را ناگزیر از بازگشت می‌ساخت. در شورای جنگی، رشیتَه (Rashita)، ساتراپ فروگیه، گفت که به هیچ وجه زیر بار چنین کاری نمی‌رود و باقی فرماندهان پارسی نیز از او پیروی کردند. قانونی به ویژه به پارسیان اجازه می‌داد در صورتی که زمین بایری را آباد کنند، تا پنج نسل می‌توانند بدون پرداخت مالیات از آن بهره گیرند.۴۶ ارتباط تنگاتنگ پارسیان باستان با کشاورزی در تقویمشان نیز منعکس شده است. هنینگ به درستی پی برده که نام‌های این تقویم همه با کشاورزی مربوطند. البته چنین تقویم ایلامی بود و ایلامیان نیز به نوبهٔ خود آن را از بابلی‌ها گرفته بودند، اما نام ماه‌ها پارسی است و از ایلامی یا حتی بابلی ترجمه نشده‌اند. شاید برخی از این نام‌ها مربوط به دورهٔ پیش از جابه جایی و کوچ پارس‌ها به ایران باشد. می‌دانیم که سال، مانند امروز، با آغاز بهار شروع می‌شد. معنی نخستین ماه پارسی هنوز مورد بحث است. پیش تر این ماه را، بنا به نظر یوستی، ماه «کندن قنات» می‌دانستند، یعنی ماهی که در آن قنات‌ها را لایروبی می‌کردند. اما احتمالأ حق با امریک است که این ماه را ماه «بذر» می‌داند. بعد نوبت به ماه‌های «بهار کامل»، «سیرچینی»، «پایهٔ گرما»، «مالیات محصول»، «خاربندی» (ماهی که در بیابان‌ها خارشتر خشک برای سوخت جمع‌آوری می‌شود)، «هرس باغ»، «شکار گرگ» و «تکریم اجاق» (ماهی که در ان پارسیان با فراغ خاطر در پیرامون اجاق جمع می‌شدند) می‌رسید. معنای اصطلاح فارسی باستان برای ماه دی با قطعیت روشن نشده است. ظاهرأ این ماه را ماه «بدنام» می‌نامیدند. ماه بهمن قطعأ ماه «دهشتناک» و اسفند ماه «شخم زنی» است.۴۷ جو را بیش از غلات دیگر می‌کاشتند؛ بعد گندم و بسیار کم‌تر از آن ارزن. در هر حال به کمک الواح ایلامی خزانهٔ دربار، می‌توان با اطمینان از میزان محصول خود پارس آگاه شد. بسته به بارندگی برداشت محصول از زمین‌های دیمی سه تا ده برابر بذر بوده است و از زمین‌های آبی پنج تا بیست برابر.۴۸ نظام اداری شاهنشاهی هخامنشی نظام اداری اهنشاهی هخامنشی از کوروش بزرگ آغاز شد، اما سامان دهی آن به بهترین وجه کار داریوش یکم بود. هنگامی که داریوش یکم در سال ۵۲۵ پ. م به قدرت رسید، ۲۳ ساتراپی یا سرزمین متعلق به شاهنشاهی را، که پارس هم جزو آن بود از کمبوجیه به ارث برد. با این که او در طول شهریاری خود چند ساتراپی را به آن‌ها افزود (سند، تراکیا، مقدونیه، سکاهای شمال دریای سیاه) در نبشته‌ای خود، جز پارس، از ۲۵ و گاه ۲۹ قوم شاهنشاهی خود نام می‌برد. خشایارشا جز پارس از ۳۱ سرزمین شانشاهی نام می‌برد. به این ترتیب شمار و گسترهٔ ساتراپی‌ها ثابت و نامتغیر نبودند. بستگی به میل شاهنشاه داشت که دو ساتراپی را در هم ادغام کند یا از یک ساتراپی دو تا بسازد.۴۹ بر پارس که سرزمین اصلی شاهنشاهی بود، خود شاه شخصأ فرمان می‌راند. در رأس هر یک از دیگر سرزمین‌های شاهنشاهی یک ساتراپ قرار داشت. این واژه از یونانی به ما رسیده است. به خشَثرَپای مادی بر می‌گردد. ساتراپ‌ها بیرون از دربار بالاترین مقام را داشتند و بدون واسطه زیر نظر شاهنشاه بودند. ساتراپ‌ها حق استفاده از مُهر شاهی را داشتند. شاهنشاهان برای آن که از وفاداری ساتراپ‌ها خاطر جمع شوند، مصلحت را در این می‌دیدند تا آنجا که ممکن است خویشان خود را به این مقام بگمارند.۵۰ هر ساتراپی به چندین ساتراپی فرعی یا «حکمرانی» تقسیم می‌شد. بنا بر کتاب استر، در زمان خشایارشا شاهنشاهی هخامنشی از هند تا حبشه ۱۲۷ حکمران محلی داشته است. به این ترتیب به ساتراپی به طور متوسط چهار یا پنج حکمرانی می‌رسید. برای نمونه ساتراپی سوریه عبارت بود از حکمرانی‌های آشور، فینقیه، سامرا، یهودا و قبرس. عنوان این حکمران به فارسی باستان فرَتَرَکَه بود. هر حکمرانی به هفت بخش تقسیم می‌شد که در رأس هر یک از آنان بخشدار قرار داشت، تحت‌اللفظی «یک هفتم دار».۵۱ چند سنگ نبشتهٔ هیروگلیف از وادی حمامات، جایی که از آنجا معماران مصری سنگ‌های ساختمانی مورد نیازشان را می‌آوردند، بر حسب تصادف، سندی در اثبات فوق العادهٔ نظام اداری هخامنشیان در اختیار ما می‌گذارند. به واسطه این سنگ نبشته‌ها در می‌یابیم که کسی به نام اَثیاوَهیاه در زمان کمبوجیه، داریوش و خشایارشا، یعنی ۵۱ سال، بخشدار قُبط (کَفت امروزی در مصر وسطا) بوده است. برادر کوچکتر او اَریاورَتَه از سال ۴۷۶ پ. م قائم مقام او بوده و سه سال بعد جانشینش شده است. او در مقام بخشدار قُبط تا هفدهمین سال شهریاری اردشیر اول (۴۹۹ پ. م۹ نیز یک هفتم دار بوده است. یعنی دست کم ۲۷ سال تمام.۵۲ نیروی نظامی ایرانیان باستان، خاصه هخامنشیان، در کار سپاه دستاوردهای بزرگی داشته‌اند، وگرنه هرگز نمی‌توانستند نخستین فرمانروایی جهانی تاریخ را بر پا کنند و دو سده تمام از آن پاسداری نمایند. تقسیمات سپاه از دستاوردهای ویژهٔ پارس‌ها در زمینهٔ نظامی، تقسیم نیروهای رزمنده به روش ده دهی است. کوچکترین واحد، دسته یا گروه ده نفری بود. ده دسته، یک «واحد صد نفره» یا گروهان را درست می‌کرد. ده گروهان، یک «واحد هزار نفره» یا هنگ را تشکیل می‌داد و ده هنگ نیز یک «واحد ده هزار نفره» یا لشکر را. فرمانده گروه ده نفری، گروه صد نفری، گروه هزار نفری و گروه ده هزار نفری خوانده می‌شد. تقریبأ معادل گروهبان، سروان، سرهنگ و سرلشکر امروزی.۵۳ گارد هخامنشیان از زمان کوروش بزرگ هخامنشیان صاحب سپاه ثابتی بوده‌اند به نام «جاودانان» که متشکل از ده هزار نفر بوده است. این گارد از این رو جاویدان نامیده می‌شد که در صورت بیماری، زخمی شدن و یا مرگ یکی از اعضاء بی درنگ کسی از ذخیره‌ها جای او را می‌گرفت. افراد گارد ده هزار نفری جاویدان و هنگ گارد سواره تشکیل نخبگان سپاه هخامنشی را می‌دادند. گروه هزار نفریِ نخست، یعنی هنگی که نیزه‌هایش به انار زرین ختم می شدد، «هنگ محافظان» بود. این‌ها همه پارسی ودند و بسیار مشهور و هراس انگیز. محافظت از شاهنشاه به هنگ محافظ سپرده شده بود و از این رو به هنگام نبرد، درست در جلو و کنار فرمانروا قرار می‌گرفتند. به هنگام بار در دربار نیز افراد این گارد نزدیک تر از دیگر سپاهیان به شاه می‌ایستادند؛ چون پاسداری از شاه وظیفهٔ اصلی آن‌ها بود، فقط هنگی که قبضهٔ نیزه هایشان زرین بود مجهز به سپر بودند. در عوض باید از تیر و کمان و ترکش صرف نظر می‌کردند، اما دشنهٔ کوتاه ایلامی داشتند.۵۴ یونگِه با تکیه بر بررسی‌های یوستی و مارکوارت فرمانده گارد هخامنشیان، که یونانیان Chiliarchos (فارسی باستان: هزار پَتیش) می‌نامیدند را بزرگترین مقام شاهنشاهی هخامنشی و همچنین ریاست کل دیوان اداری و درباری هخامنشی دانسته است. اما والتر هینتس این نظریه را رد می‌کند. رئیس تشریفات از نظر نظامی تقریبأ مقام یک ده هزار پد را داشته است، اما او زیر نظر فرمانده گارد ویژه (هزار پَتیش) انجام وظیفه می‌کرده است. او بر بقیهٔ نه هزار نفر افراد گارد (با نیزه‌های دسته نقره‌ای) فرمان می‌رانده است.۵۵ فرمانده هنگ محافظ شاه، هم‌زمان فرمانده گارد ده هزار نفری جاویدان هم بود. احتمالأ او مافوق فرمانده گارد سوار نیز بوده است. او از قدرتمندترین شخصیت‌های شاهنشاهی به شمار می‌آمد و در اواخر عهد هخامنشی رسمأ «نایب السلطنه شاه» بود و به فارسی باستان «حاکم دوم» نامیده می‌شد.۵۶ هنر هخامنشی نخستین کانون امپراتوری هخامنشی در پاسارگاد است. آنچه که بعدها از شوش به مجموعه معماری هخامنشی راه پیدا کرد در قالب یک کاخ بزرگ بود با دیوارهای منقوش به حیوانات اساطیری و نگهبانان، که با خود هنر بین‌الملل آن دوره را هم به ارمغان آورد. در دوره هخامنشی شاهد ترکیب عناصر فراوانی از هنر ایرانی، آشوری، مصری، یونانی و سکایی هستیم.