close
تبلیغات در اینترنت
آقا (خاطرات خنده دار)

آقا (خاطرات خنده دار)

آقا(آره داداش درستش این شکلیه) امروز اولین روزی بود که واسه کار آموزی رفتم اداره گاز. توبخش خدمات مشترکین یه میز با یه سیستم بهم دادن فعلا مشغول باشم. از قضا اغلب مشترکین عزیزودوست داشتنی والبته بسیار گرامی برای راهنمایی راجب قبوض،بدهی ها،نصب،تعمیرات والبته شکایاتوغیره به من مراجعه میکردن وازم راهنمایی میخواستن(فکر کنم چون خیلی خوشتیپم فقط به من مراجعه میکردن) (نه داره آخه،تو منو دیدی که میگی خوشتیپ نیستم) (بگذریم).بعد از این که من راهنماییشون میکردم بقیه بروبچه های گل اداره صداشون میکردنو دوباره بهشون میگفتن که چیکار کنن و بازهم در اغلب موارد کاملا برعکس اون چیزی که من میگفتم راهنماییشون میکردن.خخخخخخخخخخ
بنده خداها بیشتر از این که حواسشون به کارشون باشه به من بود که خرابکاریامو درست کنن.
شانس اداره گازو میبینی!!!!!
کارآموز گرفتن عصای دستشون باشه شدم بلای جونشون.خخخخخخخخخ
راستی اینم بگم اون اربابان رجوع هم که نمیدونستم چه جوابی بدم مستقیم میفرستادمشون سراغ رییس،کار به جایی رسیده بود که بعد از نماز رییس اومده بود تو خدمات مشترکین.خخخخخخخخ
کلا بخام بگم امروز سخت ترین روز کاریه اداره بود.خدابه دادشون برسه فرداوفرداهای دیگه روهم باید برم پیششون.
همینجور اگه پیش بریم فکر کنم تا پایان کارآموزی کارکردن تو این اداره جزء مشاغل سخت قرارداده بشه.
ولی نمیدونید راه انداختن کار مردم و لبخندروی صورتشون چه حس خوبی به آدم میده.
لطفا فحش ندید قول میدم کمتر خرابکاری کنم.



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 14:2 ] [ حمیدرضا ]

مطالب مرتبط