close
تبلیغات در اینترنت
دستشویی دانشگاه(خاطرات خنده دار)

دستشویی دانشگاه(خاطرات خنده دار)

سلام بر همه.

آقا این خاطره ای که میخام بگم،بیشتر مربوط به اساتید محترم هست، حتما توجه کنن!!

 

آقا ما یه مدتی هست که توی ساختمون دانشکده مون بنایی داریم. یعنی هر جا میری، می بینی یه تپه از سیمان و خاک و فرغان و این چیزا هست!! چون دارن در سطح وسیعی توی دانشکده مون، تعمیرات انجام میدن. یکی از جاهایی که دارن تعمیر میکنن، گلاب به روتون، دسشویی هاست!!

 

خلاصه، بچه های کلاس ما چند روز پیش امتحان داشتن، (من این درس رو ترم پیش پاس کردم) ، جاتون خالی چه امتحانی!! از قرار معلوم خیلی سخت بوده...

ترم های پیش، استاده، از نمونه سوالای ترمای قبلی سوال میداد، ولی این ترم،سوالای جدید و سخت طرح کرده بود!!

 

آقا خلاصه، بعد از امتحان چند تا از این همکلاسی های ما میرن پیش استاد واسه التماس نمره و این حرفا، که اونجا با یه صحنه خیلی خنده دار رو به رو میشن...!!

سقف بالا سر استاده، انگار سوراخ بود و نشتی داشت، از اون بالا، یه آبی می ریخت روی میزش!! حالا مهم اینه که این، آبه چیه... عرضم به حضورتون که بالاسر اتاق استاد ما، دقیقا دسشویی قرار داشته و آب فاضلاب همینجوری می ریخته روی میز این استاد ما!! حالا بچه های ما هم مگه می تونن جلوی خنده شونو بگیرن؟!! خلاصه همونجور دست از پا درازتر بر می گردن!! خخخخخ

 

خلاصه میخاستم بگم که اساتید محترم! بترسید از اون روزی که خدا بخواد تلافی این امتحانای سختی که از بچه ها می گیرین رو در بیاره...!!! خخخخخخ

 

 

کلید اسرار - این داستان : دسشویی دانشگاه



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 14:1 ] [ حمیدرضا ]

مطالب مرتبط