۵۷ پارس‌ها بر خلاف یونانیان، پیش از آنکه به تندیس سازی علاقه داشته باشند، شیفتهٔ نگاره‌های مسطح بودند. ممکن است یک علت آن از میان رفتن تندیس‌ها و کمبود کشفیات باشد. چون می‌دانیم که سپاهیان اسکندر هنگام تسخیر تخت جمشید تندیسی از خشایارشا را بر زمین افکنده بودند. دستاورد اصلی و بزرگ پارس‌ها در زمینهٔ پیکر تراشی، نگاره‌های مسطح بوده است. در اینجا نیز پای میراثی ایلامی در کار است. اما این بار نیز پارس‌ها از روی الگوی بیگانه هنری کاملأ مستقل پدید آوردند که با دیگر هنرها اشتباه نمی‌شود.۵۸ ظرف‌های سیمین و زرین ایران باستان در دوره هخامنشیان بی نظیرند. در میان ظرف‌های فلزی هخامنشیان به وفور به دسته‌های زینتی پر نقش و نگاری بر می‌خوریم به شکل قوچ کوهی. این نماد خورنه هستند. در تصویرهای تخت جمشید به عطردان‌های رخامی، عود سوزهای زرین، سطل زرین کندر، و حوله‌های ظریف کتان در دست جامه دار و خواجگان شاهنشاه بر می‌خوریم. در زمان هخامنشیان حتی قالی بافی هم ارج و قرب بسیار داشت.۵۹ موسیقی به طوری که از منابع متأخر بر می‌آید، موسیقی در پارس باستان هنری ظریف و به کمال بود، و قواعد آن از نظر دقت قابل قیاس است با «کُنترپوان» غربی. ظاهرأ رایج‌ترین ساز در دربار چنگ بوده است. شواهد دیگری نیز مبنی بر استفاده از رباب، بربط، تنبور، قانون، نی و نیز دف و دهل موجود است. در دوره هخامنشیان به استادان موسیقی در دربار احترام بسیار گذاشته می‌شد. به طوری که اینان در میان ملازمان دربار از بلند پایگان بودند. خوانندگان و نوازندگان به سه طبقه تقسیم می‌شدند. هیچ خواننده‌ای نمی‌توانست با نوازنده‌ای بخواند که در طبقهٔ او نبود. اگر شاهنشاه ضیافتی می‌داد، در سکوتی که نفس‌های مهمانان در سینه‌ها حبس بود، پرده‌ای که شهریار را از چشم درباریان او پنهان نگه می‌داشت کنار می‌رفت. سپس رئیس تشریفات که عنوان پر معنی «شادباش» را داشت، استاد آواز را به خواندن ترانه‌ای معین ندا می‌داد یا از یکی از نوازندگان دربار می‌خواست تا قطعه‌ای را که با دقت گزیده شده است بنوازد.۶۰ دادگستری و دیوان قضایی دیوان عالی کشور که عبارت بود از هفت «قاضی شاهی»، شاهنشاه را در مقام عالی‌ترین مرجع قضایی یاری می‌کرد. این‌ها کهنسالانی بودند که تا پایان عمر خود در این منصب می‌ماندند. ریاست دیوان با بلند مرتبه‌ترین آن‌ها، قاضی اعظم دربار بود. او احتمالأ، همانگونه که در فصل پیش اشاره شد، عضو شورای شاهنشاهی بوده است، یعنی یکی از هفت مرد بزرگی که شهریار برای رایزنی در کنار خود داشت.۶۱ هرودوت می‌نویسد: قضات شاهی با توجه به قوانینی که از پدرانشان به ارث می‌برند، قضاوت می‌کنند. قدرت در دست آن هاست. اگر قاضی‌های شاهی رشوه می‌گرفتند، چنان تنبیه می‌شدند که در یادها بماند. به دستور کمبوجیه قاضی چیسَمَنه را، که با گرفتن پول حق را پایمال کرده بود، پوست کندند و با آن بندهایی چرمی درست کردند و بر صندلی قضاوت او کشیدند و کمبوجیه پسر چیسَمَنه به نام هوتانه را برای مقام قاضی شاهی به جانشینی او گمارد تا به یاد داشته باشد که برای داوری بر روی کدام صندلی نشسته است. همچنین هرودوت در چند جای کتاب خود از «داوران شاهی» نام برده است.۶۲ به احتمال زیاد در دوران هخامنشیان منابع کتبی حقوقی نیز وجود داشته است و قوانین فقط شفاهی نبوده است.۶۳ منابع پژوهش دربارهٔ هخامنشیان دربارهٔ دوره هخامنشیان سه گروه منبع کتبی که از نظر اعتبار، حجم و نحوه بیان بسیار متفاوت است، در دست است. این منابع عبارت است از: سنگ نبشته‌های شاهان، گزارش‌های کم و بیش مفصل نویسندگان یونانی و رومی و لوح‌های بی شمار گلی با متن‌های کوتاه و به ویژه لوح‌های دیوانی تخت جمشید به زبان عیلامی.۶۴ سالشمار استقلال و تابعیت مصر در دوران هخامنشیان در سال ۵۲۵ پیش از میلاد سپاه ایران تحت فرماندهی کمبوجیه دوم دومین شاه هخامنشی، سرزمین مصر را کاملاً ضمیمه قلمرو پادشاهی این دودمان کرد.۶۵ در سال ۴۸۵ پیش از میلاد خشایارشا شورش مصر را سرکوب کرد و برادرش هخامنش را به عنوان فرماندار ساتراپی مصر منصوب کرد.۶۶ در سال ۴۰۵ پیش از میلاد در دوران داریوش دوم مصر از خاک ایران جدا شد.۶۷ اِ. مایر و به پیروی از او، بسیاری از پژوهشگران دیگر، معتقد بودند تمام سرزمین مصر از سال ۴۰۴ پ. م در کنترل شورشیان بوده است. اما بعدأ پاپیروس‌های آرامی دیگری یافتند که نشان می‌داد پادگان «الفانتین» تا دسامبر ۴۰۱ پ. م به شاه پارس وفادار بوده است. پارسیان در ۴۰۲ تا ۴۰۱ پ. م کماکان «الفانتین» و به احتمال زیاد، بیش تر مصر بالا را در کنترل خود داشته‌اند؛ زیرا پاپیروس‌هایی از این دوره یافته‌اند که در سال سوم و چهارم پادشاهی اردشیر دوم تاریخ گذاری شده است.۶۸ در سال ۳۴۲ پیش از میلاد در دوران اردشیر سوم مصر پس از شصت سال دوباره به تبعیت شاهنشاهی هخامنشی درآمد؛ هر چند دورهٔ دوم استیلای پارسیان بر مصر، تنها ده سال دوام آورد.۶۹ بستری برای تبادلات فرهنگی شرق و غرب دربار هخامنشیان که صلح و رواداری را در گسترهٔ وسیعی از جهان متمدن آن روزگار استوار کرده بود همچون محملی پذیرای پیشه‌وران و دانشمندان از سراسر امپراتوری و عامل تبادل فرهنگ و اندیشه به شمار می‌رفت.۷۰ پول طلای هخامنشیان با نام دریک که رواج بسیاری داشت و از یونان تا هند اعتبار داشت باعث رشد تبادلات اقتصادی و در پی آن آشنایی بیشتر فرهنگهای دورافتاده با یکدیگر می‌شد.۷۱در زمان داریوش یکم نخستین آبراه‌ای که دریای مدیترانه را از طریق رود نیل به دریای سرخ پیوند می‌داد حفر شد. افزون بر کالاها، دانشها و فرهنگهای خاور و باختر سوار بر کشتیها به گوشه‌گوشهٔ سواحل امپراتوری راه می‌یافتند. یونانیان که دریانوردانی زبردست بودند با گذر از این آبراه از فلسفه و دانشهای غنی هند باستان بسیار بهره بردند.۷۲۷۳ برافتادن شاهنشاهی هخامنشی نبرد ایسوس (۳۳۳ پ. م) اولین نبرد مستقیم اسکندر است با سپاه داریوش سوم. داریوش و اسکندر در نزدیکی شهر ایسوس با یکدیگر رو به رو شدند. شناخت تمدن ایران دوران هخامنشیان که تأثیری بنیادین بر دوران‌های پسین گذارده‌است، برای شناخت جامع فرهنگ ایران گریزناپذیر می‌باشد. از نظر نام و عنوان، این درست است که شاهنشاهی بزرگ ماد دورانی دراز پایید و سپس جای خود را به شاهنشاهی هخامنشی سپرد، ولی نکته بسیار مهم آنکه شاهنشاهی هخامنشی چیزی جز تداوم دولت و تمدن ماد نبود. همان خاندان‌ها و همان مردم، روندی را که برگزیده بودند با پویایی و رشد بیشتر تداوم بخشیدند و در پهنه‌ای بسیار پهناور، آن را تا پایه بزرگ‌ترین شاهنشاهی شناخته شده جهان، گسترش دادند. زمان ماندگاری شاهنشاهی هخامنشی، ۲۲۰ سال بود. فرمانروایی آنان در قلمرو شاهنشاهی – به خصوص در آغاز – موجب گسترش کشاورزی، تأمین بازرگانی و حتی تشویق پژوهش‌های علمی و جغرافیایی نیز بوده‌است. پایه‌های اخلاقی این شاهنشاهی نیز به ویژه در دورهٔ کسانی مانند کورش و داریوش بزرگ متضمن احترام به باورهای مردم پیرو و پشتیبانی از ناتوانان در برابر نیرومندان بوده‌است، از دیدگاه تاریخی جالب توجه‌است. بیانیه نام‌ور (معروف) کوروش در هنگام پیروزی بر بابل را، پژوهشگران یک نمونه از پایه‌های حقوق مردم در دوران باستان برشمرده‌اند. هخامنشیان ۲۲۰ سال (از ۵۵۰ پیش از زادروز تا ۳۳۰ پیش از زادروز) بر بخش بزرگی از جهان شناخته‌شده آن روز از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال خاوری آفریقا فرمان راندند. شاهنشاهی هخامنشی به دست اسکندر مقدونی برافتاد. امپراطوری بزرگ هخامنشیان که بنیانگذار آن کوروش بزرگ از نواده شاه انشان کیمن-کوروش یکم-کمبوجیه یکم بود در سازمان جهانییونسکو به بزرگترین و اولین امپراطوری جهان طبق اسناد به ثبت رسیده است.



[ دوشنبه 08 شهريور 1395 ] [ 3:26 ] [ حمیدرضا ]

انرژی اتمی یا انرژی هسته‌ای به چه معناست؟

انرژی اتمی یا انرژی هسته‌ای عبارست از استفادهٔ فرایندهای هسته‌ای حرارت‌زا برای ایجاد گرما و الکتریسیته ی مفید. این واژه شامل شکافت هسته‌ای، پرتوزایی و همجوشی هسته‌ای می‌باشد. امروزه، شکافت هسته‌ای عناصر دستهٔ آکتینیدها در جدول تناوبی اکثریت قریب به اتفاق انرژی هسته‌ای مورد نیاز بشر را با استفاده از فرایندهای پرتوزایی تولید می‌کند، که در درجهٔ اول به شکل انرژی زمین گرمایی و مولد گرما-الکتریکی ایزوتوپی نیاز انسان را برطرف می‌سازد. نیروگاه‌های هسته‌ای، جدا از سهمی که در تامین رآکتورهای شکافت هسته‌ای نیروهای دریایی دارند، حدود ۵٫۷ درصد انرژی جهان و ۱۳ درصد الکتریسیته جهان را در سال ۲۰۱۲ تامین می‌کردند. در سال ۲۰۱۳، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش داد که ۴۳۷ رآکتور هسته‌ای فعال در ۳۱ کشور وجود دارد اگرچه تمام رآکتورها الکتریسیته تولید نمی‌کنند. به علاوه، تقریباً ۱۴۰ کشتی دریایی وجود دارد که با استفاده از حدوداً ۱۸۰ رآکتور، نیرو محرکهٔ هسته‌ای آنان را تامین می‌کنند. پس از ۲۰۱۳، رسیدن به افزوده خالص انرژی به وسیلهٔ همجوشی هسته‌ای پایدار، به استثنای منابع انرژی همجوشی مانند خورشید، فضایی مداومی برای تحقیقات فیزیکی و مهندسی ایجاد کرده است. انرژی هسته‌ای نوعی انرژی است که توسط واپاشی هسته‌ای، شکافت هسته‌ای، یا گداخت هسته‌ای تولید شده و اساس آن را می‌توان با معادلهٔ ΔE = Δm.c² توصیف کرد.۱ در هر اتمی، ذراتی از انرژی نهفته که اجزای مختلف اتم نیز به وسیلهٔ همان بهم پیوند یافته است لذا هسته اتم منبعی از انرژی بشمار می‌رود که با شکافت اتم این انرژی رها می‌شود. انرژی نهفته در هسته اتم‌های برخی از عناصر (مانند اورانیوم) می‌تواند با آزاد شدن، همان کاری را بکند که سوزاندن مقدار زیادی نفت و گاز انجام می‌دهد که البته سوزاندن نفت و گاز، مشکلات زیست محیطی ایجاد کرده و مقدار زیادی گاز گلخانه‌ای تولید می‌کند. شکافت و همجوشی را می‌توان با این نمودار انرژی بستگی توصیف کرد. مذاکرات انرژی هسته‌ای به طور مداوم وجود دارد. حامیانی چون سازمان هسته‌ای جهانی، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و طرفداران محیط زیست انرژی هسته‌ای مدعی هستند که انرژی اتمی، یک منبع انرژی ایمن و پایدار است که تولید کربن را کاهش می‌دهد. مخالفانی چون سازمان جهانی صلح سبز و اطلاعات و منابع خدمات هسته‌ای، بر این باورند که انرژی هسته‌ای خطر بزرگی برای انسان و محیط زیست محسوب می‌شود. حوادث و اتفاقات هسته‌ای و تابشی شامل حادثه چرنوبیل (۱۹۸۶)، حادثه اتمی فوکوشیما ۱ (۲۰۱۱) و حادثه تری مایل آیلند (۱۹۷۹)، می‌باشد. تا کنون چندین حادثهٔ زیر آبی نیز اتفاق افتاده است. بررسی از دست دادن حیات به ازای هر واحد انرژی تولید شده، نشان می‌دهند که انرژی هسته‌ای، مرگ و میر کمتری نسبت به دیگر منابع اصلی انرژی، ایجاد می‌کند. انرژی حاصل از زغال سنگ،نفت، گاز طبیعی و انرژی آبی به ازای واحد انرژی تولید شده، به علت آلودگی هوا و حوادث انرژی مرگ و میر بیشتری ایجاد می‌کنند. هزینهٔ انسان برای تخلیهٔ جمعیت‌های تحت تاثیر معیشت‌های از دست رفته، بسیار گزاف است. همراه سایر منابع انرژی پایدار، انرژی هسته‌ای، روش تولید انرژی کم‌کربن برای ایجاد الکتریسیته است، که در مقایسه با انتشار گازهای گلخانه‌ای در هر واحد از انرژی تولید شده، شبیه سایر منابع تجدید پذیر است. بدین ترتیب، از زمان آغاز تجاری سازی نیروگاه‌های هسته‌ای در دههٔ ۱۹۷۰، از تولید ۶۴ گیگاتن کربن دی اکسید معادل، جلوگیری شده است. بعد از سال ۲۰۱۲، بر اساس گزارشات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ۶۸ رآکتور هسته‌ای در ۱۵ کشور در حال ساخت بود و تقریباً ۲۸ عدد از آن‌ها با جدید ترین رآکتورهای هسته‌ای، به جمهوری خلق چین تعلق داشت. آن‌ها بعد از ماه مه ۲۰۱۳، به تورین برقی متصل شدند. این ماجرا در ۱۷ فوریهٔ ۲۰۱۳ در نیروگاه هسته‌ای هنگیان در چین اتفاق افتاد. در ایالات متحده دو رآکتور نسل سه جدید در وگتل در حال ساخت هستند. مقامات عالی رتبهٔ صنعت هسته‌ای ایالات متحده انتظار دارند تا سال ۲۰۲۰، ۵ رآکتور جدید وارد تمام نیروگاه‌های موجود شوند. در سال ۲۰۱۳، رآکتورهای چهار ساله و غیر رقابتی، برای همیشه از رده خارج شدند. حادثهٔ اتمی فوکوشیما ۱ ژاپن، در سال ۲۰۱۱، که در رآکتوری اتفاق افتاد که در دههٔ ۱۹۶۰ طراحی شده بود، یک بازرسی دوباره برای امنیت و ایمنی هسته‌ای و سیاست انرژی هسته‌ای در بسیاری از کشورها، ایجاد کرد. آلمان تصمیم گرفته است که تا سال ۲۰۲۲ تمام رآکتوهای خود را غیرفعال کند و ایتالیا نیز انرژی هسته‌ای را تحریم کرده است. پس از واقعهٔ فوکوشیما در سال ۲۰۱۱، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تصمیم گرفته است که ظرفیت تولید انرژی هسته‌ای را تا سال ۲۰۳۵ به نصف کاهش دهد.  استفاده تاریخچه و طرح استفادهٔ جهانی از منابع انرژی، ۱۹۹۰-۲۰۳۵، منبع: چشم‌انداز بین‌المللی انرژی، سازمان اطلاعات انرژی. ظرفیت و تولید انرژی هسته‌ای، ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۰ (سازمان اطلاعات انرژی). روند رشد در ۵ کشور برتر در زمینهٔ تولید انرژی هسته‌ای (داده‌های سازمان اطلاعات انرژی ایالات متحده). وضعیت جهانی انرژی هسته‌ای (برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید) درصد برق تولید شده به وسیلهٔ نیروگاه‌های هسته‌ای در سال ۲۰۱۱ انرژی هسته‌ای ۱۰ درصد الکتریسیتهٔ جهان را تامین می‌کرد. در سال ۲۰۰۷، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرد که در سراسر جهان، ۴۳۹ رآکتور انرژی هسته‌ای وجود دارد که در ۳۱ کشور فعالیت می‌کنند. اما اکنون، در پی فاجعهٔ هسته‌ای فوکوشیما، در طی ارزیابی‌ها بسیاری از فعالیت‌ها متوفق شده‌اند. در سال ۲۰۱۱ تولید انرژی هسته‌ای در جهان به اندازهٔ ۴٫۳ درصد کاهش یافت که این مقدار، پس از کاهش شدید در ژاپن (۴۴٫۳- درصد) و آلمان (۲۳٫۳- درصد) بیشترین مقدار بود. پس از آغاز تجاری شدن انرژی هسته‌ای در اواسط دهه ۱۹۵۰، سال ۲۰۰۸ نخستین سالی بود که هیچ نیروگاه هسته‌ای جدیدی به شبکهٔ جهانی افزوده نشد، اگرچه در سال ۲۰۰۹ دو نیروگاه جدید ساخته شد. تولید سالانهٔ انرژی هسته‌ای از سال ۲۰۰۷ به بعد، در سراشیبی نسبتاً ملایمی قرار گرفته است، به طوری که در سال ۲۰۰۹، ۱٫۸ درصد کاهش یافت و به ۲۵۵۸ تریلیون وات ساعت رسید که قادر بود ۱۳-۱۴ درصد تقاضای الکتریسیتهٔ جهان را تامین کند. یکی از عوامل اصلی کاهش میزان انرژی هسته‌ای پس از ۲۰۰۷، تعطیلی طولانی مدت رآکتورهای موجود در نیروگاه هسته‌ای کاشیوازاکی کاریوا در اثر زمین‌لرزه دورکران چووتسو بود. ایالات متحده با تامین ۱۹ درصد الکتریسیتهٔ مصرفی، بیشترین انرژی هسته‌ای را تولید می‌کند، در حالی که فرانسه بالاترین درصد انرژی (۸۰ درصد) را به وسیلهٔ رآکتورهای هسته‌ای تولید می‌سازد. در سراسر اتحادیه اروپا، انرژی هسته‌ای ۳۰ درصد الکتریسیته را تامین می‌کند. سیاست انرژی هسته‌ای بین کشورهای اتحادیه اروپا متفاوت است، و برخی مانند استرالیا، استونی، ایرلند و ایتالیا هیچ نیروگاه هسته‌ای فعالی ندارند. در مقابل، فرانسه تعداد زیادی از این نیروگاه ه، به همراه ۱۶ نیروگاه چند واحدی در اختیار دارد. در ایالات متحده در حالی که برنامه ریزی شده است که در سال ۲۰۱۳، ارزش صنعت الکتریسیتهٔ گاز و زغال سنگ، به ۸۵ میلیارد دلار برسد، ارزش ژنراتورهای هسته‌ای ۱۸ میلیارد دلار پیش بینی شده است. بسیاری از کشتی‌های نظامی و غیر نظامی (مانند یخ‌شکن)، از نیرو محرکهٔ هسته‌ای دریای استفاده می‌کنند، که نوعی نیروی محرکه است. چند سفینهٔ فضایی نیز به وسیلهٔ رآکتورهای هسته‌ای ارتقا یافته، پرتاب شده‌اند: ۳۳ رآکتور متعلق به سری ررست شوروی و یکی متلق به اسنپ-۱۰آ ی آمریکایی بود. تحقیقات بین‌المللی در زمینهٔ توسعهٔ امنیت ادامه دارد، از جمله می‌توان به نیروگاه‌های ایمن غیر فعال، استفاده از همجوشی هسته‌ای و استفاده‌های اضافی از فرایند گرمایش مانند شکافت آب (در حمایت از اقتصاد هیدروژن)، برای نمک‌زدایی آب دریا و استفاده در سیستم گرمایی ناحیه‌ای اشاره کرد. استفاده در فضا هم شکافت و هم همجوشی با تولید سرعت بالاتر با حجم عکس‌العمل کمتر، در پیشرانش فضایی نقش مهمی ایفا می‌کنند. علت آن چگالی انرژی بالاتر رآکتورهای هسته ایست: حدوداً ۱۰ به قوهٔ ۷ برابر نیرومند تر از عکس العملهای شیمیاییست که نیروی موشک‌های فعلی را تامین می‌کنند. تاریخچه ریشه‌ها تعقیب انرژی هسته‌ای به منظور استفاده از آن برای تولید انرژی الکتریکی پس از کشف این موضوع در قرن ۲۰ام میلادی آغاز شد که عناصر پرتوزا مانند رادیوم، بر اساس هم‌ارزی جرم و انرژی مقدار زیادی انرژی آزاد می‌کنند. اما، کنترل این انرژی نشدنی بود، زیرا طول عمر عناصر پرتوزا، به دلیل طبیعتشان، خیلی کم بود. (شدت انرژی آزاد شده با نیمه‌عمر عناصر نسبت عکس دارد). اما رویای مهار کردن انرژی اتمی، اندکی بلندپروازانه بود، حتی با این وجود که پدران فیزیک هسته‌ای، از جمله ارنست رادرفورد آن را "مهتاب" خوانده بودند. این شرایط بعدها و با کشف شکافت هسته‌ای تغییر کرد. در سال ۱۹۳۲، جیمز چادویک نوترون را کشف کرد، که به دلیل نداشتن بار الکتریکی، به عنوان ابزاری بالقوه برای آزمایشات هسته‌ای شناخته شد. بمباران مواد با نوترون‌ها به فردریک ژولیو کوری و ایرن ژولیو-کوری کمک کرد تا در سال ۱۹۳۴، رادیواکتیویته مصنوعی را کشف کنند، که سبب شد تا عناصری مانند رادیوم، با قیمت بسیار کمتری نسبت به رادیوم طبیعی، تولید شوند. انریکو فرمی، در ادامهٔ راه آنها، طی تحقیقاتی در دههٔ ۱۹۳۰، بر روی کند کردن نوترونها به منظور افزایش تاثیر رادیواکتیویته مصنوعی تمرکز کرد. آزمایش بمباران اورانیوم با نوترون‌ها سبب شد که فرمی عنصر جدیدی ایجاد کند که عدد اتمی آن بیشتر از اورانیوم و نامش پلوتونیوم بود. دوم دسامبر ۱۹۴۲. تصویر صحنه‌ای که دانشمندان اولین رآکتور هسته‌ای ساخت بشر، یعنی شیکاگو پایل-۱ را مشاهده کردند. اما در سال ۱۹۳۸، شیمیدانهای آلمانی، اتو هان و فریتس اشتراسمان، به همراه فیزیکدان استرالیایی، لیزه مایتنر و خواهر زاده‌اش اوتو رابرت فریش، برای بررسی گفته‌های فرمی، آزمایش‌هایی را بر روی محصولات بمباران نوترونی اورانیوم انجام دادند. آن‌ها نشان دادند که برخلاف گفتهٔ فرمی، نوترون‌های نسبتاً کوچک، هسته‌های سنگین اتم‌های اورانیوم را به دو قسمت نسبتاً مساوی تقسیم می‌کنند. این یک نتیجهٔ بسیار شگفت انگیز بود: تمام سایر شکل‌های فروپاشی هسته‌ای، تنها شامل تغییرات کوچکی در جرم هسته بودند، در حالی که این فرایند، در بر دارندهٔ یک گسستگی کامل بود. دانشمندان متعددی از جمله لیو زیلارد معتقد بودند که اگر عکسالعمل‌های شکافت، نوترون‌های اضافی آزاد می‌کرد، یک واکنش زنجیره‌ای هسته‌ای خود به خودی ایجاد می‌شد. هنگامی که فردریک ژولیو کوری این موضوع را در سال ۱۹۳۹ مطرح کرد، دانشمندان در بسیاری از کشورها (از جمله ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، آلمان و شوروی) دولت‌های خود را متقاعد ساختند تا قبل از آغاز جنگ جهانی دوم، به منظور به دست آوردن بمب هسته‌ای، از آن‌ها در تحقیقات شکافت هسته‌ای حمایت کنند. در ایالات متحده، جایی که فرمی و زیلارد، هر دو مهاجر بودند، اولین رآکتور ساخت بشر با نام شیکاگو پایل-۱ اختراع شد که در دوم دسامبر ۱۹۴۲ به حالت بحرانی رسید. این کار به بخشی از پروژه منهتن تبدیل شد که غنی‌سازی اورانیوم را ایجاد کرد و رآکتورهای بزرگی را برای تولید پلوتونیوم به منظور استفاده در اولین جنگ‌افزارهای هسته‌ای ساخت، همان جنگ‌افزارهایهایی که بر سر شهرهای هیروشیما و ناگازاکی فرود آمد. اولین لامپ‌هایی که با برق تولید شده توسط انرژی هسته‌ای در رآکتور آزمایشگاهی بریدر ۱ در آزمایشگاه ملی آرگون به تاریخ ۲۰ دسامبر ۱۹۵۱، روشن شدند. به طور غیر منتظره، هزینه‌های بالای برنامهٔ جنگ‌افزارهای هسته‌ای، به همراه رقابت با شوروی و تمایل به گسترش دموکراسی در سرتاسر جهان، فشاری بر روی مقامات فدرال وارد ساخت تا صنعت انرژی هسته‌ای غیر نظامی را توسعه دهند تا بتواند به توجیه مصرف‌های قابل توجه دولت کمک کند. در سال ۱۹۴۵، کتاب جیبی ‘’عصر اتمی’’ ندا داد که انرژی اتمی وارد اشیای روزمره شده و در آینده، سوخت‌های فسیلی نا کارآمد خواهند شد. نویسندهٔ علمی، دیوید دیاز، بیان کرد که در آینده زمانی فرا خواهد رسید که به جای دو یا سه بار پر کردن باک اتوموبیل در هفته، می‌توان به وسیلهٔ یک ساچمهٔ اتمی به اندازهٔ قرض جوشان ویتامین، به مدت یک سال رانندگی کرد. گلن سیبورگ رئیس سابق کمیسیون انرژی اتمی نوشت، "در آینده، شاتل‌های زمین به ماه هسته‌ای، مصنوعات هسته‌ای، استخرهای شنای گرمایشی به وسیلهٔ پلوتونیوم و غیره به وجود خواهد آمد." بریتانیا، کانادا و اتحاد جماهیر شوروی در اواخر دههٔ ۱۹۴۰ و اوایل دههٔ ۱۹۵۰ پا به این عرصه نهادند. برای اولین بار، در بیستم دسامبر ۱۹۵۱، حدود ۱۰۰ کیلو وات الکتریسیته به وسیلهٔ یک رآکتور هسته‌ای در نیروگاه رآکتور آزمایشگاهی بریدر ۱ نزدیک آرکو، ایداهو تولید شد. همچنین در ایالات متحده، با تست یک رآکتور توسعه یافته در ۱۹۵۳، تحقیقاتی بر روی نیرو محرکه هستهای دریایی صورت گرفت. در سال ۱۹۵۳، رئیس جمهور وقت ایالات متحده، دوایت آیزنهاور سخنرانی خود را با موضوع اتم برای صلح، با تاکید بر نیاز فوری به توسعهٔ استفادهٔ صلح آمیز از انرژی هسته‌ای، در سازمان ملل ارائه کرد. این موضوع با اصلاحات فعالیت انرژی اتمی در ۱۹۵۴ ادامه یافت و سبب ساختار شکنی سریع تکنولوژی رآکتور ایالات متحده و توسعهٔ بخش خصوصی شد. نیروگاه انرژی هسته‌ای پرونده:PWR nuclear power plant animation.ogv پویا نمایی یک رآکتور آب فشرده در حال عملیات. برخلاف نیروگاه‌های سوخت فسیلی تنها ماده‌ای که برج‌های خنک‌کننده‌ی نیروگاه‌های هسته‌ای را ترک می کند، بخار آب است و بنابرین سبب آلودگی هوا یا گرمایش زمین نمی‌شود. همانطور که اکثر نیروگاههای حرارتی با مهار انرژی حرارتی آزاد شده از سوخت‌های فسیلی برق تولید می کنند، نیروگاه‌های انرژی هسته‌ای نیز انرژی آزاد شده از هسته ی اتم ها در فرایند شکافت هسته‌ای درون رآکتور هسته‌ای را مورد استفاده قرار می دهند. گرمای هسته ی رآکتور، به وسیله ی یک سیستم سرمایشی دفع می شود و با استفاده از این گرما، توربین بخار متصل به ژنراتور، به منظور تولید الکتریسیته به حرکت در می آید.



[ دوشنبه 08 شهريور 1395 ] [ 3:20 ] [ حمیدرضا ]

فقه دانش بدست آوردن احکام شرعی فرعی

فقه دانش بدست آوردن احکام شرعی فرعی بوسیله روش‌های معینی از منابع فقه است.۱ تعریف معروف: فقه در اصطلاح عبارت است از: علمی که به‌وسیلهٔ آن احکام شرعی را از ادلهٔ تفصیلی به دست می‌آوریم. «دلایل‌تفصیلی» عبارتند از: قرآن، سنّت، اجماع و عقل.  توضیح احکام شرعی دو دسته هستند: احکام اصلی: باورهایی که یک فرد مسلمان از طریق استدلال عقلی آنها را بدست می‌آورد. این باورها را مسلمانان در دانش عقائد بررسی می‌کنند. احکام فرعی: بخش عمدهٔ آن نحوه انجام مناسک دینی و مناسبات اجتماعی است و بخش دیگر آن که احکام فقهی نام دارد به هر کاری یکی از پنج حکم فقهی را نسبت می‌دهد. که مسلمانان آن را در دانش فقه بررسی می‌کنند.۳ برای بدست آوردن احکام (اعم از اصلی و فرعی) به کار گیری علوم مختلفی لازم است، که از آنها به عنوان مقدمات اجتهاد نام می‌برند.۴ توضیحاتی در مورد تعریف معروف قید «شرعی»، احکام عقلی (مانند احکام مطرح در فلسفه) قید «فرعی»، مسائل اعتقادی و اصول عقاید (که در علم کلام مطرح است) قید «تفصیلی»، علم مقلِّد به احکام از تعریف فقه خارج می‌شود؛ زیرا مقلّد ممکن است عالم به احکام باشد، اما علم او ناشی از دلیل تفصیلی و خاص هرکدام از احکام نیست، بلکه از یک دلیل اجمالی - یعنی «حجیت رأی مجتهد برای او در تمام احکام» - سر چشمه می‌گیرد، ولی مجتهد عالم به احکام با استناد به ادلّهٔ تفصیلی آنها است. واژه شناسی واژه فقه به معنی درک کردن و فهمیدن عمیق است۵۶ اما از آنجا که مسلمانان علم و فهم از دین را شریفتر از سایر علوم می دانسته‌اند، فقط فهم دین را فقه نامیده‌اند و اینگونه بود که اصطلاح علم فقه به وجود آمد.۷ منابع فقه منابع فقه اسلامی عبارتند از مجموعه گزاره‌هایی (اعم از آنکه عقل به این گزاره‌ها پی برده باشد یا فقط توسط شارع بیان شده باشد) که فرد آگاه به علوم لازم (مثل فقه، اصول فقه، علم الحدیث و...) می‌تواند با استفاده از آنها احکام شرعی فرعی را بدست آورد.۸ از دیدگاه فقهای شیعه، این منابع در اصل دو عددند و عبارت اند از نقل و عقل ما به طور سنتی و برای مقایسه پذیرتر شدن با سایر مذاهب اسلامی به صورت چهار دسته شمرده شده‌اند: کتاب، سنت، عقل و اجماع.۹ فقهای مذاهب اهل سنت، (از جمله حنفیان)، قیاس و استحسان را نیز از جملة منابع استنباط دانسته‌اند (اما عقل را از جمله منابع فقه محسوب نکرده‌اند).نیازمند منبع احکام فقهی در فقه به هر عمل اختیاری که انسان می‌تواند انجام دهد، یک حکم فقهی را نسبت می‌دهند.۱۰ روش تقسیم احکام فقهی از این قرار است: جائز: کارهایی که یک مسلمان اجازه دارد انجام دهد که خود سه دسته‌اند: مباح: انجام دادن و انجام ندادن آن کار از نظر دین مانعی ندارد. مکروه: ترک کردن آن کار مناسب است ولی انجام دادن آن نیز اجازه داده شده. مستحب: انجام دادن آن کار مناسب است اما ترک آن نیز اجازه داده شده. واجب: باید آن کار انجام شود. غیر جائز: که حرام نامیده می‌شود: نباید آن کار انجام شود.۱۱ بنابر این یک فقیه علاوه بر بدست آوردن روش انجام مناسک شرعی از منابع فقه، باید حکم هر کاری را نیز مشخص کند. اما اگر بعد از آنکه در منابع فقهی جستجوی لازم را انجام داد در حرام بودن چیزی شک کرد، با برقراری شرایط اصل برائت اعلام می‌شود که مسلمانان می‌توانند آن کار را انجام دهند.۱۲ تاریخ فقه در سال‌های نخستین ظهوراسلام، علم فقه معنای مصطلح فعلی را که در کنار سایر علوم حکمت و تفسیر و کلام قرار می‌گیرد نداشته‌است.نیازمند منبع قرآن مؤمنان را دعوت می‌کند تا به مراکز فرهنگی وارد شوند تا در اصول و فروع دین فقیه شوند.۱۳ این فقاهت شامل عقاید و اخلاق و حقوق بوده‌است.۱۴ از آنجا که اهل سنت باب تفقه را بر روی خود بستند، تاریخ فقه را در نزد آنها باید از زاویه‌ای دیگر نگریست. اما در بین شیعیان فقه ادامه یافت، لذا می‌توان دوره‌های فقه را درعناوین زیر خلاصه کرد: دوره اول: اختصاص به شیوه نقل عین روایات با ذکر اسناد دارد. این شیوه که از آن به " فقه مستند" نیز یاد می‌شود، حتی در زمان حضور ائمه معصومین -علیهم السلام- نیز وجود داشت. امااز نظر گستردگی، روش جمع‌آوری و تنظیم آنها، در مقایسه با کتب فقهی بعد از غیبت، در سطحی بسیار پایین و محدود قرار داشت: شیوه بیان فقه در قالب الفاظ روایات و با ذکر اسناد، تازمان نگارش کافی معمول بوده و از آن زمان به بعد به ندرت در آثار فقهاء به چشم می‌خورد. بنابراین چهره معروف این شیوه، شیخ کلینی است. دوره دوم: شیوه بیان احکام با عبارات خود احادیث و با حذف اسناد بوده‌است. این شیوه از اوایل قرن چهارم هجری و در عصر شیخ کلینی پدید آمد. علی بن بابویه پدرشیخ صدوق و صاحب کتاب شرایع از اولین کوشندگان در این زمینه محسوب می‌شود. او نخستین بار کتاب فقهی مجرد از سند روایت و مانند اثر مخصوص به مولف و نشان دهنده فتوی و نظر مولف را تالیف کرد. شیخ صدوق، ابن ابی عقیل، ابن جنید، شیخ مفید، سید مرتضی، سلار، ابوالصلاح حلبی و ابن براج از دیگر فقهایی هستند که در این دوره می‌زیسته‌اند. دوره سوم: اختصاص به شیوه بیان احکام در قالب عباراتی شخصی خود مجتهد دارد. این شیوه که به "فقه مستنبط" نیز خوانده می‌شود، توسط محمد بن حسن بن علی الطوسی معروف به شیخ طوسی بنیان نهاده شد، او با نگارش کتاب المبسوط شیوه جدیدی را در تبیین و تدوین مسائل فقهی بوجود آورد و برخلاف گذشتگان که فتاوی خود را درقالب الفاظ احادیث (با ذکر یا حذف سند) بیان می‌کردند، با عبارات خودش به ایراد فتوی پرداخت و شیوه نقل فتوی به دور از جمود بر الفاظ روایت و باعبارات شخصی مجتهد را درتدوین کتب فقهی تاسیس کرد. این شیوه راهگشای چگونگی تالیف کتب فقهی بعد از شیخ گشت که تا به امروز نیز ادامه دارد. دوره‌های جدید فقهی که در آن نقش اجتهاد پر رنگ تر شد و تکیه فقها بر تعقل بیشتر. اما بعد از مدتی همزمان با افول عقل گرایی در غرب جریانی در بین شیعیان نفوذ کردند که عقل را بر زمین گذاشتند. تا آنکه شیخ انصاری بار دیگر موفق شد تعقل را با صحنه برگرداند و عصر طلائی اجتهاد را آغاز کرد.۱۵ ساختار کتاب‌های فقهی ساختار کتاب‌های فقهی بطور معمول به دو قسمت اصلی تقسیم شده است۱۶۱۷۱۸: عبادات معاملات (عام) سپس هر کدام از این دو قسمت اصلی به چندین بخش که معمولاً آن را باب و یا کتاب می‌نامند تقسیم می‌شود. مثلاً باب‌القضاء زیر مجموعه‌ای از معاملات (عام) است که در آن به احکام قضاوت پرداخته می‌شود. باب‌های اصلی کتب فقه از این قرار اند: کتاب التقلید: احکام دسترسی به حکم شرعی. کتاب الطهاره: احکام پاک نمودن. کتاب الصلاة: احکام نماز. کتاب الصوم: احکام روزه. کتاب الزکاة: احکام زکات (نوعی مالیات که باید صرف هزینه‌های جامعه اسلامی شود). کتاب الخمس: احکام خمس (نوعی مالیات که صرف گسترش اسلام می‌شود. این مسئله مخصوص شیعیان است.) کتاب الحج:احکام حج. کتاب المتاجر: احکام داد و ستد. کتاب الاجارة: احکام اجاره. کتاب المضاربه: احکام مضاربه (نوعی سرمایه‌گذاری). کتاب المزارعة: احکام سرمایه‌گذاری در کشاورزی. کتاب المساقاة: احکام سرمایه کذاری در آبیاری. کتاب الضمان: احکام آنچه انسان ضامن انجام آن می‌شود. کتاب الحوالة. کتاب النکاح: احکام ازدواج، محرم شدن. کتاب الوصیة: احکام وصیت کردن. کتاب القضاء: احکام داوری و قضاوت بین مردم که اکنون به آن دانش حقوق می‌گویند. کتاب النذر: احکام نذر کردن. کتاب الجهاد: احکام دفاع مظلومان و سرزمین‌های مسلمان نشین. کتاب الامر بالعروف و النهی عن المنکر: احکام دعوت به اعمال نیک و دوری از بدی‌ها = امر به معروف و نهی از منکر.۱۹۲۰ سبک‌های فقهی شیعه فقه سنتی:در فقه سنتی، پایه اصول استنباط فقهی، قرآن و سنت و اجماع و عقل می‌باشد فقه گویا: یک سبک فقهی است، در برابر فقه سنتی و فقه پویا که عامه علمای معاصر شیعی برمبنای آنها فتوی می‌دهند، در این شیوه، صدور احکام بر پایه محوریت استنباط قرآن و سنت قطعیه که از عرضه احادیث بر قرآن بدست می‌آید بنیان نهاده شده‌است. بنیان‌گذار فقه گویا محمد صادقی تهرانی است که از مفسران قرآن و فقهای معاصر بوده‌است.۲۱۲۲ مکاتب فقهی در نزد اهل سنت که به بسته بودن باب اجتهاد معتقداند، مذاهب فقهی منحصر در چهار مذهب حنبلی و مالکی و حنفی و شافعی است و از این رو علم فقه در نزد اهل سنت عمدتاً به معنای آموزش و اشاعه مکتب فقهی این چهار پیشوای فقهی اهل سنت است. اما مکتب فقهی شیعه که به مذهب جعفری موسوم است، برای هر مجتهدی و در هر زمانی قدرت استنباط قائل است و در نتیجه معتقد است که باید هر مومن مکلف یا خود مجتهد باشد و یا در فروع فقهی از یک مجتهد واجد شرایط پیروی و تقلید کند.۲۳ اهل سنت تنها روایات موثقی را که از پیامبر اسلام رسیده، و حاکی از قول یا فعل اوست، به عنوان یکی از منابع استنباط قبول دارند، اما شیعیان در استنباط احکام، علاوه بر عقل، قرآن و سیره پیامبر بر روایاتی که از ائمه اطهار به طور قابل اعتماد رسیده باشد، نیز اتکا می‌کنند



[ دوشنبه 08 شهريور 1395 ] [ 3:18 ] [ حمیدرضا ]

همسران و فرزندان محمد

این مقاله به بررسی همسران پیامبر اسلام می‌پردازد. همسران تعداد همسران تاریخ نگاران و سیره نویسان در مورد تعداد همسران پیامبر گوناگون سخن گفته، برخی راه مبالغه در پیش گرفته و شمار همسران پیامبر را بیش از آنچه واقعیت داشته منعکس کرده‌اند. آنچه مورد پذیرش پژوهشگران تاریخ و سیره قرار گرفته، قول محمد بن اسحاق(۸۵–۱۵۱ هجری) است که در سیره نویسی پیشکسوت می‌باشد، نیز شاگردش عبد الملک بن هشام(۲۱۳ م). ابن اسحاق می‌نویسد: پیامبر با سیزده زن خطبه عقد خواند، از این تعداد با دو تن به برگزاری خطبه عقد بسنده کرد و بدون عروسی و زندگی مشترک از هم جدا شدند اما یازده تن را به خانه برد و با آنان زندگی کرد. دو نفر در هنگام حیات او به نام‌های خدیجه دختر خویلد و زینب دختر خزیمه، معروف به‌ام المساکین دیده از جهان فرو بستند. در هنگام رحلت، نه زن به نام‌های سوده، عایشه، حفصه، ام السلمه، ام حبیبه، زینب دختر جحش، جویریه، صفیه و میمونه در خانه او بودند. (در یک زمان بیش از نه زن در خانه پیامبر وجود نداشت).۱ ابن هشام می‌نویسد: پیامبر با یازده زن خطبه عقد جاری کرد و آنان را به خانه برد. از جمع زنان، دو تن در زمان حیاتش درگذشتند. بالاترین شمار زنان پیامبر در یک زمان، نه نفر بود. با دوتن دیگر به نام های «اسماء کندیه و عَمره کلابیه» به خواندن خطبه عقد بسنده کرد.۲ روایات پیرامون همسران پیامبر اسلام مختلف است. گفته می‌شود محمد سیزده زن یا کنیز داشته‌است (نسبت به وضعیت برخی به عنوان زن یا کنیز اختلاف است.۳۴ پیامبر اسلام با چهار نفر، به عقد ازدواج اکتفا نمود.۵ در هنگام رحلت محمد، نه نفر از همسرانش در قید حیات بودند.۴ محمد آنچه از امور خانه مربوط به خودش می‌شد را انجام می‌داد؛ همچنین در کارهای خانه مانند پختن غذا و دوختن لباس یا تعمیر کفش شرکت می‌کرد و گوسفندان را می‌دوشید.۶ او عادت داشت که با زنانش به گفت و شنود بنشیند؛ به توصیه زنانش گوش می‌کرد. زنانش گاهی اوقات با او به مناظره پرداخته و حتی برایش استدلال می‌کردند.۷ اوقات رفت‌وآمد به حجره هر کدام از همسرانش منظم بود. حتی در ایام بیماریِ قبل از فوت هم، با این‌که کسی چنین انتظاری نداشت، طبق برنامه معین به خانه‌های همسرانش می‌رفت، تا زمانی که بیماری وی شدت یافت و همگی اجازه دادند که در منزل عایشه بماند.۸ با این‌که خشونت و بدرفتاری با زنان در عصر وی عملی رایج بود؛ اما محمد همیشه آن را نهی می‌کرد و مسلمانان را در مورد همسر و خانواده‌شان سفارش می‌کرد: بهترین شما، برترین شما نسبت به خانواده‌اش است و من نیز بهترین شما برای خانواده خود هستم. ۹ از نظر مسلمانان هیچ مرد مسلمانی حق ندارد در یک زمان بیش از ۴ همسر دائمی داشته باشد۱۰ و بنا بر نص قرآن، به گفته فضل‌الرحمن، استاد متوفی دانشگاه شیکاگو، در فرهنگ عربستان زمان محمد، ازدواج فقط یک تصمیم شخصی برای اهداف شخصی نبوده بلکه عموماً وابسته به نیازهای درون قبیله‌ای یا بین قبیله‌ای جهت تشکیل متحدین بود.۱۱۱۲ مسلمانان با نگرشی تاریخی و عقلانی، تمام ازدواج‌های او را در آن فضای تاریخی ارزیابی و توجیه می‌کنند و برخی از ازدواج‌های وی را سیاسی و یا در جهت تقویت اسلام با توجه به نظام موجود قبیله‌ای و عشیره‌ای عرب در آن زمان و یا بعضی را مانند «ام سلمه» به صورت حمایتی و سرپرستی می‌دانند. بنا بر نوشته‌های مورخین مسلمان و روایات اسلامی، محمّد در دوران زندگی خود و پس از درگذشت خدیجه، همسران دیگری برگزید که جز عایشه دختر ابوبکر همگی بیوه بودند.۱۳ به عقیده جان اسپوزیتو استاد دانشگاه جرج تاون، ازدواج مجدد برای بیوه‌ها در فرهنگ عرب که بر روی باکره بودن دختر تأکید می‌کرد، مشکل بود. بیشتر این ازدواج‌ها برای متمایل‌کردن قبایل گوناگون به اسلام و کاهش کینه‌ها صورت می‌گرفت.۱۴ «جان دیون پورت» دانشمند مسیحی در کتاب «عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن» می‌نویسد: آیا ممکن است مردی که به شهوت توجهی بسیار دارد، در چنان کشوری که تعدد زوجات عمل عادی محسوب می‌شد، برای مدت بیست و پنج سال به یک زن قانع باشد، آن هم پانزده سال از او بزرگ‌تر؟!۱۵ همچنین علامه سید محمد حسین طباطبایی در این باره می‌نویسد: داستان تعدد زوجات پیامبر را نمی‌توان حمل بر زن دوستی و شیفتگی او نسبت به جنس زن نمود، چه آن که برنامه ازدواج پیامبر در آغاز زندگی (که تنها به خدیجه اکتفا نمود و همچنین در پایان زندگی که اصولاً ازدواج بر او حرام شد) منافات با بهتان زن دوستی آن حضرت دارد.۱۶ مهریه همسران پیامبر از متون روایی و فقهی عالمان شیعه و برخی از علمای اهل سنت مانند ابن کثیر بدست می آید که مهریه همسران پیامبر دوازده و نیم اوقیه برابر با پانصد درهم درست است البته سایر مستندات تاریخی یا چهارصد درهم بیان کرده اند و یا چهارصد و هشتاد درهم از جمله نسایی در السنن الکبری جلد سوم ص ٣١٥ از قول ام حبیبه یکی از همسران پیامبر می نویسد : پیامبر برای همه همسرانش چهارصد درهم مهریه مقرر کرد، ولی مهریه ام حبیبه را که چهارصد دینار بود ، نجاشی پادشاه حبشه، مقرر نمود و خود پرداخت کرد و پیامبر چیزی پرداخت نکرد.۱۷ خدیجه خدیجه بنت خویلد دوبار ازدواج کرد؛ یک بار با ابوهاله هند بن نباش بن زراره و سپس عتیق بن عائذ بن عبدالله مخزومی.۱۸ محمد در ۲۵ سالگی با خدیجه بنت خویلد که ۴۰ ساله و بیوه بود با مهریه ۲۰ شتر جوان ازدواج کرد. ثمره این ازدواج یک زندگی مشترک موفق بود.۱۹ وی بافضیلت‌ترین همسر پیامبر بود و محمد از راه‌های گوناگون بر خدیجه تکیه می‌کرد. محمد تا زمانی که خدیجه زنده بود (تا ۵۰ سالگی محمد و ۶۵ سالگی خدیجه)، همسر دیگری اختیار نکرد.۲۰۲۱ خدیجه در ۶۵ سالگی در ۱۰ رمضان سال دهم بعثت، درگذشت و در جیحون مکه به خاک سپرده شد.۲۲ عایشه نقل کرده‌است که محمد همواره از خدیجه به نیکی یاد می‌کرد و من از این ناراحت می‌شدم و به پیامبر می‌گفتم: خدیجه پیرزنی بیوه بود، خداوند بهتر از او نصیب تو کرد. پیامبر دلتنگ شد و گفت: « نه؛ به خدا قسم هیچ‌یک از شما از خدیجه برتر نیستند؛ آن هنگام که مردم و نیز شما کافر بودید، او مرا تصدیق کرد، ثروتش را در اختیارم گذاشت و خداوند از بطن او فرزندانی به من بخشید. »۲۳ سوده سکران بن عمر که شوهرش و پسر عموی سوده بود پس از هجرت به حبشه درگذشت و او بی‌سرپرست ماند و برای زندگی و تأمین معاش خود مجبور بود از آیین اسلام دست بردارد و به خاندان بت‌پرست و مشرک خود بپیوندد. در این زمان، محمد با هدف ترویج دین و قدردانی از خدمات یک مسلمان مهاجر و تقویت و دلداری مسلمانان مجاهد دیگر، پس از وفات خدیجه با سوده ازدواج کرد.۲۴ پس از درگذشت خدیجه، خوله بنت حکیم به محمد پیشنهاد داد که یا با سودة بنت زمعة (یک بیوه مسلمان) و یا با عایشه، دختر جوان ابوبکر (که قبلاً نامزد کرده بود) ازدواج کند.۲۵ گفته شده که محمد درخواست ازدواج با هر دو را کرده‌است.۲۶ همچنین بنا به روایتی در تاریخ طبری ازدواج با سوده بعداز ازدواج با عایشه بوده است، چنانکه می‌خوانیم «خوله پیمبر را دعوت کرد که بیامد و عایشه را عقد کرد و آن هنگام وی شش سال داشت. گوید: پس از آن خوله پیش سوده رفت و گفت: سوده خدای عزوجل چه خیر و برکتی برای تو خواسته است! گفت: مقصود چیست؟ خوله گفت: پیمبر مرا فرستاده که ترا خواستگاری کنم. گفت: راضیم، بیا و این سخن را با پدرم بگوی»۲۷ جویریه جویریه زن بیوه‌ای از قبیله بنی المصطلق بود. این قبیله به قصد شورش علیه پیامبر مشغول جمع‌آوری سلاح بودند که مسلمین به سوی آن‌ها حرکت کردند. هنگامی که بنی المصطلق خود را در محاصره دیدند تسلیم شدند و اموال و زنان و مردان قبیله به اسارت درآمدند. جویریه که دختر رئیس قبیله بود به نزد پیامبر آمد و آزادی خود را درخواست نمود. پیامبر پول آزادی او را پرداخت و سپس او را از پدرش خواستگاری کرد. پدرش موافقت کرد و مسلمان نیز شد. وقتی خبر این ازدواج به مسلمانان رسید همگی گفتند این اسیران خویشاوندان پیامبر هستند و همه را آزاد کردند. بعد از این ماجرا تعداد زیادی از آن قبیله مسلمان شدند و سوگند خوردند زین پس در سپاه مسلمین بجنگند.۲۸ بدین ترتیب از دشمنان اسلام کاسته و بر پیروانش افزوده شد و کینه قبیله بنی المصطلق (ناشی از اسارت و شکست در جنگ) فروکش کرد. ماریه قبطیه ماریه دختر شمعون قبطی کنیزی بود که به همراه خواهرش سیرین، مقوقس قبطی حاکم اسکندریه و مصر برای محمد هدیه فرستاد. سیرین به عقد موذن مسجدالنبی و ماریه به عقد محمد در آمد. وی ابراهیم را به دنیا آورد که در ۱۸ ماهگی درگذشت.۲۹ ام‌حبیبه ام‌حبیبه دختر ابوسفیان، دشمن سرسخت پیامبر بود. ام‌حبیبه با همسرش عبد الله بن جحش به حبشه مهاجرت کرده بود اما شوهرش در حبشه بر اثر تبلیغات مسیحیان از آیین اسلام برگشت و نصرانی شد و در همان‌جا نیز از دنیا رفت. مهاجرین حبشه هم از ترس پدر ام‌حبیبه جرأت نگهداری از او را نداشتند. در این هنگام پیامبر با او ازدواج کرد و علاوه بر قبول مسئولیت او، گامی برای رضایت و جلب قلوب بنی امیه به اسلام برداشت. نویسنده مسیحی، گیورگیو، در کتاب «محمد، پیامبری که از نو باید شناخت» در این مورد می‌نویسد: «محمد، ام‌حبیبه را به ازدواج خود درآورد تا بدین ترتیب داماد ابوسفیان یعنی دشمن اصلی خود شده و از دشمنی قریش نسبت به خود بکاهد. در نتیجه این وصلت، پیامبر اسلام با خاندان بنی‌امیه و هند همسر ابوسفیان و سایر دشمنان خونین خود جنبه فامیلی و خویشاوندی پیدا می‌کرد. ام حبیبه هم عاملی مؤثر برای تبلیغ اسلام در خانواده‌های مکه شد.»۳۰ عایشه عایشه دختر خلیفه اول اهل سنت، ابوبکر، چندین دهه پس از او زنده ماند و به گردآوری سخنان پراکنده محمد کمک کرد.تحقیق دست‌اول؟۲۶ پیامبر اسلام پس از وفات خدیجه، با وساطت خوله بنت حکیم بن اوقص، و خواست پدرش ابوبکر او را با مهریه چهارصد درهم به عقد خود در آورد عایشه با 9 سال سن جوانترین زن ایشان محسوب می شود. فهرست همسران این بخش از مقاله فاقد منبع و مأخذ است. شما می‌توانید با افزودن منابع برطبق اصول تأییدپذیری و شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع، به ویکی‌پدیا کمک کنید. مطالب بی‌منبع احتمالاً در آینده حذف خواهند‌ شد. بخشی از نوشتارهای اسلام: همسران پیامبر اسلام Muhammadwives.svg خدیجه دختر خویلد سوده دختر زمعه عایشه دختر ابوبکر حفصه دختر عمر خطاب زینب دختر خزیمه ام سلمه دختر ابوامیه زینب دختر جحش جویریه دختر حارث رمله دختر ابوسفیان ریحانه دختر زید قرظی صفیه دختر حیی بن اخطب میمونه دختر حارث ن ب و این زنان بر اساس آیه قرآن به امهات المؤمنین۳۱ مشهورند. خدیجه دختر خویلد بن اسد بن عبدالعزی عایشه دختر ابوبکر صفیه دختر حیی بن اخطب زینب دختر خزیمه زینب دختر جحش ام سلمه دختر امیه بن المغیره سوده دختر زمعه بن قیس ام حبیبه دختر ابوسفیان بن الحرب حفصه دختر عمر بن الخطاب جویریه دختر حارث بن ابوضرار میمونه دختر حارث الهلالیه زینب دختر عمیس خوله دختر حکیم سلمی(خود را به پیامبر بخشید) ماریه دختر شمعون قبطی ریحانه خندفیه عمره دختر یزید سناء بنت سفیان البته علامه جعفری تعداد زنان پیامبر را ۹ نفر می‌داند که جز عایشه همگی بیوه بودند. اسامی زیر نیز در تاریخ طبری ذکر شده‌است؛ اما در درستی آن اختلاف نظر وجود دارد: فاطمه دختر سریح هند دختر یزید عصما دختر سیاء زینب دختر یزید هبله دختر قیس لیلی بنت الخطیم ملائکه دختر کعب شنباء دختر عمر الغفریه ملائکه دختر داوود دختر الجهال تکانه فرزندان در تعداد فرزندان محمد اختلافاتی است. بسیاری براین باورند که محمد از خدیجه دارای سه پسر و چهار دختر شد: قاسم (که کنیه محمد را به همین خاطر ابوالقاسم می‌دانند)، طیب، طاهر و دختران، رقیه، زینب، ام‌کلثوم و فاطمه. پسران همگی قبل از بعثت، از دنیا رفتند ولی دختران ، اسلام را درک نموده، همراه پدر به مدینه هجرت نمودند.۳۲ محمّد از دیگر همسران خود فرزندی نداشت جز از ماریه قبطیه که صاحب پسری به نام ابراهیم گردید. ابراهیم نیز در کودکی از دنیا رفت. آن‌چه مسلمانان برآن اتفاق نظر دارند این است که فاطمه کوچکترین دختر او و تنها فرزند باقی‌مانده از محمّد در زمان درگذشتش بوده‌است



[ دوشنبه 08 شهريور 1395 ] [ 3:17 ] [ حمیدرضا ]

خبر: خارج‌سازی یک شناور اقیانوس‌پیما از آبهای خورموسی

 رییس سازمان بنادر و دریانوردی گفت: سال گذشته در اروند‌ و در مسیر بندر خرمشهر حدود 20 شناور مغروقه خارج شد. از هفت فروند شناور مغروقه در خورموسی نیز یک شناور در سال گذشته خارج شد و شناور دوم نیز درحال خارج‌سازی است که امیدواریم تا سال آینده این شناور اقیانوس‌پیما خارج شود.

 

8 طرح در بخش فولاد سازی شامل راه اندازی 5 واحد یک میلیون تنی احیای مستقیم فولاد استانی (قائنات، نی ریز، شادگان، سپید دشت و میانه)، فاز دوم احیای مستقیم شهید خرازی مجتمع فولاد مبارکه (1.5 میلیون تن آهن اسفنجی در سال)، افزایش ظرفیت فولاد آلیاژی (از200 به 450 هزار تن) بنا بر این گزارش، شرکت پتروشیمی

 

به گزارش خبرنگار راه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در راستای پاکسازی آبراه‌های کارون و اروند به عنوان یکی از منابع مهم تجارت منطقه و کشور از سال 89 تا کنون 43 مغروقه توسط متخصصان ایرانی شناورسازی شده است که سه فروند از مغروقه‌ها امسال شناور شده‌اند.

 

ت بودن سایر پیش‌بینی‌های اساسی قبلی، مبلغ 443 ریال برای هر سهم اعلام کرده است.واهد شد. ماداگاسکار در ساحل جنوب شرقی آفریقا قرار دارد و چهارمین جزیره بزرگ جهان پس از گرین‌لند، گینه نو و برونئی است. انتهای پیام وزیر ریال ریال تعاون، 22,116 بات شد.ارداتی به کلیه یکصد از بنگاه‌های ریلانکا ریال، 7,760 می

 

بر اساس مصوبات سفرهای استانی هیأت دولت مبنی بر خارج‌سازی مغروقه‌های به جا مانده از جنگ تحمیلی در آبراه کارون، عملیات شناورسازی تحت نظارت اداره ایمنی و حفاظت دریایی اداره کل بندر و دریانوردی خرمشهر همچنان ادامه دارد.

 

زاری فارس، مدیران عامل دو شرکت پتروشیمی پردیس و شیراز با ارسال نامه‌ای به رئیس اداره نظارت بر ناشران بورس درباره تأثیر افزایش نرخ کود اوره بر سود شرکت شفاف‌سازی کردند.از تعداد طرح های قابل راه اندازی، 8 طرح در بخش فولاد سازی شامل راه اندازی 5 واحد یک میلیون تنی احیای مستقیم فولاد استانی (قائنات، نی

 

به گفته رییس سازمان بنادر و دریانوردی گفت: تعدادی از شناور‌ها در زمان جنگ تحمیلی در آب‌های مشترک ایران و عراق غرق شده‌اند که با هماهنگی کشور مربوطه نسبت به خارج‌کردن شناورهای مغروقه اقدام می‌شود.

 

سید عطاء‌الله صدر - معاون وزیر راه و شهرسازی - به ایسنا گفت:‌ خارج کردن شناور در عمق‌های زیاد کار بسیار سختی است و تجهیزات خاصی را می‌طلبد.

 

وی افزود: خارج کردن شناور در عمق‌های بالا توسط شرکت‌های بزرگ خارجی صورت می‌گرفت که در سال گذشته توانستیم با توان داخلی نسبت به خارج کردن شناور در عمق‌های بسیار زیاد اقدام کنیم.

 

صدر گفت: سال گذشته در اروند‌ و در مسیر بندر خرمشهر حدود 20 شناور مغروقه خارج شد. از هفت فروند شناور مغروقه در خورموسی نیز یک شناور در سال گذشته خارج شد و شناور دوم نیز درحال خارج‌سازی است که امیدواریم تا سال آینده این شناور اقیانوس‌پیما خارج شود.

 

معاون وزیر راه و شهرسازی با بیان این‌که در آب‌های تمامی استان‌های ساحلی کشور شناور غرق شده وجود دارند، اظهار کرد: خارج‌سازی آن دسته ازشناورهایی برای سازمان بنادر و دریانوردی دارای اهمیت است که در مسیرهای 10 گانه جابه‌جایی مسافر در آب‌های جنوبی کشور قرار دارند.

 

به گزارش ایسنا هزینه خارج‌سازی شناورهای غرق شده بسیار بیشتر از خرید یک شناور جدید است؛ به طوریکه برای خارج‌سازی شناور مغروقه در مسیر بندرعباس، سال گذشته بیش از یک میلیارد تومان هزینه شد.

 

معاون سازمان بنادر و دریانوردی پیش از این گفته بود: بعد از شناسایی شناورهای غرق شده در مسیرهای آبی کشور، خارج‌سازی آن‌ها از نظر هزینه و نیز میزان ایجاد امنیت اولویت‌بندی شده و در دستور کار قرار می‌گیرد.

 

به گفته استیری زمان تصمیم‌گیری برای خارج‌سازی شناورهای غرق شده از مالکان شناورها درخواست می‌شود برای خارج کردن آن اقدام کنند اما با توجه به آن‌که هزینه خارج‌سازی شناور بسیار بیشتر از هزینه خرید یک شناور دیگر است، مالکان اقدام نمی‌کنند و سازمان بنادر بنا بر وظیفه خود در حفظ ایمنی آب‌ها و شناورها شناورهای مغروقه را خارج می‌کند.



[ دوشنبه 08 شهريور 1395 ] [ 3:16 ] [ حمیدرضا ]

توجه بیش از حد به ظواهر به جای مطالب

ظاهر وبلاگ یا محتوای وبلاگ؟

 

در این مطلب می خواهیم به یک اشتباه بارز در بین وبلاگ نویسان وجود دارد اشاره کنیم که این اشتباه ” توجه بیش از حد به ظواهر به جای مطالب” هست و می خواهیم بگوییم چرا نباید این اشتباه را تکرار کنید …

بعضی از افراد وبلاگ نویس به جای اینکه به ایجاد محتوایی بهتر فکر کنند، بیشتر دغدغه زیبا تر بودن وبلاگشان را دارند، البته زیبایی در هر شکلش خوب است و به حرفه ای تر شدن کار کمک می کند، اما به یاد داشته باشیم که مخاطبان برای دیدن صرفا یک وبلاگ زیبا معمولا به آدرس شما مراجعه نمی کنند، بلکه برای آنها به طور طبیعی چیزی که اهمیت دارد، محتوایی است که ارائه می شود، سعی کنید تمرکز خود را بیشتر روی محتوای وبلاگ قرار دهید تا روی ظواهر، در ضمن توجه کنید که جلوه های ظاهری موجب افزایش حجم کلی قالب وبلاگ شما نشوند.

همیشه در وبلاگ های بلاگفا و میهن بلاگ می بینم که وبلاگ نویسان از رنگ بندی های مختلف برای در وبلاگشان به کار میبرندبه طوری که خواندن مطالب و پست هایشان به سختی امکان پذیر است .

سعی نمایید سادگی را در زیبایی وبلاگ به کار ببرید…



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 14:21 ] [ حمیدرضا ]

كوكي عبارت است از يك پيغام كه سرور به مرورگر

کوکی cookie

كوكي عبارت است از يك پيغام كه سرور به مرورگر ( Browser ) شما مي فرستد. مرورگر شما اين پيغام را در يك فايل متني ( Text ) ذخيره مي كند. پس از آن هر بار كه كه شما به آن سرور مراجعه مي كنيد ( يعني يك صفحه از وب سايتي را كه روي آن سرور قرار دارد باز مي كنيد. ) يا به عبارت ديگر هر بار كه مرورگر شما (مثلاً اينترنت اكسپلورر ) در خواست يك صفحه از آن سرور مي كند اين پيغام را به آن سرور باز مي گرداند.

هدف اصلي كوكي ها شناسايي كاربران است تا تنظيماتي را كه كاربر بنا بر سليقه خود دفعة قبل روي يك وب سايت مثلاً ياهو انجام داده اكنون هم بتواند صفحه را با همان تنظيمات دفعه قبل برايش باز كند. براي مثال فرض كنيد در Hotmail يك ايميل درست كرده ايد و اكنون بعد از چند روز دوباره وارد سايت Hotmail مي شويد تا با وارد كردن ID (يا شناسه ) و پسورد وارد ايميل خود شويد و مشاهده مي كنيد كه با باز شدن صفحه ID شما از قبل نوشته شده است يا حتي اگر از قبل اين امكان را ايجاد كرده باشيد پسورد شما هم وارد شده فقط كافيست اينتر را بزنيد و وارد ايميل خود شويد. و زمانيكه در گوگل زبان خود را انتخاب مي كنيد و دفعه بعد كه وارد گوگل مي شويد و زبان مورد نظر شما به طور اتوماتيك انتخاب شده است همه اين كارها و بسياري از كارهاي ديگر اينچنيني بوسيله كوكي ها انجام مي شود در حقيقت از طريق كوكي ها سرور وب صفحات را مطابق عادت و سليقه شما باز مي كند و به اين طريق در وقت و حوصله شما صرفه جويي مي شود.

مشكلات كوكي ها

كوكي ها مكانيزم كاملي براي شناسايي نيستند، ولي كارهايي را ممكن مي سازند كه شايد بدون آنها انجام همين كارهاي ساده غير ممكن بود. در اينجا به بررسي چند مشكل كه از كارايي كوكي ها مي كاهد مي پردازيم.

افراد معمولاً از كامپيوتر ها به طور مشترك استفاده مي كنند. هر كامپيوتري كه در يك مكان عمومي مانند محل كار يا حتي در خانه معمولاً‌ به طور اشتراكي چند نفر از آن استفاده مي كنند. و چندين نفر در زمان هاي مختلف بوسيله اين كامپيوتر به اينترنت متصل مي شوند. كوكي ها نمي توانند نياز همه آنها را همزمان برآورده كنند. فرض كنيد از يك مكان عمومي مانند يك كافي نت در حال خريد از يك فروشگاه اينترنتي هستيد. اين فروشگاه اينترنتي روي كامپيوتري كه از آن براي خريد استفاده مي كنيد يك كوكي قرار مي دهد تا اگر بار ديگر وارد اين فروشگاه اينترنتي شديد حساب شما را استفاده كند. فروشگاههاي اينترنتي معمولاً در اين زمينه بسيار هشدار مي دهند. يا فرض كنيد كه شما با استفاده از كامپيوتر شخصي همسرتان از فروشگاه اينترنتي آمازون خريد كرده ايد و حال اگر همسرتان بعد از شما براي خريد وارد آمازون شود فقط با يك كليك مي تواند خريد كند البته با حساب شما!
در يك كامپيوتر با سيستم عاملي مانند ويندوز NT يا يونيكس كه حسابها به طور مناسب و درست در اختيار كاربران قرار مي گيرند كمتر اين مشكلات پديد مي آيند.

 

کوکی

 

اگر كوكي ها پاك شوند. اگر شما با مرورگر خود ( مانند اينترنت اكسپلورر ) مشكل داريد. و از شركت پشتيباني كنندة اين مرورگر كمك بخواهيد ممكن است اولين چيزي كه به شما بگويند تا انجام دهيد پاك كردن temporary Internet files يا همان فايلهاي موقت اينترنتي در شاخه ويندوز باشد. زمانيكه اين كار را مي كنيد تمام كوكي ها را از دست مي دهيد و اگر سايتي را كه قبلاً بازديد كرده ايد بعد از اين عمل دوباره بازديد كنيد آن سايت شما را به عنوان يك كاربر جديد فرض خواهد كرد و براي شما يك كوكي جديد مي فرستد. و به همين علت است كه بعضي از سايتها از شما مي خواهند كه در آنها ثبت نام كنيد ( يا اصطلاحاً رجيستر شويد. ) جون اگر با يك كلمه كاربري ( User Name ) و يك كلمه عبور ( Password ) شما مي توانيد وارد حوزه شخصي خود در آن سايت شويد حتي اگر فايل كوكي را از دست داده باشيد.
چندين كامپيوتر. افراد زيادي در روز از بيش از يك كامپيوتر براي دستيابي به اينترنت استفاده مي كنند. به عنوان مثال اگر شما يك كامپيوتر در محل كار و يك كامپيوتر در خانه و يك لپ تاپ براي خارج از اين دو محل استفاده مي كنيد براي هر كامپيوتري كه با آن به يك وب سايت متصل مي شويد كوكي هاي جداگانه براي هر كامپيوتر ارسال مي شود و اين سبب مي شود كه تنظيمات خود را براي هر كامپيوتر به طور جداگانه انجام دهيد كه خسته كننده است.
حل مشكلات مذكور احتمالاً به همين سادگي ها هم نيست مگر اينكه از كاربر خواسته شود در سايت مذكور ثبت نام كند.



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 14:17 ] [ حمیدرضا ]

بیمارستان (خاطرات خنده دار)

یه مدت میرفتم بیمارستان واسه دیدن دوره 

 

یه روز داشتم از ملت خون میگرفتم 

 

یه پسری به پستم خورد اومده بود, واسه اهدا خون, خونو که 

 

ازش گرفتم گفتم: که تا 24 ساعت نباید ورزش های سخت داشته باشه!

 

_ نه خانم من امروز بعدازظهر مسابقه دارم!!!

 

_ عاقا من واسه خودتون میگم ضعف میکنین!

 

_ نه الا و بلا من امروز باید مسابقمو برم..

 

_خب حالا چه مسابقه یی؟

 

_مــِنـــچ ^__^

 

خدایا یه پولی به من بده یه عقلیم به این بده :|

 

نمـــک >_<

فرستنده : ژیلا بانو ^_^ Kurd



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 14:8 ] [ حمیدرضا ]